معرفی و دانلود کتاب یک اتفاق شرم آور: دو داستان
برای دانلود قانونی کتاب یک اتفاق شرم آور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب یک اتفاق شرم آور: دو داستان
ما هم تصور نمیکردیم درون شکم کروکدیل خالی باشد، اما خوشبختانه ایوان متوئیچ با ورود به درون معدهی این حیوان و برقراری یک زندگی خوب و آرام، ما را با این واقعیت مواجه کرد. کتاب یک اتفاق شرم آور دو داستان اجتماعی و فلسفی را دربردارد که فئودور داستایوفسکی با لحنی طنزآمیز آنها را روایت میکند. داستان کوتاه کروکدیل جزو آثار تخیلی نیست، اما بدیهی است که وارد شدن یک مرد بالغ به معدهی یک کروکدیل نیز اتفاقی عادی نیست. وقایعی که در داستان کوتاه یک اتفاق شرم آور رخ میدهند نیز باعث میشوند تا به حس شرم نیابتی دچار و بهجای ایوان ایلیچ شرمگین شوید.
دربارهی کتاب یک اتفاق شرم آور
شاید حق با ایوان متوئیچ است. شاید واقعاً زندگی کردن در شکم یک کروکدیل بهتر از هر روز صبح زود بیدار شدن، به سرکار رفتن، ساعتها کارمند و کارگر بودن و بازگشتن به خانه باشد. قطعاً در شکم کروکدیل، زندگی وجوه متنوعتر و جالبتری وجود دارد و حق هر آدمی است که دلش بخواهد مدتی را در شکم یک حیوان به استراحت و تفریح بپردازد. ایوان نیز چندان اصراری ندارد که او را بهسرعت بیرون آورند. البته پساندازهایش برای اقامت در شکم کروکدیل تا همیشه کفاف نخواهد داد و دیر یا زود باید بپذیرد که نمیتواند برای همیشه آنجا بماند. از طرف دیگر همسر او، یلنا ایوانونا، بیجهت مضطرب و بیقرار است. قطعاً هیچ جای دنیا بهاندازهی شکم یک کروکدیل امن و بیخطر نیست و ما هم نمیدانیم چرا این زن تا این اندازه دلواپس است و عجله دارد که زودتر همسرش به محل کار و خانه و همان زندگی خستهکنندهی قبلی بازگردد.
در این زمینه نظر ما خوانندگان به یلنا دور و به فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky) نزدیک است. کتاب یک اتفاق شرم آور (A Nasty Story & Crocodile) دو داستان را در خود جای داده که اولی کروکدیل و دومی یک اتفاق شرم آور است. بههمان اندازه که دوست ندارید حتی برای یک لحظه بهجای شخصیتهای داستان کوتاه یک اتفاق شرم آور زندگی کنید، به همان میزان حتی از تصور زندگی کردن بهجای ایوان متوئیچ خوشحال خواهید شد.

سخنرانی در سالن امعا و احشا کروکدیل
خوشبختانه صدای ایوان متوئیچ به بیرون میرسد. صاحب آلمانی کروکدیل هم هرازگاه اجازه میدهد تا راوی که دوست صمیمی است، بهسراغ کروکدیل برود و از این طریق با ایوان گفتوگو کند. برخلاف تصور راوی و یلنا که ایوان را غمگین میپندارند، او شادترین لحظات عمرش را میگذراند. دقیقاً مشخص نیست چرا اما از زمانی که وارد شکم کروکدیل شده غرور و خودشیفتگی عجیبی بهسراغش آمده. او به این توهم دچار شده که میتواند جهان را دگرگون کند! برای تمام دنیا برنامه ریخته و میخواهد تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مختلفی را در کشور پیاده کند. او هر روز برای مردمی که برای بازدید کروکدیل میآیند سخنرانی و تصور میکند که مرکز جهان و جذابیت موجود هستی است! داستان کروکدیل حضور ایوان متوئیچ در شکم این حیوان را آنقدر طولانی میکند تا یلنا درخواست طلاق دهد. هرقدر هم که راوی عشق و علاقهی متقابل یلنا و رفیقش، ایوان، را به این زن یادآوری میکند فایدهای ندارد. منطقی است که یلنا به شوهری در شکم کروکدیل نیازی نداشته باشد. او میخواهد برای زندگی خود تصمیم بگیرد. کتاب یک اتفاق شرم آور داستان کوتاه کروکدیل را برای خوانندگان خود روایت میکند و البته از همین ابتدا نیز شما را برای پذیرش این واقعیت آماده خواهد کرد که قرار نیست با نتیجهای چندان خوش و امیدوارکننده مواجه شوید.
داستان یک اتفاق شرم آور هم دومین داستان کوتاه فئودور داستایوفسکی در این کتاب است که دقیقاً همچون نامش روایتگر یک واقعهی بسیار خجالتآور است؛ واقعهای که به رفتن آبروی ایوان ایلیچ، بهم خوردن زندگی مشترک پسِلدونیموف و همسرش و اتفاقات افتضاح دیگری منجر خواهد شد. دو داستان کروکدیل و یک اتفاق شرم آور نمایانگر وجه و قلم طنزآمیز فئودور داستایوفسکی است که روایتگر معضلات اجتماعی و سیاسی روسیه در دورهی حکومت تزارها است.
کتاب یک اتفاق شرم آور با ترجمهی عبدالمجید احمدی در انتشارات چام چاپ شده است.
کتاب یک اتفاق شرم آور برای شما مناسب است اگر
- شما هم دوست دارید برای مدتی - یا همیشه - بهجای اینکه کارمند و کارگر و... باشید و به زندگی یکنواخت خود بپردازید، در شکم کروکدیل زندگی کنید.
- به داستانهایی که در عین نگاه انتقادی به اجتماع و روایت وضعیت سیاسی روسیه در قرن 19، بیان و لحن طنزآمیزی دارند، علاقه دارید.
- از خواندن داستانهای کوتاه روسی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب یک اتفاق شرم آور: دو داستان میخوانیم
ایوان ایلیچ با طعنه گفت: «نکند دارید از شراب نو و مشکهای نو حرف میزنید؟ نه، قربان! من یکی تحملش را دارم!»
در همین لحظه زنگ ساعت به صدا در آمد. ساعت یازده و نیم شد.
سمیون ایوانویچ درحالیکه داشت آماده میشد تا از روی صندلی بلند شود، گفت: «زیادی نشستیم. وقت رفتن است». اما ایوان ایلیچ پیشدستی کرد، بلافاصله از پشت میز بلند شد و کلاه پوست سمورش را برداشت. از قیافهاش مشخص بود که دلخور شده است. استپان نیکیفُرُویچ در حال بدرقهی مهمانان گفت: «خب، سمیون ایوانویچ، فکرهایتان را میکنید؟»
«در مورد خانه؟ آره، در موردش فکر میکنم.» «باشد پس، فکرهایتان را بکنید و هر چه سریعتر به من اطلاع بدهید.»
آقای پرالینسکی احساس میکرد که او را نادیده گرفتهاند، همانطور که داشت با کلاهش بازی میکرد، با لحن پرمهر و آمیخته به چاپلوسی گفت: «همهاش دارید در مورد حسابوکتاب حرف میزنید؟» استپان نیکیفُرُویچ ابرو بالا انداخت و به نشانهی اینکه نمیخواهد مهمانانش را معطل کند، سکوت کرد. سمیون ایوانویچ با عجله سر خم کرد، خداحافظی کرد و رفت.
آقای پرالینسکی پیش خود گفت: «آهان... خب... باشد، هرطور که راحتید... ظاهراً روی خوش و مهربانی سرتان نمیشود...» و با جدیت خاصّی دستش را به طرف استپان نیکیفُرُویچ دراز کرد.
ایوان ایلیچ در راهرو پالتوی سبک و گرانقیمتش را به تن کرد و در همین حین به دلیلی تلاش میکرد به پالتوی پوست راکون کهنهی سمیون ایوانویچ نگاه نکند. بعد هر دو مهمان از پلهها پایین رفتند. ایوان ایلیچ به سمیون ایوانویچ که ساکت راه میرفت، گفت: «پیرمرد انگار دلخور شده».
فهرست مطالب کتاب
یادداشت ناشر
یادداشت مترجم
کروکدیل
یک اتفاق شرم آور
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب یک اتفاق شرم آور: دو داستان |
| نویسنده | فئودور داستایوفسکی |
| مترجم | عبدالمجید احمدی |
| ناشر چاپی | انتشارات چام |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 184 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-90356-4-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی، کتابهای ادبیات کلاسیک، کتابهای داستان کوتاه خارجی |






















