معرفی و دانلود کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

عکس جلد کتاب وعده‌ی ما ماه اوت
قیمت:
۶۰,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب وعده‌ی ما ماه اوت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب وعده‌ی ما ماه اوت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

روی کاغذ نام هتل و شماره‌ی اتاق نوشته شده. مرد نمی‌تواند باور کند که زنی محترم و میان‌سال او را به اتاقش دعوت کرده؛ اما چیزی نمانده تا هم ما و هم مرد با آن زن آشنا شویم؛ او آنا ماگدالناست. کتاب وعده‌ی ما ماه اوت روایت‌گر کشمکش و سرگشتگی درونی زنی چهل و چند ساله است که هر سال در میانه‌ی تابستان به جزیره‌ای دورافتاده می‌رود تا مزار مادرش را زیارت کند، اما در این سفرها حوادث دیگری نیز رخ می‌دهند که گابریل گارسیا مارکز ما را با آن‌ها روبه‌رو خواهد کرد. این داستان در لیست پرفروش‌ترین آثار نیویورک‌تایمز قرار دارد.

درباره‌ی کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

اگر در سال 2023 از علاقه‌مندان ادبیات می‌پرسیدند که: «به‌نظر شما خیانت در امانت از لحاظ اخلاقی درست است یا نه؟» واضح است که یک‌صدا می‌گفتند: «نه.» اما فرزندان گابریل گارسیا مارکز (Gabriel García Márquez) در سال 2024 توانستند یک دنیا را با انجام کاری غیراخلاقی و عمل نکردن به وصیت کسی که دستش از دنیا کوتاه است، خرسند کنند. آن‌ها بی‌توجه به وصیت پدر خود، کتاب وعده‌ی ما ماه اوت (Until August) را منتشر کردند و نشان دادند که گارسیا مارکز همان‌قدر که نویسنده‌ای چیره‌دست است، به همان اندازه منتقد افتضاحی است؛ زیرا معتقد بود داستان وعده‌ی ما ماه اوت، اثری «کامل» محسوب نمی‌شود، ارزشمند نیست و باید نابود شود. خوشبختانه فرزندان گارسیا مارکز به دیدگاه این نویسنده‌ی بزرگ وقعی ننهادند و ما را از خواندن آخرین رمان گابریل گارسیا مارکز محروم نکردند؛ علاوه‌بر این‌ها، ما مطمئنیم که آنا ماگدالنا نیز دوست دارد داستان زندگی پر از عذاب وجدانش روایت شود و تمام دنیا شاهد کار غیراخلاقی و ناپسند او باشند تا شاید بتواند از آلام روحی‌اش بکاهد.

ماه اوت مهم‌ترین ماه زندگی آنا ماگدالناست. او فقط مدت کوتاهی فرصت دارد تا نقاب «زن خوب و نجیب» را دور بیندازد و از تمام مرزهای اخلاقی عبور کند. آنا هر سال در ماه اوت، برای رفتن بر سر مزار مادرش و گذاشتن شاخه گل بر روی آن، راهی جزیره‌ای دور افتاده در دریای کارائیب می‌شود. او سال‌هاست مادر خود را از دست داده و هنوز نتوانسته با جای خالی او کنار بیاید. شخصیت آنا وام‌گرفته از مادر متین و سر به‌زیرش است و همین موضوع موجب شده تا آنا تمام عمر خود را با خشم و آشوبی سرکوب شده زندگی کند؛ خشمی که به‌شکل خیانت در ازدواج نمود پیدا می‌کند و از آنا یک زن سرگردان و رنجور می‌سازد که حتی خود نیز نمی‌تواند خیانت‌های پی‌درپی‌اش را توجیه کند.

کتاب وعده‌ی ما ماه اوت بدون اینکه بخواهد آنا را به عنوان زنی بی‌مهر و عاطفه و دارای شخصیت منفی نشان دهد، ما را با او به سفرهای سالانه‌اش در جزیره‌ی دورافتاده‌ی دریای کارائیب می‌برد؛ جایی که آنا هر سال با افرادی جدید و کاملاً غریبه رابطه‌ی جنسی برقرار می کند. ارتباطات او با مردهای گوناگون خالی از احساس عاشقانه است و تنها برای پر کردن خلاء درونی خود و آرامش بخشیدن به وجه سرکوب‌شده‌اش، با آن‌ها رابطه دارد.

گابریل گارسیا مارکز شوهر آنا را نیز به ما معرفی می‌کند؛ مردی موقر، مورد احترام، هنرمند و رهبر ارکستر. این مرد ظاهراً ایده‌آل است و هیچ دلیلی ندارد که آنا به چنین کسی خیانت کند، اما زندگی با این مرد بسیار عالی برای آنا خسته‌کننده است. روزمرگی او را به ورطه‌ی کسالت و افسردگی کشانده. تکرار بی‌پایان همه‌چیز در زندگی متأهلی و دو فرزندی که همانند پدرشان هستند، رنگ و شور زندگی را در نگاه آنا از بین برده. البته که افسردگی و... توجیه‌گر خیانت نیستند و خود آنا نیز این موضوع را می‌داند، اما گابریل گارسیا مارکز کوشیده تا به کشمکش‌های روحی و بار گناهی که همیشه بر دوش این زن سنگینی می‌کند بپردازد و ابعاد مختلف روانی و شخصیتی او را بر خوانندگان خود نمایان کند.

پایان این داستان ورای تصور ماست. هیچ‌گاه فکرش را هم نمی‌کردیم که کسی برای پایان دادن به تضادهای درونی و رنج‌های روحی، دست به کاری هولناک بزند، اما کتاب وعده‌ی ما ماه اوت تصمیم گرفته تا علاوه‌بر عنوان «واپسین اثر گارسیا مارکز»، «شوکه‌کننده‌ترین پایان‌بندی» را نیز به خود اختصاص دهد. کتاب وعده‌ی ما ماه اوت ما را همراه با آنا به سفری درونی می‌برد تا روان آسیب‌دیده و روح طغیان‌گر آنا ماگدالنا را نظاره‌‌گر باشیم. این اثر با ترجمه‌ی وحید اکبری در نشر نیماژ منتشر شده است.

کتاب وعده‌ی ما ماه اوت با ترجمه‌ی وحید اکبری در نشر نیماژ منتشر شده است.

نکوداشت‌های کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

  • داستان وعده‌ی ما ماه اوت ترکیب شده از لطافت و زیبایی است. به دوست‌داران گابریل گارسیا مارکز توصیه می‌کنیم این اثر را مطالعه کنند. (وال استریت ژورنال)
  • شیوه‌ی قصه‌گویی گابریل گارسیا مارکز در داستان وعده‌ی ما ماه اوت بسیار خلاقانه است. شخصیت‌های حاضر در این کتاب از لحاظ روان‌شناختی پیچیده‌اند و در ذهن مخاطب جاودانه می‌شوند. پایان غیرقابل پیش‌بینی و غیر منتظره‌ی این کتاب شما را وادار می‌کند تا دوباره آن را مطالعه کنید. (The Times (Londo))

کتاب وعده‌ی ما ماه اوت برای چه کسانی مناسب است؟

برخلاف نظر گابریل گارسیا مارکز، باید کتاب وعده‌ی ما ماه اوت را به تمام کسانی توصیه کنیم که دوست دارند لایه‌های شخصیتی یک زن سرکوب شده را که به احساس از خود بیگانگی دچار شده، واکاوی کنند. داستان اجتماعی حاضر دارای ابعاد روان‌شناختی، فلسفی و عاشقانه است و برای علاقه‌مندان به این مضامین و ژانرها مناسب و خواندنی خواهد بود.

در بخشی از کتاب وعده‌ی ما ماه اوت می‌خوانیم

برق هتل صبح رفته بود. آب برای حمام‌کردن وجود نداشت -همچنان داشت دروغ می‌بافت- به همین دلیل بدون استحمام و با عرق دو‌روزه به خانه برگشته بود. اما دریا آرام‌و‌خنک بود و زن توانست در طول سفر، اندکی چرت بزند.

مرد که با همان پوشش همیشگی خوابیده بود، از جا جستی زد و به سرویس رفت. مرد، چهارشانه و به‌غایت خوش‌تیپ بود و هیکلی ورزشکارانه داشت. زن پشت شوهرش ریسه شد و مکالمه‌شان ادامه پیدا کرد. درست مثل زمانی که ازدواج کرده بودند.

زن دوباره موضوع صحبت را کشاند سمت دختر سرکششان. نام او را به‌خاطر مادربزرگ مرحوم مدفون در جزیره، میکائیلا گذاشته بودند. دختر قصد داشت راهبه شود؛ اما در‌عین‌حال دل‌باخته‌ی نوازنده‌ای ماهر شده بود که چند ‌سالی از او بزرگ‌تر بود. همان کسی که تا سپیده‌ی صبح در مهمانی‌ها هم‌پایش می‌شد. مادرش این تناقض را درک نمی‌کرد؛ اما آن بعدازظهر چیز دیگری شنید که حتی کمتر از آن تناقض درکش می‌کرد. دخترش به‌همراه پدر، خود را در باشگاهی آفتابی کرده بود مملو از موزیسین‌های معتاد. شوهرش با خوش‌مشربی فراوانی شروع کرد به دست‌انداختن آنا. «بهم نگو که به دخترمون حسودی‌ت می‌شه.»

اگر جواب می‌داد آره حسودی‌م می‌شه، آرامش می‌یافت؛ اما به‌موقع تشخیص داد آن روز زمان خوبی برای پس‌زدن یک گفت‌وگوی عاشقانه نیست.

مرد زیر شرشر آب و حین صابون‌زدن به سر‌و‌صورتش چند میزان ابتدایی کنسرتو پیانوی گریگ را نواخت و بعد سکوت حکم‌فرما شد.

شوهرش دومینیکو آماریس نام داشت. او مردی پنجاه‌وچهارساله، تحصیل‌کرده، خوش‌تیپ و خوش‌اخلاق بود و بیش از بیست سال بود که مدیر کنسرواتوآر استانی بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب وعده‌ی ما ماه اوت
نویسنده
مترجموحید اکبری
ناشر چاپیانتشارات نیماژ
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات96
زبانفارسی
شابک978-600-367-977-1
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتاب‌های داستان و رمان عاشقانه خارجی، کتاب‌های داستان و رمان فلسفی خارجی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

محمدمهدی اسدیان
۴
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
کتاب در مورد زنی تقریبا پنجاه ساله است که طبق وصیت مادرش او را در جزیره‌ی در نزدیکی دریای کارائیب دفن کرده و هر سال ماه اوت برای دیدن قبر مادر تا آن جزیره میره و هربار با داستانی جدید دست پنجه نرم میکنه.
در کل کتابه خوبیه و ارزش وقت گذاشتن و خواندن رو داره.
کتابی لطیف و زنانه و تقریبا روانشانسی
طور که در آن از خیانت زن به شوهرش و عواقب بعد از آن و عذاب وجدان هاش رو نشون میده.
درگیری به پسر و به خصوص دخترش و مشکلاته خانوادگی که توی کتاب شرح میشه و در نوع خودش جالب و قابل تامله که یک انتخاب ساده چگونه باعث بروز چنین پیامد‌هایی میشه که تا مرز نابودی انسان پیش میره.
داستانی که در آن زن میانسالی که درگیر هوس میشه و باعث خیانت‌های متعددی که به شوهرش میشه و این کتاب به خوبی بیان میکنه که اگه شهوت کنترل نشه چه عواقب خطرناک و زیان باری رو همراه داره و فرقی نداره که چندسالت باشه همیشه باید حواست به همه چیز باشه.
زینب پورکلهر
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
سلام و درود، کتابی از نویسنده " صدسال تنهایی "، این کتاب نیز سرشار از تنهایی است، ماجراهای سفر‌های منظم و هرساله یک بانوی پنجاه ساله با یک زندگی زناشویی ظاهرا موفق به جزیره‌ای دورافتاده جهت دیدار با مادرش که اتفاقا در همین سن فوت کرده و وصیت کرد که در همین جزیره دفنش کنند. در همین رفت و آمدهای دچار هرساله چالش‌ها و دگرگونی‌هایی می‌گردد و با افراد مختلفی ارتباط می‌گیرد و در پایان برای خلاصی از این آشفتگی قبر مادرش را بعد از سال‌ها نبش قبر می‌کند و استخوانهایش را از جزیره خارج می‌کند و خواننده را معلق در زمین و آسمان به حال خود رها می‌کند ‌. احساس تنهایی و تیرگی مطالعه این کتاب مرا به یاد کتاب‌های استاد بی بدیل تشویش و پریشانی، صادق هدایت انداخت البته نه به آن تاریکی و سردرگمی، بلکه کمی نزدیک به آن. مطالعه این کتاب را توصیه میکنم هرچند قطعا کتابی سانسور شده است و نیز نبش قبر و بیرون کشیدن استخوان‌های مرده که شاید در فرهنگ گابریل گارسیا مارکز بسیار عادی ولی در فرهنگ ما بی حرمتی به متوفی تلقی شده و مذموم می‌باشد. بدرود
ترنج
۳
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
داستان همونطور که به طور مفصل در بخش معرفی کتاب اومده در مورد زنی چهل و چند ساله است که طبق وصیت مادرش جنازه مادر رو در جزیره ای دور در دریای کارائیب دفن کرده و هرسال برای زیارت قبر مادر و گذاشتن دسته گلی از گلایل به اون جزیره سفر میکنه این سفر که همراه با سفر به درونیات آناست باعث شکستن تابوی به و خیانت همسر میشه آنا رو با عذاب وجدانی گنگ و مزد این خیانتش که به شکل یک اسکناس بیست دلاری لای کتاب به جا میمونه راهی خونه و نزد همسر و فرزندانش میکنه. آنا با وجود عذاب وجدان و احساس گناه سالهای بعد هم در پی تکرار تجربه گناه آلود خود، این سفر رو به منزله یک فرصت سالانه برای تجربه ای جدید غنیمت میدونه و سعی میکنه اون رو تلف نکنه. نمیدونم شاید اینکه این آخرین کتاب مارکز بوده و با توجه به کهولت سن و بیماری شاید خودش میدونسته این آخرین اثر خیلی در خور نامش نیست دوست نداشته چاپ بشه ولی به هرحال شده. شخصیت آنا و دخترش میکائیلا و حتی همسرش به نوعی دچار تضاد و دوگانگی هستند به نوعی ظاهری متفاوت از تمایلات درونی. و در این جنگ و کشمکش بین ریا وخواسته های نادرستشون تظاهر و وجهه موجه و معتبر رو برای زندگی اجتماعی و خواسته ها و هوسهاشون رو برای خلوت و زندگی پنهانیشون میگذارن. و ضربه آخر: فهرمان کتاب پاسخی برای سوالات ذهنی خودش که چرا اینطوره و چرا باید مادرش این طور وصیت کنه پیدا میکنه و واکنش آنا برای پایان دادن به این وسوسه ها جالبه.
Z Abbasi
۵
۱۴۰۴/۰۸/۱۷
رمانی زنانه و لطیف مناسب علاقه‌مندان به ادبیات زنانه و تامل‌برانگیز و کسانی که علاقه به مسائل عاطفی و روانشناسی و بحران‌های مرتبط با آنان هستند. این کتاب من را به یاد کتاب "چراغ‌ها را من خاموش میکنم" از زویا پیرزاد انداخت با این تفاوت که شخصیت رمان مارکز گرفتار هوس میشود و سپس از دام هوس خسته و خود را از مردانی که او را سطحی می‌خواهند رها میکند. خلا مادر و زندگی با مردی که او را تامین نمی‌کند و دچار هرزگی هست بر این حیرانی آنا افزوده. این کتاب برخلاف کتاب "رد و نشان" از پائولوکوئیلو است که دارای لحنی مردانه بود و به دنبال یافتن معنا توسط شخصیت مرد داستان بود. مارکز توصیفات بسیار ظریف و دقیقی از شخصیت زن داستان داشته مخصوصا زمانی که با آلزایمر دست و پنجه نرم میکرده که نشان از عمق شناخت و تامل او نسبت به اطراف خود و انسان‌ها دارد. کوتاهی کتاب هم وجه مثبت دیگر آن است که با حوصله کم وفق دارد.
حامد جامه بزرگی
۵
۱۴۰۴/۰۸/۲۷
کتاب فقط حدود صد صفحه دارد و قصه‌ی زنی میان سال را روایت می‌کند که هر سال در ماه اوت به دیدار مادرش در قبرستان می‌رود و در این سفرها با ماجراهای عاشقانه و شخصی روبه رو می‌شود. - حس نیمه کاره بودن دارد: وقتی می‌خوانی، متوجه می‌شوی که این اثر کامل نیست. خود مارکز گفته بود باید نابود شود، چون به نظرش ارزش انتشار نداشت. اما فرزندانش تصمیم گرفتند آن را منتشر کنند تا خوانندگانش از آخرین نوشته‌های او محروم نشوند. - لحن آشنا اما کم رمق: اگر قبلاً «صد سال تنهایی» یا «عشق سال‌های وبا» را خوانده باشی، این کتاب خیلی ساده تر و کم جزئیات تر است. خبری از آن دنیای پرشکوه و پرجزئیات مارکز نیست. - ارزش احساسی بیشتر از ادبی: برای یک خواننده‌ی معمولی، جذابیت کتاب بیشتر در این است که آخرین نوشته‌ی مارکز را می‌خواند؛ مثل دیدن آخرین نقاشی نیمه تمام یک هنرمند بزرگ.
رها rafiei
۵
۱۴۰۴/۰۸/۱۹
کتاب وعده‌ی ما ماه اوت،، داستان زن متاهل و میان‌سالی به‌نامِ آنا مگدالنا بچ هس که دو بچه‌ی بزرگ داره و شوهر و زندگیش و دوست داره. آنا هرسال ماه اوت با کشتی به یکی از جزایر کارائیب، که نامی از آن برده نمیشه سفر می‌کنه تا دسته‌گلِ گلایُلی که موردعلاقۀ مادرش بود و با وسواس اونو انتخاب می‌کرد بر سر آنا مزارش بذاره. بعد از چندین سفر، ‌ بعد از کشف لذت اولین هم‌آغوشی با یه غریبه، راهی خونه می‌شه. اون تو سال‌های بعد تمایل زبادی به ماجراجویی و تکرار این تجربه با مردای مختلف از خودش نشون می‌ده و با شتابی سرسام‌آور تمام درا رو به‌روی ازدواج شاد و چندین‌سالۀ خودش می‌بنده. این سفرها تاثیر عمیقی تو زندگی خانوادگی اون می‌ذاره ازدواجی که با معیارهای متعارفش بیست‌وچندسال طول میکشه... یه دنیاتشکراز کتابراه عزیز وخوانندگان این سبک💚💚💚
شهربانوغزالی
۵
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
این کتاب حکایت زنی متاهل است که هر سال بر سر آرامگاه مادرش که در جزیره ای دور قرار دارد، گلایل می برد. و هر سال عاشق مردی می شود درحالی که بعد از آشنایی، شرمسار و پشیمان می گردد. آنا قهرمان داستان شباهت زیادی به مادرش دارد و این مساله را بعداز نبش قبر درآستانه پنجاه سالگی در می یابد. شوهرش بعدازهر بار برگشتن از سفر به جزیره متوجه تغییرات آنا می شود ولی آنا با ترسی بیرونی و لذتی درونی همه چیز را از چشم همسر و فرزندانش پنهان می کند که کل داستان درخور توجه است اما اینکه چرا این رمان در زمان حیات گابریل گارسیا مارکز چاپ نشد و فرزندانش با وسواسی محتاطانه کتاب را بررسی وچاپ کردند، جای بحث است. روانی، پیوستگی وزیبایی کلام نویسنده کشش و جاذبه ای دارد که مجال وقفه درخواندن را از خواننده می گیرد.
دلارام کاشانی
۳
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
این کتاب اسم یکی از بزرگترین نویسنده‌ها رو روی خودش داره گابریل گارسیا مارکز، گابوی بزرگ، برای همین انتظاری که ازش داشتم رو برآورده نکرد. البته اول کتاب توضیح داده شده که این اثر آخرین اثر مارکزه و توی دوران آلزایمرش نوشته شده ولی لطف و عمق باقی کار‌های مارکز یه طرف و این داستان کوتاه هم یه طرفه. و به نوعی کارکتر اصلی داستان همونیه که تو خاطرات دلبرکان غمگین منه ولی منتها از جنس زن برای همین هم افسرده تر دست نیافتنی تر حساس تره ولی اونقدری که باید عمق نداره. یعنی حتی تکلیفش با خودش هم مشخص نیست و احساسات ضد و نقیضی داره. در مجموع به عنوان یه داستان جدا از اسم مارکز بد نیست و قطعا ارزش یه بار خوندنو داره.
فاطمه ابوالی
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
متاسفانه این کتاب رو در زمان قطعی اینترنت خوندم و نشد که بلافاصله نظرات رو بخونم و خودم هم نقد پخته‌تری ارائه کنم اما به صورتب‌کلی میشه گفت این کنجکاوی جنسی و دنبال تجربه جدید بودن میتونه در هر سن و شرایطی پیش بیاد. نکته درخور توجه اینه که چرا مادر میخواست اونجا دفن بشه؟ اگر قصد نویسنده این بوده که این یه دعوت برای سفر به خود باشه شاید بشه گفت مادر شناخت خوبی از دختر داشته ولی بازم دور از منطق به نظر میاد. مورد دیگه این که دختر با آوردن استخوان مادر به این کنجکاوی پایان بده هم یه جورایی عجیب و غریبه. آیا تصمیم بهتری نمیشد گرفت؟ آیا مادر در نهایت یه همچین چیزی رو میخواسته؟ و...
حسین علی اف
۵
۱۴۰۴/۰۸/۱۵
کتاب هم جالب و هم با ارزش است پس مسلما خواندن آن بی لطف نخواهد بود، با اینکه توضیحات جالبی برای معرفی بیان شده درنظر داشته باشید که رایگان است در این هفته ویرایش نویسندگان در بیان و نگاه شأن به خصوصیات و شخصیت‌ها موضوعات کتاب‌شان بسیار مناسب است و الگویی مفید که به خوبی به شرح شخصیت ها و مکان هاشمی پردازد به خصوص دو فصل اول، داستان در وصف بعضی انسانها که خیانت به همسرخود دارند رازی با بیان می‌کند که چه چیزی را بدست آورده و چه چیزهای را از دست می‌دهند و به طور حتم خیانت اشتباه و نادرست است وضرر و آسیب آن چند ماه انسان را در گیر میکند ولی لذت و منفعت آن فقط برای یک شب بیشتر نخواهد بود... حتما پیشنهاد می کنم دانلود بخوانید.
پونه
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۰
این کتاب خوندم، چیزی که ازش درک کردم با چیزی انتظار داشتم متفاوت بود. وقتی معرفی کتاب خوندم خیلی ترغیب شدم بخونمش ولی خب کتاب خوندم تموم شد و حس می‌کردم فریب خوردم. نمیگم داستان بی‌ارزشی بود، ولی خب چیزی ازش نفهمیدم، زیاد نتونستم شخصیت اصلی رو درک کنم و دلیل رفتارش رو، برخلاف کتاب صدسال تنهایی که و واقعا توش غرق شدم باهاش توی یه رود متلاطم غوطه خوردم. انتظاری که از این کتاب داشتم چیز دیگه‌ای بود. خود داستان جالبه روونه خواننده رو همراه خودش میکشه میبره ولی هیچ درک نمیکنم چه مقصود و منظوری داشت یعنی حس می‌کنم اصلا بی‌معنی بود.
الهه ابیار
۴
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
دلم میخواست قصه ادامه پیدا کنه و بخونمش اما حیف که این آخرین اثر مارکز هست و از دست دادن حافظه مانع این شده که اثر رو به اتمام برسونه و تصمیم به نشر اون نداشته و بعد از فوتش خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند این آخرین اثر رو منتشر کنن. قصه راجع به زنی هست که برای زیارت قبر مادرش هر سال در تاریخ مشخصی در به ماه اوت جزیره‌ای که مادرش دفن شده میره و اونجا درگیر قضایایی میشه که ادامه نمیدم تا قصه لو نره و خودتون بخونیدش. نگارش خوبی داره، بدون غلط املایی هست. روایت قصه هم روان و بدون تعلیق هست. از کتاب خوندن نهایتِ لذت رو ببرید. منون از کتابراه
archer Aa
۴
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
«دیدار ما ماه اوت» یه داستان کوتاه و ساده‌ست، بیشتر شبیه یه پیش‌نویس شخصیه تا یه رمان کامل. روایتش تکراریه، شخصیت‌ها پرداخت عمیق ندارن، ولی یه حس وسواس و تنهایی توش هست که واقعیه. مارکز خودش گفته بود این متن به درد نمی‌خوره، ولی حالا که منتشر شده، می‌شه رد ذهنش رو دید. اگه دنبال یه اثر پخته و باشی، پیچیده این کتاب ناامیدت می‌کنه. ولی اگه بخوای ببینی حتی چیزایی که مارکز نخواست منتشر کنه، چقدر هنوز حال‌وهوای خودش رو دارن، مفیده.
Hosein Azizi
۴
۱۴۰۴/۱۰/۱۰
یه داستان کوتاهه که بیشتر حال وهوای عاشقانه و در عین حال تلخ داره. قصه درباره ی زوجیه که سال هاست هر تابستون توی ماه اوت همدیگه رو می بینن، اما این دیدارها بیشتر شبیه یه عادت شده تا عشق پرشور. فضای داستان خیلی آرام و در عین حال غم انگیزه، انگار مارکز می خواد نشون بده چطور عشق می تونه با گذر زمان به تبدیل سایه ای از خودش بشه. سبک نوشتنش هم مثل همیشه شاعرانه و پر از جزئیاته، جوری که حتی لحظه های ساده رو پر از حس و تصویر می کنه
مرتضی روشندل‌زاده
۳
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
اگر از نوشته‌های مارکز خوشتان می‌آید و دوست دارید هر اثر او را تجربه کنید، این کتاب را بخوانید. اما اگر به دنبال اثرِ کامل، طوفانی و سطح اول ادبیات هستید، بهتر است اصلا شروع به خواندن آن نکنید. این اثر به عنوان یک متن ناتمام، با حسرت‌ها و فرصت‌های از دست رفتهٔ یک نویسنده در آخرین تلاش هایش برای خلق اثر است. این کتاب مثل شاهکارهای مارکز نیست؛ بیشتر یک روایت مینیمال و احساسی است از زنی که می‌خواهد خودش را دوباره پیدا کند.
مشاهده همه نظرات 153

راهنمای مطالعه کتاب وعده‌ی ما ماه اوت

برای دریافت کتاب وعده‌ی ما ماه اوت و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟