معرفی و دانلود کتاب ملک جمشید: طلسم آصف و طلسم حمام بلور
برای دانلود قانونی کتاب ملک جمشید و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ملک جمشید: طلسم آصف و طلسم حمام بلور
شاهزاده غرق در خون است و از اعماق چاه به ماه درخشنده خیره میشود. او میدانست که قرار است در مسیر رسیدن به معشوق، رنج بکشد، اما تصور نمیکرد سرنوشتش اینگونه تلخ و ستمدیده رقم خورد. کتاب ملک جمشید نوشتهی محمدعلی نقیب الممالک ما را به جهانی خیالی میبرد و مانند اغلب قصههای کهن شخصیتهایی سیاه و سفید دارد و میان خیر و شر مرزی طویل ترسیم کرده است. این داستان عاشقانه در عهد قاجار روایت شده و جنس نثر و توالی وقایع آن به قصهی امیر ارسلان نامدار شباهت دارد.
دربارهی کتاب ملک جمشید
آهو جستی زد و از روی سر شاهزاده پرید. حالا این ملکزادهی ناز پرورده که تاکنون با هیچچیز جز کتاب و دفتر سروکار نداشته، باید بر سر عهد خود بماند و بهتنهایی آهو را دنبال کند و آن شکار را به دام اندازد. ملک جمشید بهتاخت در پی آهو میدود تا اینکه آسمان تار میشود، ماه جای خود را به خورشید میدهد و او نیز به بیابانی عظیم میرسد. در این دشت پهناور، سیاهچادری برافراشته شده و آهو به درون آن چادر پناه میبرد. در نزدیکی آن خیمهگاه پیرزنی با قامت خمیده نشسته و قلیانی چاق کرده است. ملک جمشید بهدعوت پیرزن، لب بر قلیان میگذارد. چشمش به سردر سیاهچادر میافتد و ناگهان جهانش دگرگون میشود. در آن هنگام، دختری همچون پری و فرشتگان از درون چادر بیرون میآید و مشخص میشود که این دختر همان آهوی گریزپاست و حالا به ظاهر اصلی خود بازگشته است.
حالا دیگر شاهزاده یارای تحمل فراق از معشوق را ندارد و باید هر چه زودتر دختر را راضی کند تا به مهر او دل ببندد و بهعنوان ملکهی آینده به قصر بیاید؛ اما مشکل اصلی جای دیگری است؛ امکان ندارد پادشاه به خواستهی پسرش روی خوش نشان دهد و بپذیرد که عروسش یک دختر بیاصل و نسب و روستایی باشد؛ حال با این وجود تکلیف عشق آتشین ملک جمشید به دخترک، چه خواهد شد؟ او حاضر است از آن زیباروی دلفریب دست بکشد و خطرهای بعدی را به جان نخرد؟ کتاب ملک جمشید ماجرای عشق این شاهزادهی جوان به دختر روستایی را روایت میکند و به ما نشان میدهد که فرجام عشق پاک با هوس و شهوترانی تا چه اندازه تفاوت دارد. داستان ملک جمشید، ماجرای اوج و فرود است. شاهزادهی این داستان از تخت به زیر میافتد و با کمک کسانی که تا پیش از نیازمند شدن آنها را باور نداشت و به ایشان اعتماد نمیکرد، به جایگاهی بسی والاتر از مقام پیشین خود میرسد.
نویسندهی این ماجرا محمدعلی نقیب الممالک است که در عهد قاجار برای ناصرالدین شاه داستانسرایی میکرده و دخترش فخرالدوله قصههای بیمانند او، همچون امیر ارسلان نامدار، را به رشتهی تحریر درآورده است. البته در نام کوچک و هویت او ابهامی وجود دارد و برخی معتقدند سرایندهی داستان ملک جمشید، احمد نقیب الممالک است؛ اما تحقیقات و بررسیهای گردآورندگان کتاب حاضر اثبات کرده است که محمدعلی نقیب الممالک نویسندهی این قصه است. کتاب ملک جمشید، داستانی عاشقانه است که به ما نشان میدهد حتی ممکن است پدر برای قتل پسر خود کمر همت ببندد و دخترکی بیابانگرد و فقیر، نجاتبخش ولیعهد یک سرزمین باشد؛ این داستان ما را با این حقیقت روبهرو میکند که زندگی پر از پیچوخمهای گوناگون است و باید در اعتماد کردن به چه آشنایان چه غریبهها، هوشیار باشیم و قدرت عشق را دست کم نگیریم.
کتاب ملک جمشید با همت انتشارات ققنوس منتشر شده است.
کتاب ملک جمشید برای چه کسانی مناسب است؟
عشق همیشه به وصال منتهی نمیشود و گاهی اوقات مرگ را برای عاشق به ارمغان میآورد؛ همچون ماجرای لیلی و مجنون و فرهاد کوهکن. ادبیات فارسی پر از قصههایی است که عاشقان همهچیز خود را بر سر عشق فدا میکنند، اما داستان ملک جمشید با آن قصهها تفاوتی اساسی دارد؛ در این ماجرا رذالت انسانی همچون ابری تیره بر آسمان عشق سایه انداخته و به ما نشان میدهد که طمع و شهوت تا چه اندازه میتواند انسان را به موجودی درندهخو تبدیل کند. این داستان کهن برای علاقهمندان به ماجراهای عاشقانه خواندنی و گیراست.
در بخشی از کتاب ملک جمشید: طلسم آصف و طلسم حمام بلور میخوانیم
شاهزاده گفت: «اى پدر، این آفتابجمال صنمى را که امروز دیدم دختر کیست و چرا بىنقاب مشاطه جمال کرده در کوچه و بازار میان خلق گردش مىکند و درد و غصه او از چیست و مرد صاحب غیرت براى چه مىخواهد؟»
رستمخان گفت: «اى فرزند، بدان که این صنم دختر پادشاه این ولایت و نام او ماه عالمگیر است و سه سال است مشکل بزرگى پیدا شده و پادشاه عهد کرده است هر کس آن مشکل را چاره کند این دختر را به او بدهد و روز جمعه که مىشود این دختر مشاطه جمال مىکند و سوار مىشود و چنان که امروز دیدى در میان کوچه و بازار گردش مىکند که مردم او را تماشا کنند و مایل بر جمال او بشوند شاید یک نفر پیدا شود که درد او را چاره کند و از این غصه نجاتش بدهد و تا به حال هر که داوطلب گردیده نتوانسته چاره کند.»
شاهزاده گفت: «پدر، قربانت بروم بگو بدانم چه مشکلى در کار اوست و چه درد دارد؟ شاید بتوانم درد او را چاره کنم و مشکلش را روا سازم که نزدیک است از عشق او هلاک شوم.»
رستمخان گفت: «اى فرزند، مشکل و درد او گفتنى نیست و نمىتوانم بگویم مگر آن که به تو نشان دهم و با چشم ببینى تا بر تو معلوم شود که چارهپذیر نیست، به شرط آن که آرام باشى و گریه نکنى تا امشب تو را به جایى ببرم و آن را به تو نشان بدهم و حکایت را به تو حالى کنم.»
شاهزاده که این سخن را شنید خوشحال شد و اشک چشم را پاک کرد و دست رستمخان را بوسید و از جا برخاست و داخل قصر گردید. کنیزان بزم آراستند و مى به گردش آوردند تا زمانى که شب بر سر دست آمد و شه زنگ جهان را مسخر گردانید و عالم تاریک شد.
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | کتاب ملک جمشید: طلسم آصف و طلسم حمام بلور |
نویسنده | محمدعلی نقیب الممالک |
ناشر چاپی | انتشارات ققنوس |
سال انتشار | ۱۳۹۴ |
فرمت کتاب | EPUB |
تعداد صفحات | 269 |
زبان | فارسی |
شابک | 978-964-311-583-8 |
موضوع کتاب | کتابهای داستان کهن فارسی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |