معرفی و دانلود کتاب حافظ خوانی خصوصی
برای دانلود قانونی کتاب حافظ خوانی خصوصی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب حافظ خوانی خصوصی
یک صفحهی اینستاگرامی عکسی از یک جسد را پست کرده و نام علیرضا را زیر آن نوشته است. یک شکلک لبخند نیز در کنار متن قرار گرفته تا همه چیز را هولناکتر کند. کتاب حافظ خوانی خصوصی نوشتهی علیرضا محمودی ایرانمهر ماجرایی است که میان مرگ و زندگی تردد میکند. پریسا شش ماه پیش در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داده، اما نشانههایی از حضور او در داستان دیده میشود. علیرضا میکوشد تا با کمک شعرهای حافظ، از راز و معمایی که بر زندگیاش سایه انداخته، پرده بردارد.
دربارهی کتاب حافظ خوانی خصوصی
حق با علیرضاست. او نباید باور کند که پریسا مُرده و زیر خروارها خاک خوابیده. اگر پریسا دیگر زنده نیست، پس چرا بعد از شش ماه هنوز موبایلش روشن است؟ چرا پیامهایی را میبیند که علیرضا برایش میفرستد؟ کدام آدم مُردهای میتواند در شبکههای اجتماعی حاضر باشد؟ علاوه بر همهی اینها علیرضا در مراسم تدفین پریسا حضور نداشته و با چشمهای خودش ندیده که همسرش را به خاک میسپارند؛ هر چقدر هم که مادر پریسا و تمام آشنایان و دوستان شهادت بدهند وقتی علیرضا در کما بوده، پریسا مُرده، این مرد در عمق وجود خود نمیتواند این واقعیت تلخ را بپذیرد که معشوقش دیگر وجود ندارد.
حس میکند رازی بزرگ تمام زندگیاش را احاطه کرده و باید آن را کشف کند. کتاب حافظ خوانی خصوصی نوشتهی علیرضا محمودی ایرانمهر ما را به جایی میبرد که دقیقاً نمیدانیم کجاست! خواب است یا خیال؟! زندگی است یا عالم مرگ؟! حقیقتاً قابل تشخیص نیست که در هر لحظه کجا ایستادهایم؛ تنها دستاویز ما و حتی شخصیتهای رمان حافظ خوانی خصوصی، اشعار حافظ هستند که در اغلب سطرها بهصورت فال آمدهاند و مثل یک چراغ راهنما به ما نشان میدهند چه کسی هستیم، در کجا ایستادهایم و باید به کدام سو برویم.
مقصد این سفر مرگ است
علیرضا روی تخت افتاده و به سقف خیره شده است. به همان شبی فکر میکند که بعد از نهصد و چند روز زندگی، برای انجام کاری به هتلی در دریاکنار رفته بود. پریسا به او پیام میدهد که در خانه هیچچیز عادی نیست و اتفاقاتی مشغول رخ دادن هستند که نمیتواند توضیحشان دهد؛ برای همین به سمت علیرضا میآید تا همه چیز را تعریف کند؛ اما این سفر هیچگاه به مقصد نمیرسد. درست هنگامی که مشغول صحبت کردن با علیرضاست، جیغ میکشد و تماس قطع میشود. پریسا در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست میدهد اما علیرضا که هنوز از رخ دادن این فاجعه مطمئن نبود، به طرف جاده راه میافتد تا شاید پریسا را زنده پیدا کند، اما او نیز در آن جادهی تاریک تصادف میکند و به اغما فرو میرود. البته برخلاف پریسا، علیرضا زنده میماند. داستان حافظ خوانی خصوصی از همینجا آغاز میشود؛ از زمانی که این مرد عاشق باید بتواند با نبود معشوقش کنار بیاید و خاطراتش را زنده نگه دارد.
یک غریبه در این خانه است
حالا شش ماه از آن فاجعه میگذرد. علیرضا دوباره همچون یازدهسالگیاش که ناگهان پدر و مادرش ناپدید شدند و هیچوقت هم متوجه نشد چه بر سر آنها آمده، تنها و سردرگم مانده است. تمام پیامهایی که در طول دو سال و نیم زندگی مشترکشان با پریسا رد و بدل کرده و در گوشیاش ماندهاند را بازخوانی میکند. همهجا و همه چیز را میجوید تا شاید بتواند خود را از شوک و سردرگمی خلاص کند، اما آنچه پریسا در آن شب شوم دربارهی اتفاقات عجیب درون خانه گفته بود، حالا در حال رخ دادن است. علیرضا نیز نمیداند با فرد ناشناسی که نیمهشبها به در خانه میزند و وقتی که او در را باز میکند، کسی پشت در حضور ندارد، چه کار کند!
داستان حافظ خوانی خصوصی ما را در فضایی ظاهراً امن رها میکند که خود متوجه میشویم بهمرور در حال هولناک شدن است. پیدا شدن نشانههایی از صمیمیترین دوست پریسا، پرستو، که ماهها پیش به طرز مشکوکی کشته شده بود نیز اوضاع را بیش از پیش به هم میریزد. علیرضا محمودی ایرانمهر با وارد کردن شخصیت «کامران» به رمان حافظ خوانی خصوصی آرامش حکمفرما بر داستان را از بین میبرد؛ کامران کسی است که مدتها پیش با پرستو در رابطه بوده و هم علیرضا و هم پریسا میدانستند که این مرد بسیار خطرناک است و حتی احتمال این وجود دارد که او پرستو را به قتل رسانده باشد.
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
علیرضا محمودی ایرانمهر هیچ اطلاعات و سرنخی از کلاف سردرگم داستان حافظ خوانی خصوصی را به سادگی در اختیار ما نمیگذارد. تمام پرسشها، میان اشعار حافظ که در میان کتاب گنجانده شدهاند، پاسخ داده میشود. در جایجای کتاب عقبگردهایی زده میشوند به خاطراتی که علیرضا از پریسا به یاد دارد؛ خاطراتی مثل حافظ خوانی مشترکشان در کنار آرامگاه حافظ و یادآوری رفتار زنی مشکوک و عجیب که ناگهان با فال حافظ بهشدت گریسته بود. هر قدر که ماجرا پیش میرود، خط میان خواب و بیداری و مرگ و زندگی کمرنگتر میشود و باید به جزئیات شعرهایی که از حافظ در داستان آمدهاند، توجه کنیم تا گرههای ماجرا را بگشاییم.
کتاب حافظ خوانی خصوصی به همت انتشارات نشر چشمه منتشر شده است.
کتاب حافظ خوانی خصوصی برای شما مناسب است اگر
- به گمگشتگی در میان خواب، بیداری، حقیقت و مجاز علاقه دارید و از اینکه در این میان کمی هم وحشتزده شوید، استقبال میکنید.
- از خواندن داستانهای فلسفی و عاشقانه لذت میبرید.
- حافظ و حافظ خوانی یکی از علایق شماست.
در بخشی از کتاب حافظ خوانی خصوصی میخوانیم
عزیزم، کلی روی طرح باغ هوایی کار کردم و خستهم، ولی خوابم نمیبره. یه شبزندهداری دیگه با معشوق مرده. شاید همهی اینها به خاطر اینه که من فقط صدای لحظههای مرگ تو رو شنیدم ولی چیزی ازش ندیدم. حتماً دلیلی داره که همهجای دنیا وقتی کسی میمیره براش مراسم سوگواری میگیرن. اما اگه آدم کنار ساحل دریای خزر تو ساختمون نیمهکارهی یه هتل مشغول کار باشه و پشت تلفن صدای جیغ زنی رو که عاشقشه شنیده باشه و مثل دیوونهها دویده باشه سمت پاترول که خودش رو برسونه تهرون و با تمام سرعت رونده باشه و بعد یهو یه مینیبوس جلوش پیچیده باشه و منحرف شده باشه و پرت شده باشه توی دره و از هوش رفته باشه و هفتهها توی اغما بوده باشه و وقتی به هوش اومده باشه بهش بگن زنی رو که عاشقش بودی دفن کردیم، ممکنه هیچوقت باور نکنه اون واقعاً مرده.
برای همین شاید عجیب نباشه که چشمهات رو توی صورت یه دختربچهی شیرازی میبینم، عجیب نیست که وقتی برمیگردم تهرون میبینم انگار همین چند دقیقه پیش دوش گرفتی و صابون صورتیت خیسه. عجیب نیست که شارژ گوشیت بعد از شش ماه هنوز تموم نشده، حتی عجیب نیست که زیر دو متر خاک هنوز میتونی پیامهایی رو که بهت میدم بخونی… هیچکدوم اینها عجیب نیست اما باعث میشه معنی خیلی از چیزهای سادهای رو که نمیدیدم بفهمم. مثل شکل بامزهی دندونهات یا خطوط ظریف رگهای پشت دستت. مثل شباهت عجیبت به پرستو یا رابطهی نزدیکی که با مرگ داشتی، جملههای عجیبی که گاهی میگفتی و رازهایی که پنهان میکردی. توی اون نهصد روز چنان با اشتیاق بهت خیره شده بودم که نفهمیدم چهقدر زندگی تو و دوست قدیمیت پرستو عجیبه. چهقدر شما دو نفر به هم شباهت دارین و چهقدر هر دو تلاش میکنین شبیه هم نباشین.
کدام آهن دلش آموخت این آیین عیاری / کز اول چون برون آمد ره شبزندهداران زد
تو از همون روز اول اومدنت، عیار و رند بودی و شکل معمولی خیلی چیزها رو توی زندگیم به هم ریختی. دلم میخواد با یه موزیک پست راک برقصم. تو لپتاپ کلی موزیک راک درجهیک ذخیره کرده بودی.
مطمئنم تو باهام میرقصیدی. حتی چندبار نوک انگشتهام موهات رو لمس کردن.
زاد راه حرم وصل نداریم، مگر / به گدایی ز در میکده زادی طلبیم
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | کتاب حافظ خوانی خصوصی |
نویسنده | علیرضا محمودی ایرانمهر |
ناشر چاپی | نشر چشمه |
سال انتشار | ۱۴۰۳ |
فرمت کتاب | EPUB |
تعداد صفحات | 673 |
زبان | فارسی |
شابک | 978-622-01-1238-9 |
موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان فلسفی ایرانی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |