معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی انک

برای دانلود قانونی کتاب صوتی انک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی انک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی انک

کتاب صوتی انک نوشته‌ی اولریکه کولب، داستان یک دوست خانوادگی به نام «انک» را روایت می‌کند که جراح است و برای تمام بچه‌های خانواده، یادآور خاطرات خوب کودکی و شیطنت‌هایی است که در سایه‌ی امن حضور او انجام می‌دادند و خیالشان راحت بود که هیچ‌وقت طعم عتاب و سرزنش هیچ بزرگسالی را با بودن او، نخواهند چشید.

درباره‌ی کتاب صوتی انک

از وقتی یادش می‌آید، «اُنک» همان‌جا کنار پدر و مادرش بوده. با آن سر تاس و کت‌وشلواری که همیشه به تن داشت، دیگر به بخش جدانشدنی عکس‌های خانوادگی و خاطرات بچگی بدل شده بود. او عادت داشت کنار ساحل به بچه‌ها راه رفتن روی دست‌ها را یاد بدهد و در کمال تعجب و شگفتیشان، گوش‌هایش را بدون دخالت دست تکان بدهد. انک هر لحظه از آستینش یک شوخی و تردستی تازه بیرون می‌کشد.

در کتاب صوتی انک که ترجمه‌ی داستانی از کتاب «100German Short Stories» نوشته‌ی اولریکه کولب (Ulrike Kolb) است، داستان مرد جوانی در اواخر دهه‌ی بیست زندگی‌اش را می‌شنوید که چون خود تشکیل خانواده نداده و با مادرش زندگی می‌کند، زمان خالی‌اش را با معاشرت با دوستان و خانواده‌شان پر می‌کند. برای بچه‌ها بهترین کار سوار شدن در ماشین اسقاطی انک است که چرم صندلی‌هایش چاک‌چاک شده و وقتی راه می‌افتد، تمام استخوان‌هایت از بابت فشار از جایشان در می‌آیند. انک مدام شوخی می‌کند و نمک می‌ریزد، بچه‌ها را به خانه‌اش می‌برد و اجازه می‌دهد تا دلشان می‌خواهد شکلات بخورند و هربار هم به سوالات تکراریشان درباره‌ی اسکلت آناتومی انسان که در اتاقش جا خوش کرده، پاسخ می‌دهد. آخر انک یک جراح ماهر است.

با اینکه در اواخر بیست‌سالگی است، هنوز تصمیم ندارد که برای خود همسر و خانواده‌ای دست‌وپا کند. از همین بابت میان خانم‌ها محبوب است و دوستانش عادت دارند هر بار او را با یک دختر جوان متفاوت ببینند. گرچه این برای دختر کوچک خانواده، که قصه را از زبان او می‌شنویم، چندان خوشایند نیست و دلش می‌خواهد تمام توجه انک را برای خودش داشته باشد. دختربچه با اینکه هفت سال بیشتر ندارد، اما مدام در خیالش روزی را می‌بیند که با انک عروسی می‌کند و با ماشین اسقاطی‌اش، تمام دشت را با هم می‌پیمایند...

کتاب صوتی انک کاری از نشر صوتی ترانه‌ی پدرام و انتشارات خانه‌ی رود است. این کتاب را با ترجمه‌ی حمید زرگرباشی و گویندگی ویکتوریا براری، محمد کربلایی، معین وصال، سحر حمیدی و نعیمه مهدویان در اختیار دارید.

کتاب صوتی انک برای چه کسانی مناسب است؟

علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه از ادبیات آلمان، از شنیدن این قصه لذت خواهند برد.

در بخشی از کتاب صوتی انک می‌شنویم

انک جراح بود. مدت‌ها طول کشید تا تصوری از این شغل پیدا کنم. به خصوص که او پرسش‌های مرا همیشه با شوخی پاسخ می‌داد:

- من گوش آدم‌ها رو می‌برم و به جای اون‌ها سوسیس می‌دوزم.

این یکی از شوخی‌های ثابت او بود. یا:

- من آپاندیسشونو در می‌آرم و به جاش یه دونه موش جا می‌ذارم.

کلی از این پاسخ‌ها توی آستین داشت. طوری‌که حتی تا امروز برای من عمل آپاندیس، هرگز بدون وجود یک موش متصور نیست.

فهرست مطالب کتاب صوتی

32 دقیقه
انک

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی انک
نویسنده
مترجمحمید زرگرباشی
راویویکتوریا براری، محمد کربلایی، معین وصال، سحر حمیدی، نعیمه مهدویان
ناشر چاپیانتشارات خانه‌ی رود
ناشر صوتیانتشارات ترانه پدرام
سال انتشار۱۴۰۳
فرمت کتابMP3
مدت۳۱ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان کوتاه خارجی
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی انک

Kowsar
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
گویندگان واقعا خوانش عالی داشتن. داستان درباره یک دختر از کودکی تا میانسالی با یکی از اقوام نزدیکش انک هست؛ مردی مهربان و خونگرم که در تمامی عیدها و آخر هفته ها به خونه شون سر میزنه، اون ها رو میخندونه، باهاشون بازی می کنه، قلقلک شون میده و همیشه براشون هدیه میاره. مردی که با راه رفتن روی دست هایش و تکان گوش هایش موجب قهقهه شون میشه. با همه این مهربونیا انک گاها رفتارهای عجیبی هم داره که آخراش حس دو شخصیتی بودن میداد، چیزی که از رفتارهای انک نفهمیدم این بود که آیا تاثیر روانی جنگ روی یک پزشک رو میخواست بگه؟؟ یا اثرات جانبی درمان بیماری ها و بیماری خود پزشک روی ذهنش؟؟ چون خود دختر راوی یکجا گفت «انک از اوایل دوران پزشکیش تعریف کرده که باید روزانه دهها دست و پای مجروح رو قطع می کرده تا نجات شون بده!!!!!!!!!!» وقتی اون شبی که به خانه ی آنک رفته بود تا اون دختر دانشجوی فوق العاده رو ببینه و با وجود بددهانی و فحش دادن هاش، اون دختر اون قدر آروم بود فکر کردم داره مسمومش می کنه که بمیره، چون رفتارش یهو خیلی عوض شد.!!!!!! تغییر رفتار عجیب آنک در آخرین دیدار با مادر دختر که دلیل جدایی دو خانواده شد، هم گنگ موند.!!!!!!!! و انک از کجا فهمید که دختر با شوهرش کجا تعطیلات رفتن که براش نامه زد برای درمان و مراقبت ازش با خواهرش پیشش بیان؟؟؟؟؟
لیلی فرد
۳
۱۴۰۴/۱۰/۱۱
راوایان داستان بسیار جذاب داستان را بازگو کردن که باعث میشد تمایل به شنیدن داستان داشته باشی داستان کوتاهی بود به نام انک فکر میکنم از مجموعه داستانهای کوتاه کتاب ادمهای عوضی، داستانی با چند راز حل نشده که خود مخاطب تصمیم میگیرد که چطور مسیله را ببیند مثلا جایی که انک با مادر خانواده تنهاست با توجه به پایان داستان شنوده میتواند انک را مردی دو شخصیتی تصور کند که شاید این رفتارش مادر خانواده را ناراحت کرده یا او را فردی ببیند که پا را از چهارچوب یک رابطه سالم خانوادگی فراتر گذاشته یا چندین چند سناریو دیگر؛ انک جراح مردی موثر در شکل گیری شخصیت کودکان خانواده است مردی که با وجود رفتارهای عجیب و حتی با وجود ناراحت شدن مادر خانواده هیچ کس جرات کند و کاو و حتی سوال در مورد علت رفتارش را ندارد و شاید هیچ کس دوست ندارد در حبابی که برای خود از رفتار و شخصیت انک ساخته بیرون بیاید و با واقعیت روبرو شود چون باعث فروپاشی تصوراتشان از خودشان و او میشود
📚samira⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۴
۱۴۰۳/۱۱/۲۴
داستان در مورد دختری هست که از خاطرات کودکی‌اش تعریف می‌کرد اینکه او و خواهر کوچکش مردی به نام اونک را بسیار دوست داشتند. اونگ از اقوام آن‌ها بود و بسیار مهربان بود بیشتر جشن‌ها کریسمس‌ها پیش آن‌ها بود و به آن‌ها هدیه می‌داد. یک بار یک قلمدان با حرف اول اسمش به او داده بود او کچل بود. او برای آن‌ها شیرین کاری می‌کرد اینکه چگونه با دست راه برویم یا گوش‌هایش را تکان می‌داد. با ماشین قراضه‌اش آن‌ها را به گشت و گذار تفریح می‌برد. او جراح بود و یک بار عمل آپاندیس او را انجام داد. او در بیمارستان غرق در کارش بود و سال‌ها بعد که دختر بزرگ شد و ازدواج کرد و بچه‌دار شد. آنک دیگر پیر شده بود اودیگر مثل قبل به آن‌ها سر نمی‌زد اما روزی از طرف او نامه به دستش رسید که در آن نوشته بود که قرار است عمل شود و از آن‌ها خواست که به عیادت او بروند و از او مراقبت کنند دختر برخلاف میل باطنی با خواهرش به آن جا رفتن. اون که دیگه بد اخلاق شده بود و مثل قبل نبود او در تمام این سال‌ها توانسته بود با کسی ازدواج کند و تنها زندگی می‌کرد. پس از عمل کمی بهبود یافت اما روزی بر اثر سکته قلبی مرد. آن‌ها تمام وسایل او را گشتند تا نشانی از کسی یا چیزی یا عزیزی پیدا کند اما هیچ چیز نبود.
سما جعفری
۳
۱۴۰۳/۰۸/۱۲
این کتاب درباره‌ی جراحیست که تنها زندگی میکند، رفتارهای عجیبی دارد، اما در عین حال بسیار مهربان و خونگرم است. من ارتباط صمیمانه‌ی او با خانواده‌ی شخصیت راوی را دوست داشتم، اما مشخص نشد که به چه علت این رابطه به هم خورد. البته رفتارهای انک قابل پیشبینی نبود و همین وضیت روانی نامتعادل وی میتواند دلیل آن باشد. در هر صورت، شخصیت انک برای راوی قصه شخص تاثیرگذاری بوده و این تاثیر به خوبی در داستان مشهود است. عشق ساده‌ی دوران کودکی، هدایا، خاطرات و شیرین‌کاری‌های انک، کنار او بودن در هنگام بیماری... همه و همه ردپاهای واضحی از انک دارند. اما با وجود برون‌گرایی و مهربانی، او هرگز نتوانسته بود با کسی ارتباط عاشقانه برقرار کند و در پایان عمر هم در تنهایی مرد. بدون هیچ عکس یادگاری، وصیت‌نامه یا اثری از حضور یک شخص در زندگیش..
Atefeh_asgari
۵
۱۴۰۴/۰۴/۱۶
کتاب صوتی انک صداگذاری عالی داشت موضوع کتاب جالب بوددرباره‌ی جراحی به اسم انک بوددوست خانوادگی خانواده‌ی که ۲ دختر داشت و بیشتر اوقات به انها سرمیزدیکی از دخترها رویایی ازدواج کردن با اون حتی سوار ماشین قراضه‌ی او را دلشتاما این فقط خیالی بودانک به اهنا یاد میداد چه جوری روی دست راه برون یا شیرین و کاری کنندوقتی مادرش فوت کرد فاصله‌ی بین انها زیاد شددختر عاشق شد ازدواج کرد صاحب فرزند شدیه روزی وقتی رفته بودن بیرون انک با مادرش بحثی میکنن و انک میره و چندین سالی پیداش نمیشهیه روز یه نامه‌ی به دست دختر میرسه که به انک زنگ بزنه انک سرطان گرفته و باید عمل کنهعمل میکنه خوب میشه اما یکم رقتاراش عوض میشهاخرشم بر اثر سکته قلبی میمیرهو هرچی داخل وسایلش میگردن چیزی از کسی که دوستش داشت پیدا نمیکننممنون از کتابراه
ایوبی
۴
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
داستان خوبی بود و بسیار زیبا روایت شد گویندگان کارشون خیلی خوب بود داستان از زبان دختری روایت شد که از بچگی مردی به نام انک که پزشک بود به خونه اونا رفت و آمد داشت و با بچه‌ها بازی میکرد و آدم خونگرم و دوست داشتنی بود دختر راوی و خواهرش بزرگ شدن و انک پیر شده و حالا احتیاج به پرستار داره اما عجیب و اینجاست با اینکه انک پولداره چرا این بیچاره‌ها رو مجبور میکنه برن ازش پرستاری کنن وقتی هم میرن رفتار پیرمرد عجیب غریبه یه لحظه خوبه یه لحظه پرخاش گر و ستیزه جو رفتار دختر دانشجو هم عجیبه که خیلی خونسرده به این رفتار‌های پیرمرد.
زر بانو
۳
۱۴۰۳/۰۶/۱۳
داستان حول شخصیت انک می‌چرخید با روایت بانویی که از کودکی تا بزرگسالی کمابیش در جریان زندگی و مرگ او بود. انک جراحی بود در قالب دوست خانوادگی. بانوی راوی شخصیت انک را دوست داشتنی می‌دید بجز کنشی نا معلوم که او با مادر خانواده داشت که باعث جداییش از خانواده نامبرده شدکه شاید دلیل روانپریشی او بود. و آشناییش با زن عادی معمولی که از نظر خود جراح متفاوت و خاص بود بین راوی و انک فاصله انداخت تا دلیل مرگ آنک در هاله‌ای از ابهام با روانپریشی بسیار اتفاق بیوفتد.
سیمین بزرگی نامی
۳
۱۴۰۴/۰۹/۱۱
خاطرات کودکی که با حضور جراحی شاید نامتعادل، در جمع خانواده شروع می‌شود و با مرگ اون پایان می‌پذیرد. در واقع آنک از دیدگاه این دختر خانم معرفی میشود و چقدر همه چیز عالی پشت سر هم اومده. گویا جراح از نظر اخلاقی هم زیاد مورد تایید نیست و شاید یکی از دلایل مجرد موندنش همین مسأله است. خوب بود، خواندنش می‌تواند سرگرم کننده باشد. ممنون از کتابراه بابت عرضه این کتاب.
علیرضا دهقانی
۳
۱۴۰۴/۰۸/۳۰
خاطرات این داستان نمونه‌ای از مرور خاطرات گذشته است. هر کدام از ما هم در تمام طول عمر خاطراتی را در ذهن بارها مرور می‌کنیم که جواب‌هایی بدون پاسخ داریم. این تصور عشق از دید دختر بچه‌ای هست که در اطراف خود سوژه‌ای دیگر برای چنگ زدن به رویا هایش، و در عالم خود با او عشق بازی کند، حتی با روکش پاره صندلی معشوقه خیالیش.
S. A
۳
۱۴۰۴/۰۵/۰۴
در واقع بیان خاطرات یه دختر هست از کودکی تا حدود میانسالی شاید هم کمترهیچ ایده و هدف خاصی دنبال نمی شود و پیام خاصی را در بر ندارد. یا لااقل من پیامی دریافت نکردم. زندگی یک دکتر جراح و تنهایی اش ودیگر هیچ ودر لفافه که مشخص نشد بیان عشق این دکتر به دختر بود یا خواهرش ویا شاید حتی مادر ایشان که باعث دوری آن ها از هم شد.
علیرضا کریمخانی
۴
۱۴۰۳/۱۱/۱۷
داستان خیلی روان و بدون زوائد بود. اما برام گنگ موند که نویسنده میخواد اثرات مخرب جنگ رو گوشزد کنه؟ یا تنهایی خودخواسته یه آدم رو که خیلی هم تنها نبوده؟ یا نقد ورود به دنیای مدرن یا مهاجرت یا...؟ حداقل من اینطورم که باید نقد و بررسی‌اش رو بخونم تا بفهمم قضیه چی بوده
ضمنا خوانش بسیار خوبی داشت
Kimia toopchi
۴
۱۴۰۴/۰۸/۳۰
اجرای بی نظیری بود، روان بود و موسیقی مناسبی داشت. داستان هم روایتی از دختربچه‌ای که شاهد زندگی مرد جراحی تنها است که در همسایگیشان زندگی می‌کند. به عنوان خواننده ترجیح می‌دادم که علت رفتارهای انک، اتفاقی که بین انک و مادر راوی رخ داد و در نهایت از وضع نهایی راوی آگاه بشم اما در کل خوب بود.
فاطمه ابوالی
۴
۱۴۰۴/۰۴/۰۳
همش فکر میکردم قراره راوی و انک یه جوری به هم متصل بشن، شاید هم جریان ناراحتی مادر، خواستگاری انک از راوی بوده باشه. پایان غم انگیز انک ناراحت کننده است. فکر میکردم باید یادداشت یا احساسات خاصی رو در لابلای وسایلش به یادگار گذاشته باشه. من این ابهام و این سبک روایت و صدای گرم راوی رو دوست داشتم.
مجیدناجی
۳
۱۴۰۴/۰۳/۱۴
داستان انک خاطرات خانومی است از یک دوست و آشنا‌ی خانوادگی بنام انک. انک جراحی مجرد است که با مادر خود زندگی می‌کند. انک دختران را دوست می‌دارد و وقت زیادی با آن‌ها می‌گذراند رابطه عاطفی جدی ندارد. در آخر از مادر دختر یکی از دخترانش را خاستگاری می‌کند که با تندی و دعوا او را بیرون میکنند‌
احمدی
۵
۱۴۰۳/۱۲/۱۹
کتاب صوتی انک نوشته ی اولریکه کولب، داستان یک دوست خانوادگی به نام «انک» را روایت می کند که جراح است و برای تمام بچه های خانواده، یادآور خاطرات خوب کودکی و شیطنت هایی است که در سایه ی امن حضور او انجام می دادند و خیالشان راحت بود که هیچ وقت طعم عتاب و سرزنش هیچ بزرگسالی را با بودن او، نخواهند چشید
مشاهده همه نظرات 76

راهنمای مطالعه کتاب صوتی انک

برای دریافت کتاب صوتی انک و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟