معرفی و دانلود کتاب صوتی قانون جاذبه
برای دانلود قانونی کتاب صوتی قانون جاذبه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی قانون جاذبه
«وقتی سقوط چیزی شروع میشود به مقصد رسیدنش حتمی است.»... ژان تولی در کتاب صوتی قانون جاذبه، داستانی از گناه و تلاش برای رستگاری را روایت میکند که اخلاقیات و قضاوتهای منطقی را به چالش میکشد. زنی بعد از ده سال سکوت و عذاب، خودش را به ادارهی پلیس رسانده تا اعتراف کند مرگ همسرش نه خودکشی، که جنایتی از جانب او بوده است...
دربارهی کتاب صوتی قانون جاذبه
دستان زن به ظرافت دستان یک عروسک چینی هستند. پوستی رنگپریده که رگهای آبیاش مانند رگههای مرمر به چشم میآیند. آن دستها همیشه حرکاتی ظریف و پرلطافت داشتند؛ زمانی که میرقصیدند، زمانی که با محبت تمام سر و صورت بچههایش را نوازش میکردند، زمانی که با شنهای رنگی نقاشی میکشیدند و حتی زمانی که تصمیم گرفتند به یک عمر زندگی در خشونت پایان بدهند. درست است؛ این دستها حتی زمانی که جیمی را از لبهی بالکن طبقهی یازدهم به پایین هل میدادند هم، آرام و لطیف حرکت میکردند.
ژان تولی (Jean Teule) در کتاب صوتی قانون جاذبه (Les Lois de la gravite)، تصویری از خشونت و مصیبت را ترسیم میکند که با تمام سیاهیاش، آرامش خاصی ناشی از انجام کار درست در آن انعکاس پیدا میکند. این رمان جنایی که با ترکیب عناصری از علم فلسفه و روانشناسی، عمقی دلنشین پیدا کرده، شما و قضاوتتان را دعوت میکند تا اگر جسارتش را داشتید، برای سرنوشت شخصیت اصلی حکمی صادر کنید؛ شخصیت زنی ساده و بیآلایش، که در برابر فشارهای زندگی خمیده شده و به روش خودش، به دنبال ریسمانی میگردد تا برای نجات به آن چنگ بیندازد.

قصهی این رمان تریلر فرانسوی از این قرار است؛ در یک نیمهشب ملالآور و محنتبار، زنی با چمدانی در دست از کوچههای تاریک و کثیف شهر میگذرد تا خودش را به ادارهی پلیس برساند. او در کلانتری روبهروی افسر پلیس خسته و بیرمقی که با خاموش کردن چراغهای اتاقش، قصد داشته از دید ارباب رجوع پنهان بماند و کارش را سبک کند، به قتلی هولناک اعتراف میکند؛ قتل مردی که روزگاری عشق زندگیاش بوده و نام پدر فرزندانش را یدک میکشیده است، مردی که ورودش به زندگی زن به نرمی یک رقص عاشقانه بوده اما بعدها، تنها الفاظ رکیک و مشت و لگدهای خونبار و تحقیر و سواستفاده را نصیب زن کرده است.
ژان تولی و خلق جهانی میان جنایت و معصومیت
کتاب صوتی قانون جاذبه ژان تولی با روایتهای آمیخته به غم و شادی زنی که سالها قربانی خشونت خانگی بوده، در بیمارستان روانی بستری شده، به عنوان یک پستچی عاشق شغلش بوده و حالا با سادگی و معصومیت کودکی که خطایی مرتکب شده خود را تسلیم قانون میکند، ادامه پیدا میکند. زن همهچیز را با صداقت تعریف میکند و در این میان هیچ تلاشی برای دفاع از خود نمیکند؛ چرا که باور دارد دردی که از ده سال پیش و درست از لحظهی هل دادن شوهرش از بالکن به نوک انگشتانش رسوخ کرده و خود را تا سرشانههایش بالا کشیده، تنها با مجازات سنگین از جانب قانون او را رها میکند...
ژان تولی در کتاب صوتی قانون جاذبه، روایتی را ارائه داده که به تماشای یک تئاتر زنده شباهت دارد. زمختی جهان بیرون در برابر آسیبپذیری زنی که تا به این سن طوفانهای بسیاری را پشت سر گذاشته، تضاد حزنانگیزی را ایجاد میکند که به سوگیری خواننده جهت میدهد. اما در همین حین، واقعیت جنایتی که رخ داده مانند موجی مخالف، استنباط مخاطب را به چالش میکشد. در این رمان روانشناختی گرچه فضایی تیره و تاریک حاکم است و صراحت کلام مأمور پلیس دلهره به جان شنونده میاندازد، اما همچنان کورسویی از امید و انسانیت نیز دیده میشود که عاقبت این قصه را پیشبینیناپذیر میکند...
با خرید کتاب صوتی قانون جاذبه میتوانید از قلم صریح اما هنرمندانهی ژان تولی لذت ببرید. این رمان معمایی کاری از انتشارات چشمه و نشر صوتی رادیو گوشه است که با تلاش زهرا قدیمی به فارسی ترجمه و توسط ارسلان جولایی و الهام نامی روایت شده است.
کتاب صوتی قانون جاذبه برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای جنایی و معمایی با تم فلسفی و روانشناختی علاقهمندید.
- از به چالش کشیده شدن پیشفرضهای اخلاقیتان واهمه ندارید.
- به دنبال رمان تریلری هستید که داستانی جذاب با حجمی کم داشته باشد.
- به ادبیات فرانسه علاقه دارید.
در بخشی از کتاب صوتی قانون جاذبه میشنویم
این خاطره تا آخر عمر یاد زن میماند. یکی از آهنگهای میشل دلیش بود که میگفت: «انگار خجالت میکشی توی خاک و گل راه بری، انگار خجالت میکشی...» همهی رقصندهها آنقدر هماهنگ با هم حرکاتشان را اجرا میکردند که انگار داشتند با شوروهیجان رقص محلی کنترا را اجرا میکردند. «انگار خجالت میکشی...» رقصندهها با کوبیدن پاشنههایشان روی کف صحنه ضرب میگرفتند و درِ بطریهایی که روی زمین افتاده بودند با این ضربهها بالاوپایین میپریدند. وقتی گروه رقصندهها به انتهای چادر رسیدند، همه با هم برگشتند و به طرف دیگر چرخیدند. دختر سادهدل همین که چرخید یک دفعه خودش را مقابل صورت مرد عینکی یافت. با تعجب به مرد زل زده بود.
- چیه؟
- شما خیلی شبیه پدرم هستید.
- اوهو، این رو باش! من سیودو سالمهها!
- پدر من جوون بود که مرد...
البته مرد جوان هم قرار نبود عمر طولانی داشته باشد. دوباره بازوی همراهش را گرفت و پاشنههایش را روی زمین کوبید. «انگار خجالت میکشی...» آن لحظه حتی ذرهای هم فکرش را نمیکرد روزی برسد که همین پاشنهها، بسیار محکمتر از حالا روی سنگفرش بتنی پارکینگ خانهی مشترکشان کوبیده شود.
بعدش خیلی زود با هم ازدواج کردیم و رفتیم زیر یه سقف. مادرش نمیخواست من با اون ازدواج کنم. پسرش رو خوب میشناخت. میگفت اول نامزد کنید تا همدیگه رو بهتر بشناسید، ولی خب من عقلم نمیرسید و اون هم اولین عشقم بود...
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی قانون جاذبه |
| نویسنده | ژان تولی |
| مترجم | زهرا قدیمی |
| راوی | ارسلان جولایی، الهام نامی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| ناشر صوتی | رادیو گوشه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۳ ساعت و ۳۳ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی، کتابهای صوتی داستان و رمان روانشناسی خارجی، کتابهای صوتی داستان و رمان فلسفی خارجی |


























