معرفی و دانلود کتاب دختران عزیز

عکس جلد کتاب دختران عزیز
قیمت:
۸۸,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب دختران عزیز

دوشیزه فیرچایلد بر پشتی صندلی تکیه زده و با نگاه شیطانی‌اش همه‌چیز را کنترل می‌کند. جسیکا خود را باخته، نورا عصبانی است و آلیشیا می‌خواهد اوضاع را آرام کند، اما دردسر بزرگ‌تری در راه است. کتاب دختران عزیز نوشته‌ی سالی هپ ورث ما را به پرورشگاهی می‌برد که حالا چندین سال از دوران رونقش گذشته است. در جریان تخریب پرورشگاه، جسد مدفون یک نوزاد در کف اتاق پیدا شده و پلیس درصدد یافتن قاتل اوست؛ این اتفاق موجب می‌شود رازهای تاریکی درباره‌ی شخصیت‌های این داستان معمایی، برملا شود.

درباره‌ی کتاب دختران عزیز

یک جسد پیدا شده است. هیچ‌کس نمی‌داند او کیست و چرا استخوان‌های نیمه پوسیده‌اش در میان بتن و آجرهای این ساختمان مخفی شده. طبق برآورد تیم تجسس، این جسد مربوط به سال‌ها پیش است؛ درست زمانی که نورا، آلیشیا و جسیکا در آن پرورشگاه زندگی می‌کردند؛ جایی که حالا قرار است به کلی تخریب شود. تشخیص هویت این جسد که مثل گنجی شوم در آن نوانخانه مخفی شده، این سه دختر را وادار می‌کند که به آن ساختمان هولناک برگردند و خاطراتشان را مرور کنند. در میان خاطرات این سه نفر، یک شخصیت هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود: دوشیزه فیرچایلد؛ او که هم فرشته‌ی نجات بوده و هم ملکه‌ی عذاب و یادآوری لحظاتی که با او گذرانده‌اند، این سه دختر را به جنگ روان و چالش روحی دچار می‌کند. کتاب دختران عزیز (Darling Girls) ما را به ماجرایی می‌کشاند که نمی‌توان آن را هولناک خواند، اما امکان ندارد بتوانیم حضور یک هیولا را در جای‌جای آن نادیده بگیریم؛ هیولایی که قرار نیست به همین سادگی با او آشنا شویم و باید همراه با سالی هپ ورث (Sally Hepworth) پیش برویم تا او را بشناسیم.

معرفی و دانلود کتاب دختران عزیز

خواهران غریب

جسیکا، نورا و آلیشیا از سال‌ها پیش همدیگر را می‌شناسند. نخستین کسی که در دوران کودکی این سه دختر به آن پرورشگاه وارد شد، جسیکا بود. زندگی جسیکا با مادر و ناپدری‌اش آن‌قدر هولناک بود که وقتی با دوشیزه فیرچایلد مواجه شد، احساس کرد خوشبخت‌ترین دختر دنیاست. او دوشیزه فیرچایلد را دوست داشت، اما می‌دانست این زن غیرعادی است. چیزی در نگاه و لحن کلام او وجود داشت که به‌طرز عجیبی هر واکنشی را از جسیکا دریغ می‌کرد. حتی هنوز هم که به آن دوران فکر می‌کند از کنترل‌گری و استبداد دوشیزه فیرچایلد وحشت‌زده می‌شود، اما با همه‌ی این‌ها او را دوست دارد. دومین دختری که سالی هپ ورث او را به ما معرفی می‌کند «نورا» است. نورا برخلاف جسیکا نمی‌تواند زورگویی و کنترل‌گری دوشیزه فیرچایلد را تحمل کند، او نمی‌تواند بپذیرد ساعت‌ها در زیرزمین پرورشگاه بماند تا تنبیه شود. نورا خشم و عصبانیتش را بروز می‌دهد و همین موضوع موجب شده تا برچسب «خشونت‌طلب» که در دوران کودکی به او نسبت داده شده، تا همین امروز نیز پابرجا بماند.

سومین کودکی که داستان معمایی دختران عزیز ما را با او آشنا می‌کند، آلیشیاست. این دختر برخلاف جسیکا و نورا، تا پیش از آمدن به یتیم‌خانه، خوشبخت بوده و در کنار مادربزرگش زندگی می‌کرده، اما با مرگ مادربزرگ، بی‌سرپرست و به پرورشگاه فرستاده می‌شود. او تنها کسی بود که در همان سال‌های کودکی می‌دانست کیک تولد چیست و تفریحات و بازی‌های کودکانه کدام‌اند. از نظر نورا و آلیشیا، دوشیزه فیرچایلد یک آزارگر به‌تمام‌معناست که صرفاً شیوه‌ی آزارش با باقی افراد خشن متفاوت است.

کودکان متهم‌اند

بعد از این‌همه سال، سه دختر که همچون خواهران یکدیگرند، روبه‌روی بازجو نشسته‌اند و باید به پرسش‌های آزاردهنده‌ی او پاسخ دهند. به غیر از این سه نفر، دختران دیگری نیز در آن پرورشگاه حضور داشتند که مسئولیت بزرگ کردنشان برعهده‌ی جسیکا، نورا و آلیشیا بود. دوشیزه فیرچایلد مدام نوزادانی را به پرورشگاه می‌آورد، چند روزی با آن‌ها بازی می‌کرد و سرگرم بود، بعد از دستشان خسته می‌شد و وظیفه‌ی نگه‌داری از آن‌ها برعهده‌ی این سه دختر قرار می‌داد. بخش بد ماجرا اینجاست که جسد یافته شده در کف اتاق پرورشگاه، متعلق به یک دختر نوزاد است و حالا جسیکا، نورا، آلیشیا باید بتوانند به پلیس در مشخص کردن هویت این نوزاد که حدس می‌زنند به دست دوشیزه فیرچایلد کشته شده، کمک کنند. رمان دختران عزیز نوشته‌ی سالی هپ ورث ما را با وقایعی که در کودکی برای این سه دختر رخ داده و بزرگسالی آن‌ها را دگرگون کرده‌اند، مواجه می‌کند؛ خاطرات شخصیت‌های کتاب معمایی دختران عزیز، ممکن است برای بسیاری از افراد تا حدی آشنا باشد و همین حس هم‌ذات‌پنداری که سالی هپ ورث در خوانندگان خود به‌وجود آورده، موجب شده تا این داستان را به‌عنوان یک تریلر روان‌شناسی نیز در نظر بگیریم.

داستان دختران عزیز با ترجمه‌ی کبری توکلی در نشر خلوت منتشر شده است.

جوایز و افتخارات کتاب دختران عزیز

  • برنده‌ی جایزه‌ی ند کلی
  • برنده‌ی جایزه‌ی کالین رودریک سال 2024
  • بهترین تریلر داستانی سال از نگاه کاربران گودریدز سال 2024
  • برترین کتاب سال از نگاه وبسایت BookPeople

نکوداشت‌های کتاب دختران عزیز

  • کتاب دختران عزیز داستانی بی‌نظیر است که هم بر شخصیت‌پردازی توجه دارد و هم خط داستانی. هر کدام از خواهرها در این داستان با دیگری متفاوت است. داستان دختران عزیز مملو از غافل‌گیری و پیچ‌وخم است و نفرت از خانم فیرچایلد ماجرا را جذاب کرده است. (First Clue)
  • مضامین جالبی همچون اعتماد، خیانت و... بر روابط خواهرهای داستان سایه انداخته است و تحقیقات را به مرحله‌ی حساس و پرخطری وارد می‌کند. خوانندگان سالی هپ ورث با جدیدترین تریلر او مواجه خواهند شد. (Booklist)
  • رمان دختران عزیز تو را در چنگ خود اسیر می‌کند و اجازه نمی‌دهد که رها شوی. این اثر بی‌تردید یکی از بهترین داستان‌های معمایی پر از تعلیق است که در مدت اخیر خوانده‌ام. (جین هارپر)

کتاب دختران عزیز برای شما مناسب است اگر

  • علاقه دارید که در جریان وضعیت یتیم‌خانه‌ها و آسایشگاه‌های کودکان قرار بگیرید.
  • از خواندن داستان‌های معمایی مناسب برای نوجوانان لذت می‌برید.
  • به داستان‌هایی که شخصیت‌پردازی در آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و به‌اندازه‌ی وقایع مهم هستند، علاقه‌مند هستید.

در بخشی از کتاب دختران عزیز می‌خوانیم

دوشیزه فیرچایلد اغلب می‌گفت: «مردم این خونه رو می‌بینن و خیال می‌کنن ما پولداریم. اما اگه حواسمون به دخل و خرجمون نباشه، تو یه چشم‌ به‌هم‌زدن همه‌چیزمون رو از دست می‌دیم. متوجهی چی می‌گم؟»

جسیکا واقعاً متوجه منظورش نمی‌شد، اما سرش را به نشانۀ مثبت تکان داد. می‌دانست که دوشیزه فیرچایلد خیلی محتاطانه پول خرج می‌کند. او با اجاره دادن چراگاه‌ها به مزرعه‌داران اطراف، درآمد اندکی به دست می‌آورد و بابت نگه‌داری از جسیکا هم کمک هزینه‌ای به او داده می‌شد، اما باز هم چیز زیادی نبود. برای اینکه تا آخر ماه دوام بیاورند باید صرفه‌جویی می‌کردند.

برق و گازْ گران‌قیمت بودند. موادغذایی یا باید در تاریخی خاص یا از میان محصولات تاریخ مصرف گذشته خریداری می‌شد. لباس‌هایشان را یا از مغازه‌های دست‌دوم فروشی می‌خریدند یا خود دوشیزه فیرچایلد با چرخ‌خیاطی‌اش می‌دوخت‌شان.

جسیکا یکی از ضرب‌المثل‌های موردعلاقۀ دوشیزه فیرچایلد را زمزمه کرد: «اصراف نکن تا محتاج نشی.»

«کاملاًً درسته، دختر دلبندم.»

وقتی جسیکا ده سالش شد، مشکلاتِ مالی دوشیزه فیرچایلد، از مشکلی سادهْ فراتر رفت. نرخ بهره روزبه‌روز بالاتر می‌رفت و به گفتۀ دوشیزه فیرچایلد، مجبور بودند قناعت کنند. اما آن‌ها چنان صرفه‌جویی می‌کردند که دوشیزه فیرچایلد هم مجبور شده بود اعتراف کند که چیز زیادی برای قناعت کردن باقی نمانده.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب دختران عزیز
نویسنده
مترجمکبری توکلی
ناشر چاپینشر خلوت
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات317
زبانفارسی
شابک978-622-4986-28-3
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران عزیز

Nora
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
کتاب جالبی بود. اون دسته از دوستان که عاشق تعلیق های متداول که در طی زمان ساخته می شن هستن و دنبال پیچش های داستانی ای هستن که در آخر اون هارو شوکه کنه، میتونه انتخاب خوبی براشون باشه. نکاتی که من راجع به داستان دوست داشتم، شخصیت پردازی ها بود. شخصیت نورا، آلیشیا و جسیکا که با هر کدومشون به نحوی می همزادپنداری کردم. شخصیت مهرطلب جسیکا، شخصیت یاغی اما آسیب پدیر نورا و آلیشیای بیچاره که گیر اون مادرخوانده افتاد و باعث شد در چرخه ی ذهنی معیوبی از افکار و صداهای منفی و حس ناکافی بودن قرار بگیره. رابطه ی این سه خواهر رو دوست داشتم. واقعی و طبیعی بود. منظورم اینه مثل سه قلوهای افسانه ایی نبودن که هیچ مشکلی توی رابطه اشون نباشه و همیشه یار و یاور هم باشن و گل و بلبل. مشکلات خودشون رو داشتن هر کدومشون و سعی میکردن تنها از پسش بربیان ولی در نهایت با هم از پسش براومدن. اما نقاطی که به نظرم جای بهبود داشت اول از همه تعلیق ها و گره گشایی ها بود. یک تکنیکی که باعث میشد نشه نصفه کتاب رو ول کرد ترکیب فلش بک ها با داستان زمان حال بود که واقعا جواب داد و من یک شبه کل داستان رو خوندم. اما در اخر که نگاه کردم، احساس کردم خیلی برام قابل پیشبینی بود و حتی در غیر این صورت اون اثر عمیقی که باید رو نزاشت روم. دومین چیز که تقریبا مربوطه به همین، پی رنگ داستانه. چرا دیرک انقد راحت تصمیم گرفت نظرش رو عوض کنه و حقیقت رو بگه؟ چه علتی داشت که در فصل آخر دوشیزه فیرچایلد داستاتش رو عوض کنه وقتی کلا یه داستان دیگه برای وارن گفت؟ و یه سری نکات دیگه اما در کل یه کتاب 8/10 که پیشنهاد میدم وقتی حوصله اتون سر رفته بخونید.
ترنج
۴
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
کتاب در مورد فرزندخوندگی، کودک آزاری و آسیبهای روحی در کودکیه. سه دختر که خودشون رو خواهر هم می نامند در سنین ده دوازده سالگی به یک خانم مجرد موجه که در یک خونه بزرگ زندگی میکنه سپرده میشن حالا بعد از بیست و چند سال این دخترها بزرگ و مستقل شدند یکی از اونها ازدواج کرده و هر کدوم شغل و مشکلاتی واسه خودشون دارن ولی یک تماس تلفنی به هر کدوم از اونها زندگی نسبتا آروم اونها رو به هم میریزه و اونها رو به شهرکودکیشون وایلد میدوس و دوشیزه فیرچایلد که مسئول مراقبت و نگهداری از این سه دختر بوده میکشونه اتفاقی در خونه کودکی اونها افتاده و اون پیدا شدن استخوانهای یک انسان در زیر خونه است. داستان با ریتمی منطقی پیش میره تا جایی که گره ها قراره باز بشن: خطر اسپویل
کودک آزاری دوشیزه فیرچایلد در حدی که باعث تروما در بزرگسالی بشه نیست. حقیقت ماجرا یعنی اون چیزی که این زن پنهان میکنه شاید از بلایی که سر دخترها آورده ترسناکتر باشه ولی منطقی و قابل باور نیست. شخصیت نورا گاهی به شدت خشنه گاهی مهربون و آروم و برخلاف تصور که باید شجاع ترینشون باشه نیست. زندگی زناشویی جسیکا به نوعی نچسب و غیر قابل باوره اون همه حمایت و محبت شوهرش بدون توجه جسیکا. و به یکباره متحول شدن جسیکا در حدی که راضی بشه باردار بشه. مترجم معنی کلمه" مادام" رو با" وقتی "یا" هنگامی "اشتباه گرفته و چندین بار از این کلمه به اشتباه استفاده میکنه. به هرحال با تمام مشکلات و نواقصش برای سرگرمی خوندنش توصیه میشه کشش لازم رو داره و داستان تا حد زیادی قابل پیش بینی نیست.
زینب پورکلهر
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سلام و درود، کتاب دختران عزیز، کتابی که نمی شود زمین گذاشت و باید تا انتها خواند. سرگذشت چند دختر که هرکدام به دلایلی به سرپرستی خانم زیبا و مهربانی سپرده می شوند. این ظاهر قضیه است ولی چرا جسیکا، نورا و آلیشیا که خود را خواهر می نامند و در زمان حال زنانی مستقل با تروماهای دوران کودکی هستند از به و یاد آوردن خاطرات دوران تحت سرپرستی خود آسیب دیده اینگونه هراسناک هستند، چه رازی در آن عمارت زیبا و بانوی مهربان آن وجود دارد؟ داستان با پیدا شدن بقایای جسدی زیر خانه به اوج می رسد چه راز هولناکی در این عمارت وجود دارد؟ و در پایان صمیمیت و وفاداری این سه خواهر غیر خونی به یک دیگر است که آن ها را به آرامش بر می گرداند و باعث ترمیم و التیام زخمهای هر سه می شود . به نظر من این کتاب داستان عمیق و تاثیرگذار دارد. با تشکر از کتابراه عزیز، تا نقدی دیگر بدرود
P.azer
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
با سلام اگر از دوستانی هستید که برای خواندن نظرات مراجعه کردید باید بگم که کتابی در محوریت روانشناسی، جنایی و کمی چاشنی طنز بود اما از همه مهم تر روایت‌ها پس و پیش میشوند یکبار به گذشته میروند یکبار از زمان حال و یکبار از زبان کسی حرف میشنوید ک اصلا نمیدانید دقیقا کیست، از این بابت مجذوب سبک شدم که نویسنده درنهایت به طرز شگفت انگیزی در اخر داستان شوکه و شگفت زده میکند چرا که دوشیزه فیرچایلد شمای خواننده را هم فریب میدهد😄.
خود داستان هم در رابطه با سه خواهر غیرتنی هست که بایک مادرخوانده که اختلالات روانی دارد درگیر هستند تا اینکه بعد از مدت‌ها خبر کشف استخوان‌هایی از یک بچه در زیرزمین همان خانه‌ای که بزرگ شده بودن به گوششون میرسه و ادامه‌ی ماجرا که این داستان جذاب رو جذاب تر کرده بود
فاطمه ابوالی
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
من این داستان رو در زمان قطعی اینترنت خوندم و خیلی با جزئیات یادم نیست اما چند نکته قابل توجهه: این که اون مددکاران اجتماعی به نوعی وظیفه رو از سر رد میکردن، این که انتظار می‌رفت قوانین پیگیرانه تری برای تشخیص واجد صلاحیت بودن سرپرست در نظر گرفته بشه. سوال دیگه این که چرا دوشیزه در ابتدا با جسیکا و گرم گرفت یهو اون رو از خودش دور کرد؟ جرا دوشیزه در نهایت باید به همچین جایی برسه چون با توجه به واقعیت داستان پیش زمینه خانوادگی او نرمال بوده، چرا این سه دختر مسیر شکایت رو پیش نگرفتن؟ و خیلی چراهای دیگه اما به صورت کلی داستان گیرا و جذاب بود. خیلی جاها دلم برای جسیکا سوخت ولی به قول دوستان مهرطلبی از کسی که بر تو جفا میکنه برای شنونده خیلی غیرمعقوله
F_1362
۴
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
داستان تا فصل پایانی تقریبا خوب و منطقی پیش میرهاگرچه واقعا اونقدرا هم اتفاقات کودکی دخترها در وایلد میدوس سخت و دردناک نبوده (باتوجه به تجربیات مثلا نورا در خانه‌های دیگه، یا با توجه به داستانهای دیگه‌ای که از شکنجه بچه‌ها نوشته شده) اما در کل داستان خیلی خوب و قابل قبول هست اما فصل آخر.. واقعا و غیرمنطقی هست بهتر بود اصلا نوشته نمیشد داستانی که دوشیزه فیرچایلد از خودش درآورده بود خیلی منطقی تر و باورپذیرتر از داستان واقعی بودچطور ممکنه مادر دوشیزه فیرچایلد که خانمی اهل معاشرت و رفت و آمد بود (با کلیسا همکاری داشت) ۹ماه بارداری خودش رو مخفی کرده باشه و بعد بدون هیچ کمکی تو خونه زایمان کنه و حتی بعد از به دنیا اومدن بچه هم همچنان مخفی نگهش داره
الهه ابیار
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
کتاب نگارش روان و خوبی داشت. غلط های دستور زبان و غلط املایی نداشت. نحوه روایت قصه به قاعده بود نه انقدر کش دار بود که حوصله سربر بشه نه انقدر تند بود که متوجه نشی چی شد. کتاب ارزش خوندن داره ولی اگه مثل من تازه مادر شدین توصیه میکنم الان نخونیدش چون احساسات تون رو برمی انگیزه و توی یه بخش هایی به حسابی گریه میفتین. فقط علت این تناقض رفتاری دوشیزه فیرچایلد که در ابتدا با جسیکا خوب رفتار می کرد و بعد باهاش بد شد رو نمی فهمم چون کسی که همچین آسیب هایی ندیده طبیعتا نمیتونه به بقیه همچین آسیب هایی بزنه!... و پایان بندی این کتاب (برخلاف خیلی از رمان ها) از همه قسمت هاش جالب توجه تره. بازم ممنون از کتابراهِ همیشه جذاب
خاطره
۴
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
داستانی روانشناسی جذاب. درباره زندگی سه دختر که دربچگی در خانه‌ای تحت سرپرستی زنی جوان وزیبا البته با اختلالات روانی قرار گرفته بودند و اثرات مخرب آزارهای سرپرست روانپریش شون در بزرگسالی هر کدوم رو به نوعی مشکل روانی دچار میکنه. خط به خط کتاب خواندنی وجالب و اثر قابل. توجه وتعمق درباره اختلالات و و روانی رفتارهای ناشی از مشکلات روانی است. بچه‌هایی که تحت سرپرستی قرار میگیرند در این داستان به خوبی نشان میده چقدر اسیب پذیر وبی پناه هستند از هیچ جا مورد حمایت واقع نمیشن. اگر به کتابهای روانشناختی علاقه دارید این یکی از بهترین داستان هاست ودر کنارش میتونم خوندن داستان بخش دی، زن گمشده رو توصیه کنم
سیمین بزرگی نامی
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
داستان خودش خوب بود و شخصیت پردازی خوبی داشت. بنظرم در ترجمه ایرادات زیادی بود که باعث می شد داستان بعضی جاها بد فهمیده شود. خانم کبری توکلی روی ترجمه روان و سلیس باید بیشتر کار کند، همین طور روی ترجمه اصطلاحات رایج تا کار بهتری تحویل دهد. شخصیت پردازی داستان و ارتباطات افراد با هم و همینطور پرش به زمان های مختلف بسیار خوب و عالی انجام شده بود. من یک روزه کتاب رو خوندیم و این بخاطر روال خوب داستان و جو آن بود. اگر ترجمه آنقدر ضعیف نبود شاید بیشتر لذت می بردم. اما در کل کتاب جذابی بود بعضی قسمت ها واقعی و بعضی بخشها تخیلی. در کل خواندنش رو پیشنهاد می کنم. ممنون از کتابراه بابت این کتاب.
م.ح
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۲
سلام. به دو دلیل پیشنهاد خواندن این رمان رامی دهم، دلیل اول، این است که باخواندن کتابهای نویسندگان مختلف از کشورهای مختلف، تاحدودی به فرهنگ آن کشور وروابط بین مردمانش، می توان پی برد. کاری ندارم که مذهبی هستید یانه؟ ولی تنهایی حاصل ازروابط آزاد و پناه بردن به سگ و گربه ها را درمتن همه کتابها خارجی، ورمانهای دیده ام که البته به شدت، تاکید دارند که حامی و دوستدار حیوانات هستند!!.. دلیل دومی که پیشنهاد خواندن این کتاب را می دهم، این است که روایتگری جالبی دارد. خوشم نمی آید داستان کتاب را اسپویل کنم، پس این رمان جذاب را بخوانید و لذت ببرید
Hoda Hashemi
۵
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
کتاب بسیار جذابی بود که خواننده رو ترغیب میکنه ادامه بده، بااینکه هر بخش از کتاب از زبان شخصیتهای مختلف و در زمانهای مختلف و در ظاهر به صورت پراکنده نوشته شده بود ولی در واقع بسیار داستان را جذاب و مرموز کرده بود که باعث میشد کتاب زمین نزاری و به خواندن ادامه بدی.. موضوع معمایی و تلخ و در عین حال و سرشار از عشق حمایت داستان یک تضادی زیبا رو به تصویر کشیده بود و نشان میداد که انسانها در پس تروماها و سختیهای زندگی که در دوران کودکی متحمل میشه چقدر هرکدام متفاوت از هم رشد و انتخاب میکنن تا سبک زندگی متفاوتی داشته باشن..
mitra.mh. 46
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۷
داستان کتاب درباره‌ی زندگی دخترانی است که به سرپرستی زنی پذیرفته شدند که با بچه‌ها رفتار متناسب با سنشان نداشت و از نظر تغذیه به آن‌ها سخت می‌گرفت سرانجام بر اثر یک اتفاق بچه‌ها سرپرست قبلی را از دست دادند و تا سن قانونی تحت سرپرستی افراد دیگری در آمدند، زندگی مشترک آن‌ها با هم کمک کرد به هم حس و و خواهری پیدا کنند ارتباطشان ادامه پیدا کند سرانجام بر اثر یک اتفاق در گذشته بسیاری ابهامات برای همه روشن شد. اگر از بسیاری خطاهای نوشتاری تایپی بگذریم میتوان گفت کتابیست که دلت نمیخواد لحظه‌ای آن را کنار بگذاری داستانش جذاب بود.
Z Abbasi
۲
۱۴۰۴/۰۹/۲۱
کتاب شامل مرگ، آسیب روانی، سوء تفاهم، آزار عاطفی، کنترلگری، پنهان‌کاری و... است پس برای افراد حساس احساسات منفی زیادی به همراه دارد. کتاب کند پیش میره و بر تحلیل احساسات و افکار بیشتر تمرکز داره تا بر ماجراجویی. داستان مربوط به زندگی عمیق و پرتنش چند فرزندخوانده دختر است که از این بین جسیکا با دارد روانشناس جلساتی که خود آن جلسات بار تنش بالایی از گذشته منفی او با شوهر مادرش دارد. حجم کتاب بالاست و در ژانر معمایی بیشتر دارای حس نفرت و غم بود تا معما گرچه من از ترس و معما هم استقبال نمیکنم.
دلارام کاشانی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
شاید این داستان شاهکار ادبی‌ای نباشه که نوبل بگیره ولی یه داستان روانشناختی جنایی بی نقصه. شخصیت پردازی‌ها، تعلیق‌ها، هیجان‌ها و پیچش‌های داستان تمامی ندارن. هر لحظه غافل گیر میشید و جریان قصه تغییر میکنه. احساسات عمیق، رنج‌های حل نشده و راز‌های بی شماری داره. سالی هپ ورث با ارامش و قدم به قدم رو و این‌ها به خواننده‌اش تزریق میکنه جوری که دائما عقل احساستون درگیره و کتاب رو نمیتونید زمین بذارید. بدون شک یکی از بهترین‌های این ژانر بود و لایق پنج ستاره بود. عمیقا لذت بردم.
Hosein Azizi
۵
۱۴۰۴/۱۰/۱۰
کتاب دختران عزیز از سالی هپ‌ورث یه رمان خانوادگیه که بیشتر روی رابطه‌ی مادر و دخترها تمرکز داره. داستانش پر از رازهای پنهان و لحظه‌های احساسی‌ست، جوری که همزمان هم کنجکاوی‌ت رو تحریک می‌کنه، هم با شخصیت‌ها همدلی می‌کنی. حال‌وهوای کتاب ترکیبی از گرما و پیچیدگیه؛ انگار پشت هر رابطه یه لایه‌ی تازه کشف برای وجود داره. سبک نوشتن هپ‌ورث هم روان و صمیمیه، همین باعث می‌شه راحت جذب داستان بشی و تا آخر دنبالش کنی 🌸
مشاهده همه نظرات 145

راهنمای مطالعه کتاب دختران عزیز

برای دریافت کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟