نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران عزیز - سالی هپ ورث
4.5
227 رای
Nora
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
00
کتاب جالبی بود. اون دسته از دوستان که عاشق تعلیق های متداول که در طی زمان ساخته می شن هستن و دنبال پیچش های داستانی ای هستن که در آخر اون هارو شوکه کنه، میتونه انتخاب خوبی براشون باشه. نکاتی که من راجع به داستان دوست داشتم، شخصیت پردازی ها بود. شخصیت نورا، آلیشیا و جسیکا که با هر کدومشون به نحوی همزادپنداری می کردم. شخصیت مهرطلب جسیکا، شخصیت یاغی اما آسیب پدیر نورا و آلیشیای بیچاره که گیر اون مادرخوانده افتاد و باعث شد در چرخه ی ذهنی معیوبی از افکار و صداهای منفی و حس ناکافی بودن قرار بگیره. رابطه ی این سه خواهر رو دوست داشتم. واقعی و طبیعی بود. منظورم اینه مثل سه قلوهای افسانه ایی نبودن که هیچ مشکلی توی رابطه اشون نباشه و همیشه یار و یاور هم باشن و گل و بلبل. مشکلات خودشون رو داشتن هر کدومشون و سعی میکردن تنها از پسش بربیان ولی در نهایت با هم از پسش براومدن. اما نقاطی که به نظرم جای بهبود داشت اول از همه تعلیق ها و گره گشایی ها بود. یک تکنیکی که باعث میشد نشه نصفه کتاب رو ول کرد ترکیب فلش بک ها با داستان زمان حال بود که واقعا جواب داد و من یک شبه کل داستان رو خوندم. اما در اخر که نگاه کردم، احساس کردم خیلی برام قابل پیشبینی بود و حتی در غیر این صورت اون اثر عمیقی که باید رو نزاشت روم. دومین چیز که تقریبا مربوطه به همین، پی رنگ داستانه. چرا دیرک انقد راحت تصمیم گرفت نظرش رو عوض کنه و حقیقت رو بگه؟ چه علتی داشت که در فصل آخر دوشیزه فیرچایلد داستاتش رو عوض کنه وقتی کلا یه داستان دیگه برای وارن گفت؟ و یه سری نکات دیگه اما در کل یه کتاب 8/10 که پیشنهاد میدم وقتی حوصله اتون سر رفته بخونید.
کتاب در مورد فرزندخوندگی، کودک آزاری و آسیبهای روحی در کودکیه. سه دختر که خودشون رو خواهر هم می نامند در سنین ده دوازده سالگی به یک خانم مجرد موجه که در یک خونه بزرگ زندگی میکنه سپرده میشن حالا بعد از بیست و چند سال این دخترها بزرگ و مستقل شدند یکی از اونها ازدواج کرده و هر کدوم شغل و مشکلاتی واسه خودشون دارن ولی یک تماس تلفنی به هر کدوم از اونها زندگی نسبتا آروم اونها رو به هم میریزه و اونها رو به شهرکودکیشون وایلد میدوس و دوشیزه فیرچایلد که مسئول مراقبت و نگهداری از این سه دختر بوده میکشونه اتفاقی در خونه کودکی اونها افتاده و اون پیدا شدن استخوانهای یک انسان در زیر خونه است. داستان با ریتمی منطقی پیش میره تا جایی که گره ها قراره باز بشن: خطر اسپویل
کودک آزاری دوشیزه فیرچایلد در حدی که باعث تروما در بزرگسالی بشه نیست. حقیقت ماجرا یعنی اون چیزی که این زن پنهان میکنه شاید از بلایی که سر دخترها آورده ترسناکتر باشه ولی منطقی و قابل باور نیست. شخصیت نورا گاهی به شدت خشنه گاهی مهربون و آروم و برخلاف تصور که باید شجاع ترینشون باشه نیست. زندگی زناشویی جسیکا به نوعی نچسب و غیر قابل باوره اون همه حمایت و محبت شوهرش بدون توجه جسیکا. و به یکباره متحول شدن جسیکا در حدی که راضی بشه باردار بشه. مترجم معنی کلمه" مادام" رو با" وقتی "یا" هنگامی "اشتباه گرفته و چندین بار از این کلمه به اشتباه استفاده میکنه. به هرحال با تمام مشکلات و نواقصش برای سرگرمی خوندنش توصیه میشه کشش لازم رو داره و داستان تا حد زیادی قابل پیش بینی نیست.
کودک آزاری دوشیزه فیرچایلد در حدی که باعث تروما در بزرگسالی بشه نیست. حقیقت ماجرا یعنی اون چیزی که این زن پنهان میکنه شاید از بلایی که سر دخترها آورده ترسناکتر باشه ولی منطقی و قابل باور نیست. شخصیت نورا گاهی به شدت خشنه گاهی مهربون و آروم و برخلاف تصور که باید شجاع ترینشون باشه نیست. زندگی زناشویی جسیکا به نوعی نچسب و غیر قابل باوره اون همه حمایت و محبت شوهرش بدون توجه جسیکا. و به یکباره متحول شدن جسیکا در حدی که راضی بشه باردار بشه. مترجم معنی کلمه" مادام" رو با" وقتی "یا" هنگامی "اشتباه گرفته و چندین بار از این کلمه به اشتباه استفاده میکنه. به هرحال با تمام مشکلات و نواقصش برای سرگرمی خوندنش توصیه میشه کشش لازم رو داره و داستان تا حد زیادی قابل پیش بینی نیست.
سلام و درود، کتاب دختران عزیز، کتابی که نمی شود زمین گذاشت و باید تا انتها خواند. سرگذشت چند دختر که هرکدام به دلایلی به سرپرستی خانم زیبا و مهربانی سپرده می شوند. این ظاهر قضیه است ولی چرا جسیکا، نورا و آلیشیا که خود را خواهر می نامند و در زمان حال زنانی مستقل با تروماهای دوران کودکی هستند از به یاد آوردن خاطرات دوران تحت سرپرستی خود آسیب دیده و اینگونه هراسناک هستند، چه رازی در آن عمارت زیبا و بانوی مهربان آن وجود دارد؟ داستان با پیدا شدن بقایای جسدی زیر خانه به اوج می رسد چه راز هولناکی در این عمارت وجود دارد؟ و در پایان صمیمیت و وفاداری این سه خواهر غیر خونی به یک دیگر است که آن ها را به آرامش بر می گرداند و باعث ترمیم و التیام زخمهای هر سه می شود . به نظر من این کتاب داستان عمیق و تاثیرگذار دارد. با تشکر از کتابراه عزیز، تا نقدی دیگر بدرود
با سلام اگر از دوستانی هستید که برای خواندن نظرات مراجعه کردید باید بگم که کتابی در محوریت روانشناسی، جنایی و کمی چاشنی طنز بود اما از همه مهم تر روایتها پس و پیش میشوند یکبار به گذشته میروند یکبار از زمان حال و یکبار از زبان کسی حرف میشنوید ک اصلا نمیدانید دقیقا کیست، از این بابت مجذوب سبک نویسنده شدم که درنهایت به طرز شگفت انگیزی در اخر داستان شوکه و شگفت زده میکند چرا که دوشیزه فیرچایلد شمای خواننده را هم فریب میدهد😄.
خود داستان هم در رابطه با سه خواهر غیرتنی هست که بایک مادرخوانده که اختلالات روانی دارد درگیر هستند تا اینکه بعد از مدتها خبر کشف استخوانهایی از یک بچه در زیرزمین همان خانهای که بزرگ شده بودن به گوششون میرسه و ادامهی ماجرا که این داستان جذاب رو جذاب تر کرده بود
خود داستان هم در رابطه با سه خواهر غیرتنی هست که بایک مادرخوانده که اختلالات روانی دارد درگیر هستند تا اینکه بعد از مدتها خبر کشف استخوانهایی از یک بچه در زیرزمین همان خانهای که بزرگ شده بودن به گوششون میرسه و ادامهی ماجرا که این داستان جذاب رو جذاب تر کرده بود
من این داستان رو در زمان قطعی اینترنت خوندم و خیلی با جزئیات یادم نیست اما چند نکته قابل توجهه: این که اون مددکاران اجتماعی به نوعی وظیفه رو از سر رد میکردن، این که انتظار میرفت قوانین پیگیرانه تری برای تشخیص واجد صلاحیت بودن سرپرست در نظر گرفته بشه. سوال دیگه این که چرا دوشیزه در ابتدا با جسیکا گرم گرفت و یهو اون رو از خودش دور کرد؟ جرا دوشیزه در نهایت باید به همچین جایی برسه چون با توجه به واقعیت داستان پیش زمینه خانوادگی او نرمال بوده، چرا این سه دختر مسیر شکایت رو پیش نگرفتن؟ و خیلی چراهای دیگه اما به صورت کلی داستان گیرا و جذاب بود. خیلی جاها دلم برای جسیکا سوخت ولی به قول دوستان مهرطلبی از کسی که بر تو جفا میکنه برای شنونده خیلی غیرمعقوله
داستان تا فصل پایانی تقریبا خوب و منطقی پیش میرهاگرچه واقعا اونقدرا هم اتفاقات کودکی دخترها در وایلد میدوس سخت و دردناک نبوده (باتوجه به تجربیات مثلا نورا در خانههای دیگه، یا با توجه به داستانهای دیگهای که از شکنجه بچهها نوشته شده) اما در کل داستان خیلی خوب و قابل قبول هست اما فصل آخر.. واقعا غیرمنطقی هست و بهتر بود اصلا نوشته نمیشد داستانی که دوشیزه فیرچایلد از خودش درآورده بود خیلی منطقی تر و باورپذیرتر از داستان واقعی بودچطور ممکنه مادر دوشیزه فیرچایلد که خانمی اهل معاشرت و رفت و آمد بود (با کلیسا همکاری داشت) ۹ماه بارداری خودش رو مخفی کرده باشه و بعد بدون هیچ کمکی تو خونه زایمان کنه و حتی بعد از به دنیا اومدن بچه هم همچنان مخفی نگهش داره
کتاب نگارش روان و خوبی داشت. غلط های دستور زبان و غلط املایی نداشت. نحوه روایت قصه به قاعده بود نه انقدر کش دار بود که حوصله سربر بشه نه انقدر تند بود که متوجه نشی چی شد. کتاب ارزش خوندن داره ولی اگه مثل من تازه مادر شدین توصیه میکنم الان نخونیدش چون احساسات تون رو برمی انگیزه و توی یه بخش هایی حسابی به گریه میفتین. فقط علت این تناقض رفتاری دوشیزه فیرچایلد که در ابتدا با جسیکا خوب رفتار می کرد و بعد باهاش بد شد رو نمی فهمم چون کسی که همچین آسیب هایی ندیده طبیعتا نمیتونه به بقیه همچین آسیب هایی بزنه!... و پایان بندی این کتاب (برخلاف خیلی از رمان ها) از همه قسمت هاش جالب توجه تره. بازم ممنون از کتابراهِ همیشه جذاب
داستانی روانشناسی جذاب. درباره زندگی سه دختر که دربچگی در خانهای تحت سرپرستی زنی جوان وزیبا البته با اختلالات روانی قرار گرفته بودند و اثرات مخرب آزارهای سرپرست روانپریش شون در بزرگسالی هر کدوم رو به نوعی مشکل روانی دچار میکنه. خط به خط کتاب خواندنی وجالب و اثر قابل. توجه وتعمق درباره اختلالات روانی و رفتارهای ناشی از مشکلات روانی است. بچههایی که تحت سرپرستی قرار میگیرند در این داستان به خوبی نشان میده چقدر اسیب پذیر وبی پناه هستند و از هیچ جا مورد حمایت واقع نمیشن. اگر به کتابهای روانشناختی علاقه دارید این یکی از بهترین داستان هاست ودر کنارش میتونم خوندن داستان بخش دی، زن گمشده رو توصیه کنم
داستان خودش خوب بود و شخصیت پردازی خوبی داشت. بنظرم در ترجمه ایرادات زیادی بود که باعث می شد داستان بعضی جاها بد فهمیده شود. خانم کبری توکلی روی ترجمه روان و سلیس باید بیشتر کار کند، همین طور روی ترجمه اصطلاحات رایج تا کار بهتری تحویل دهد. شخصیت پردازی داستان و ارتباطات افراد با هم و همینطور پرش به زمان های مختلف بسیار خوب و عالی انجام شده بود. من یک روزه کتاب رو خوندیم و این بخاطر روال خوب داستان و جو آن بود. اگر ترجمه آنقدر ضعیف نبود شاید بیشتر لذت می بردم. اما در کل کتاب جذابی بود بعضی قسمت ها واقعی و بعضی بخشها تخیلی. در کل خواندنش رو پیشنهاد می کنم. ممنون از کتابراه بابت این کتاب.
سلام. به دو دلیل پیشنهاد خواندن این رمان رامی دهم، دلیل اول، این است که باخواندن کتابهای نویسندگان مختلف از کشورهای مختلف، تاحدودی به فرهنگ آن کشور وروابط بین مردمانش، می توان پی برد. کاری ندارم که مذهبی هستید یانه؟ ولی تنهایی حاصل ازروابط آزاد و پناه بردن به سگ و گربه ها را درمتن همه کتابها ورمانهای خارجی، دیده ام که البته به شدت، تاکید دارند که حامی و دوستدار حیوانات هستند!!.. دلیل دومی که پیشنهاد خواندن این کتاب را می دهم، این است که روایتگری جالبی دارد. خوشم نمی آید داستان کتاب را اسپویل کنم، پس این رمان جذاب را بخوانید و لذت ببرید
کتاب بسیار جذابی بود که خواننده رو ترغیب میکنه ادامه بده، بااینکه هر بخش از کتاب از زبان شخصیتهای مختلف و در زمانهای مختلف و در ظاهر به صورت پراکنده نوشته شده بود ولی در واقع بسیار داستان را جذاب و مرموز کرده بود که باعث میشد کتاب زمین نزاری و به خواندن ادامه بدی.. موضوع معمایی و تلخ و در عین حال سرشار از عشق و حمایت داستان یک تضادی زیبا رو به تصویر کشیده بود و نشان میداد که انسانها در پس تروماها و سختیهای زندگی که در دوران کودکی متحمل میشه چقدر هرکدام متفاوت از هم رشد و انتخاب میکنن تا سبک زندگی متفاوتی داشته باشن..
داستان کتاب دربارهی زندگی دخترانی است که به سرپرستی زنی پذیرفته شدند که با بچهها رفتار متناسب با سنشان نداشت و از نظر تغذیه به آنها سخت میگرفت سرانجام بر اثر یک اتفاق بچهها سرپرست قبلی را از دست دادند و تا سن قانونی تحت سرپرستی افراد دیگری در آمدند، زندگی مشترک آنها با هم کمک کرد به هم حس خواهری پیدا کنند و ارتباطشان ادامه پیدا کند سرانجام بر اثر یک اتفاق در گذشته بسیاری ابهامات برای همه روشن شد. اگر از بسیاری خطاهای نوشتاری و تایپی بگذریم میتوان گفت کتابیست که دلت نمیخواد لحظهای آن را کنار بگذاری داستانش جذاب بود.
کتاب شامل مرگ، آسیب روانی، سوء تفاهم، آزار عاطفی، کنترلگری، پنهانکاری و... است پس برای افراد حساس احساسات منفی زیادی به همراه دارد. کتاب کند پیش میره و بر تحلیل احساسات و افکار بیشتر تمرکز داره تا بر ماجراجویی. داستان مربوط به زندگی عمیق و پرتنش چند فرزندخوانده دختر است که از این بین جسیکا با روانشناس جلساتی دارد که خود آن جلسات بار تنش بالایی از گذشته منفی او با شوهر مادرش دارد. حجم کتاب بالاست و در ژانر معمایی بیشتر دارای حس نفرت و غم بود تا معما گرچه من از ترس و معما هم استقبال نمیکنم.
شاید این داستان شاهکار ادبیای نباشه که نوبل بگیره ولی یه داستان روانشناختی جنایی بی نقصه. شخصیت پردازیها، تعلیقها، هیجانها و پیچشهای داستان تمامی ندارن. هر لحظه غافل گیر میشید و جریان قصه تغییر میکنه. احساسات عمیق، رنجهای حل نشده و رازهای بی شماری داره. سالی هپ ورث با ارامش و قدم به قدم اینها رو به خوانندهاش تزریق میکنه جوری که دائما عقل و احساستون درگیره و کتاب رو نمیتونید زمین بذارید. بدون شک یکی از بهترینهای این ژانر بود و لایق پنج ستاره بود. عمیقا لذت بردم.
کتاب دختران عزیز از سالی هپورث یه رمان خانوادگیه که بیشتر روی رابطهی مادر و دخترها تمرکز داره. داستانش پر از رازهای پنهان و لحظههای احساسیست، جوری که همزمان هم کنجکاویت رو تحریک میکنه، هم با شخصیتها همدلی میکنی. حالوهوای کتاب ترکیبی از گرما و پیچیدگیه؛ انگار پشت هر رابطه یه لایهی تازه برای کشف وجود داره. سبک نوشتن هپورث هم روان و صمیمیه، همین باعث میشه راحت جذب داستان بشی و تا آخر دنبالش کنی 🌸
کتاب معمایی خوبی بود. اتفاق هاش قابل پیش بینی نبود، ولی روند قابل پیش بینی ای داشت که باعث شد زیاد سوپرایز نشم. البته شاید به خاطر اینه که زیاد از این دست کتاب ها می خونم، نمی دونم... درمورد میزان سانسورش باید بگم کتاب سانسورهای زیادی داشت ولی انگار یه جاهایی مترجم سعی کرده بود در عینِ سانسور کردن، منظور رو برسونه. در کل من چند روزه تمومش کردم چون داستانش کشش زیادی داشت و خسته کننده نبود.
با تشکر از کتابراه🌹 کتاب روانشناختی جالبی بود در مورد دخترانی که تحت سرپرستی خانمی هستند که مشکلاتی براشون به وجود میاد که باعث تروماهایی در بزرگسالی آن ها می شود. کودکانی که هیچ پناهی ندارند و مجبور هستند که پیش این خانم زندگی کنند و حالا بعد از بیست سال مشکلات و مسائل رو می شوند و به دنبال آن روبرو شدن دخترا با همون خانم … کسایی که علاقه به رمان های روانشناختی دارند حتما بخوانند..
کتاب خوبی بود داستان در مورد سه زنی که در کودکی در یکخانه به سرپرستی موقت گرفته شدن در کل به مسائل کودکان بی سرپرست و بد سرپرست و این که زندگیشون بعد از جابه جایی چگونه مورد تغییر قرار میگیره این سه زن توسط یک زن بسیار بد مورد خشونت قرار میگیرن وبه نظرم آخر کتاب باید در مورد خانوم فیر چایلد مجازات بدتری قرار میدادند ولی در کل داستان خوبیه ممنون از کتابراه
کتاب خیلی خوبی بود همون جور که روی جلد کتاب نوشته این کتاب واقعا همه چیز دارد و خواننده رو جذب میکنه به خوندنش. بدون هیچ توضیحات اضافیای که خواننده رو از ماجرای اصلی دورکنه. از نظر تکمیل داستان هم پایان بسیار خوبی داشت اگر دنبال داستانی معمایی هستید توصیه میکنم به خواندن این کتاب. ممنونم از کتاب راه بابت این هدیهی رایگان پایان هفته.
داستان این کتاب هم مثل خیلی رمانها و کتابهای دیگه در مورد اهمیت بسیار زیاد دوران کودکی در شکل گیری شخصیت و روح و روان انسان هاست... ای کاش همه کودکان همیشه در امنیت و شادی بزرگ میشدند، به دور از هر نوع تبعیض، خشونت و جنگ... داستان دختران عزیز داستانی جالب، روان، ملموس و زیباست. حتما بخوانید و لذت ببرید، ممنون از کتابراه❤️
درود برشما. دختران عزیز داستان جذاب و آموزندهای مخصوصا واسه پدر مادرها و سرپرستهای عزیز داره. بعضی از مشکلات و اسیبهای روحی و جسمی کودکان بی سرپرست رو تعریف میکنه. همینطور مشکلاتی که از سر بی توجهی والدین به نیازهای فرزندانشون به وجود میاد رو در غالب یک داستان جنایی و دراماتیک بیان میکنه. من کلی لذت بردم
رمان جنایی و پلیسی که با محوریت روان شناسی بود جالب بود پر از قابل گیریهای که جذاب که از اونجایی که نویسنده خیلی سعی کرده بودی داستانی معمایی رو تا آخر حفظ کنه پس من از محتوای داستان چیزی نمیگم اما خب برای من به شخصه هم خیلی جالب بود و هم یک درس مهم ازش یاد گرفتم برای مطالعه پیشنهادش میکنم
سلام. کتاب خوبی بود. کشش داشت. ولی بازم ایراد ویراستاری و املایی داشت. و دوباره یه باگ دیگه! بچههایی که زیر نظر فاستر هستن، اصلا بازبینی نمیشن؟ بعدم نمیتونستن با معاینه بدن اون خانوم اسمش مادام فیری بود نمیدونم بفهمن که تا اون موقع زایمان نکرده بود؟ بالاخره باید اعترافاتش راستیآزمایی میشدن!
امتیاز من به کتاب: چهار و نیم⭐️
من نسخه چاپی کتاب رو مطالعه کردم. یه کتاب معمایی و روانشناختی که تا آخرین پاراگراف براتون سورپرایز داره. کتاب درباره سه خواهر یتیم هست که زیر دست زنی تقریبا روانی بزرگ میشن. کشش و جذابیت داستان تقریبا تا پایان کتاب حفظ میشه و ترجمه خیلی خوبی هم داره.
من نسخه چاپی کتاب رو مطالعه کردم. یه کتاب معمایی و روانشناختی که تا آخرین پاراگراف براتون سورپرایز داره. کتاب درباره سه خواهر یتیم هست که زیر دست زنی تقریبا روانی بزرگ میشن. کشش و جذابیت داستان تقریبا تا پایان کتاب حفظ میشه و ترجمه خیلی خوبی هم داره.
خیلییی خوب بود. سه چهارم اول کتاب رو بیشتر دوست داشتم ترجمه روون و حس هیجان زیادی داشت کاملا کتاب جذبم کرد. داستان ۳تا خواهر و پیوند بینشون عالی نوشته شده بود. اینی که نگاه ها رو معطوف به امنیت بچه های بی سرپرست و نظارت بیشتر موقع تحت قیومت قرار گرفتنشون میکرد هم خیلی مورد پسندم بود
