معرفی و دانلود کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم
برای دانلود قانونی کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم
لینا نمیتواند به سادگی از کنار همسایهی منزوی خود عبور کند. از سوی دیگر نش بعد از مدتها با دیدن لینا حس زندگی را تجربه کرده و نمیتواند این زن را همچون دیگران نادیده بگیرد. کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم نوشتهی لوسی اسکور ما را با یک داستان عاشقانه همراه میکند؛ جایی یک زن و مرد کاملاً متضاد، به همدیگر علاقهمند میشوند. داستان چیزهایی که از نور پنهان میکنیم دارای ابعاد کمدی و روانشناختی نیز هست و در لیست پرفروشترین آثار نیویورکتایمز قرار دارد.
دربارهی چیزهایی که از نور پنهان میکنیم
همسایهی جدیدی که آپارتمان روبهروی نش را اجاره کرده است، بعد از مدتها موفق میشود حسی خاموش شده و از بین رفته را در دل «نش» زنده کند. او خود از این موضوع خبر ندارد، اما نش مدتهاست که صرفاً زنده است و نمیتواند همچون یک آدم زنده به چیزی عشق بورزد و کسی را دوست داشته باشد. برادر او، ناکس، و نامزد برادرش، نائومی، بهدنبال نش هستند. نش جواب تلفن هیچکس را نمیدهد. جایی که کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم (Things We Hide from the Light) او را در آن موقعیت قرار داده، یک فروپاشی روانی کامل و بنبست روحی است.
پروندهی جنایی که خود نش، یکی از اهداف قاتل در این پرونده بوده و بهخاطرش گلوله خورده، حالا دیگر به بخش کاری او ارتباطی ندارد و به پلیس فدرال تحویل داده شده است. نش حالا یک رئیس پلیس بدون پرونده است که باید به جرایم ساده در یک شهر نهچندان پرماجرا بپردازد. لوسی اسکور (Lucy Score) به ما نشان میدهد که حس پوچی، بیهدفی و آسیب روانی که پس از مجروح شدن با گلوله، روان نش را آزار میدهد، چگونه زندگی عادی او را مختل کرده است. در این میان تنها کسی که میتواند برای چند لحظه حس شادی را به او بازگرداند، همسایهی تازهوارد است.

داستان عاشقانهی چیزهایی که از نور پنهان میکنیم نوشتهی لوسی اسکور ما را به یک ماجرای عاشقانه میان دو انسان کاملا از هم بیگانه و بیربط به یکدیگر میبرد؛ جایی که قرار است نتیجهی عشق و تأثیر آن بر بهتر شدن حال آدمها را نظاره کنیم.
عشق میان دو آپارتمان شکل میگیرد
نام او آنجلینا است، اما نامی که همه او را با آن صدا میزنند، لینا است. دوست قدیمی برادر همسایهی نش که کاملاً شخصیت او با نش در تضاد است. هر اندازه که نش بهدنبال تنهایی، سکون و انزواست، لینا پرشور و شاد است. همان روز نخست که در حال اسبابکشی به آپارتمان روبهروی نش است، از نش میخواهد که او را برای شام دعوت کند و خب بدیهی است که نش چنین درخواستی را قبول نمیکند. این رئیس پلیس بعد از اینکه مورد حملهی تیراندازی قرار گرفت و جان خود و عزیزانش را به خطر انداخت، دچار کابوس و بیخوابی است. تنها چیزی که تصور میکند برای بهبود حالش مفید است، تنهایی است؛ اما تصور او درست نیست؛ نش فقط به عشق نیاز دارد و چه عشقی بهتر از عشق به لینا که خود نیز برای حل پروندهای پلیسی از آتلانتا به این شهر آمده است.
لوسی اسکور در رمان چیزهایی که از نور پنهان میکنیم صرفاً قصهای عاشقانهای با ریتم تند رخداد وقایع نیست، بلکه حالات و اضطرابهای نش و تلاش او برای بهبود وضعیتش، به این کتاب بُعد روانشناختی نیز میبخشد. این رمان دارای رگههای کمدی نیز هست و میتواند خوانندگان خود را به هیجان درآورد.

رمان عاشقانهی چیزهایی که از نور پنهان میکنیم که دومین کتاب از مجموعهی ناکاوت لوسی اسکور است، با ترجمهی فاطمه شهابی نژاد در انتشارات کتاب کوله پشتی بهچاپ رسیده است.
جوایز و افتخارات کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم
- از پرفروشترین آثار ساندیتایمز
- نامزد دریافت جایزهی گودریدز در بخش داستان عاشقانه (سال 2023)
- نامزد Award Nomination در بخش خوانندگان (سال 2023)
- از پرفروشترین آثار نیویورکتایمز
- از پرفروشترین آثار یواسای تودی
نکوداشتهای کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم
- داستان چیزهایی که از نور پنهان میکنیم اثری کمدی، فوقالعاده جنجالی، با درامی هیجانانگیز، بهطرزی باورنکردنی عاشقانه و لبریز از احساس. کتاب را با اشک تمام کردم و بعد با نسخهی تکمیلی دوباره گریه کردم. (Cressida McLaughlin)
- کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم روایتی شیرین، عمیق و جنجالبرانگیز است که با پرداخت دقیق به موقعیتها، کشش عاشقانهی قوی و گفتوگوهای دلنشین بین شخصیتها جان میگیرد. نش و لینا شخصیتهایی جذاب و باورپذیرند و رابطهی میانها همزمان با جلو رفتن داستان، به آرامی و زیبایی قوام مییابد. این داستان عاشقانه، مفصل و پرفرازونشیب است که بازگشتی دلپذیر به دنیای یک مجموعهی آشناست و بدون شک مخاطبان کتاب نخست را به خود جذب خواهد کرد. (Culturefly)
کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با یک اثر عاشقانه که میتواند شما را هیجانزده کند، آشنا شوید.
- از خواندن کتاب اول مجموعهی «ناکاوت» لذت بردید و بهدنبال اثر تازهای از لوسی اسکور هستید.
- دوست دارید در یک داستان عاشقانه که دارای موقعیتها و دیالوگهای کمدی است قرار بگیرید و به این موضوع که «چطور میتوان از یک حادثهی تلخ عبور کرد و اثرات آن را از جسم و روح خود پاک کرد» بیاندیشید.
در بخشی از کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم میخوانیم
وقتی داشتم ماشین شاسیبلندم را به کنار جاده میراندم، خورشید بر فراز ردیف درختان دیده میشد و سبب شده بود نوک یخزدۀ چمنها همچون الماس بدرخشد. به صدای کوبش قلبم، کف دستهای عرقکردهام و احساس تنگی نفس و سنگینی قفسۀ سینهام بیتوجهی کردم.
بیشتر اهالی ناکماوت هنوز در تختخوابشان بودند. بهطورکلی ما مردم شهر بیشتر به بیدار ماندن تا دیروقت و صرف نوشیدنی عادت داشتیم تا به سحرخیز بودن و به این معنی بود که احتمال مواجه شدن با کسی در این ساعت از روز خیلی کم بود.
نمیخواستم تمام شهر دربارۀ این حرف بزنند که چطور رئیسپلیس مورگان تیر خورده است و بعد عقل لعنتیاش را در تلاش برای برگرداندن حافظۀ کوفتیاش بهکل از دست داده.
ناکس و لوسین که فقط شهروندانی ساده بودند حتماً میخواستند در کاری که هیچ ربطی به آنها نداشت دخالت کنند. نائومی دلسوزانه نگاهم میکرد و خودش و پدر و مادرش تلاش میکردند با آوردن غذا و همینطور لباسهای شستهشده خفهام کنند. لیزا جی وانمود میکرد هیچ اتفاقی نیفتاده است، این تنها واکنشی بود که در جایگاه یکی از اعضای خانوادۀ مورگان میتوانستم با آن کنار بیایم. درنهایت هم بهقدری تحت فشار قرار میگرفتم که مجبور میشدم مرخصی طولانی بگیرم. دقیقاً بعد از این چه چیزی برایم باقی میماند؟
حداقل بهخاطر کارم مجبور میشدم به خودم تکانی بدهم. دلیلی داشتم که هر روز از تخت یا از روی کاناپه بلند شوم.
و اگر هر روز از روی کاناپه بلند میشدم و یونیفرمم را میپوشیدم، حداقل میتوانستم کار مفیدی انجام دهم.
خودرو را پارک کردم و موتورش را خاموش کردم. سوئیچ را در مشتم گرفتم، در را باز کردم و روی حاشیۀ پر از سنگریزۀ جاده قدم گذاشتم.
صبح روشن و دلانگیزی بود. نه مثل آن شب که آکنده از رطوبت بود و تاریکیاش قیرگون بود. این قسمتش را حداقل یادم بود.
اضطراب همچون توپی از ترس و وحشت در دلم جا خوش کرده بود.
سعی کردم با نفس کشیدن آرام شوم. تا چهار شمردم و نفس کشیدم. تا شمارۀ هفت نفسم را نگه داشتم و با شمارۀ هشت دمم را بیرون دادم.
نگران بودم. هم نگران اینکه هیچوقت حافظهام برنگردد و هم نگران اینکه بالاخره به یاد بیاورم. نمیدانستم کدامیک ممکن بود بدتر باشد.
در آنسوی جاده آنچه دیده میشد گسترۀ بیانتهای علفهای هرز درهمتنیده بود و خانههایی که بابت بدهی به تصرف درآمده بودند و مدام به تعدادشان افزوده میشد.
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: جرقههای خیلی کوچک
فصل دوم: ترفندهای اجتناب کردن
فصل سوم: مردن درون جوی آب
فصل چهارم: کثیفی محض
فصل پنجم: تمیزکاری
فصل ششم: وسط یک مشاجرۀ اعصابخردکن
فصل هفتم: مهمانی شام
فصل هشتم: لوبیاسبز و دروغ
فصل نهم: دور کردن همسایۀ مزاحم
فصل دهم: عرق ریختن کنار سالخوردهها
فصل یازدهم: وحشت کردن هیچوقت کمکی نمیکند
فصل دوازدهم: به منطقۀ خطر خوش آمدی
فصل سیزدهم: یار غار
فصل چهاردهم: دزدیدن کیک خامهای و آدم دردسرساز
فصل پانزدهم: شیطان کتشلوارپوش
فصل شانزدهم: دو بار تشکر
فصل هفدهم: گفتوگوی خودمانی
فصل هجدهم: تخممرغ عسلی برای بیشعورها
فصل نوزدهم: خاکی رنگ مناسب او نیست
فصل بیستم: درددل داخل خودرو
فصل بیستویکم: شرایط بغرنج میشود
فصل بیستودوم: مرحلۀ نهایی مسابقۀ فوتبال
فصل بیستوسوم: تیم لینا
فصل بیستوچهارم: پای گردو و استخوان برآمدۀ آرنج
فصل بیستوپنجم: جریمۀ سرعت غیرمجاز
فصل بیستوششم: نَش دیگر کیست؟
فصل بیستوهفتم: پیدا کردن مار و از ترس به خود لرزیدن
فصل بیستوهشتم: بدخلقی کارکنان کافه در هفتۀ کوسه
فصل بیستونهم: برنده شدن در مسابقۀ معرفی مشاغل
فصل سیام: زیرنظر گرفتن نامحسوس به همراه کمی جنجال
فصل سیویکم: پیاز سوخاری میل داری؟
فصل سیودوم: هشداری از روی حسننیت
فصل سیوسوم: کتاب یا خوراکی
فصل سیوچهارم: اجتنابناپذیر
فصل سیوپنجم: بزن قدش
فصل سیوششم: خرابی دیوار
فصل سیوهفتم: اولین قرار ملاقات
فصل سیوهشتم: دارودسته اینجا هستند
فصل سیونهم: رو به دوربین لبخند بزن
فصل چهلم: سخنان خردمندانه
فصل چهلویکم: بستنی شکلاتی با تکههای شکلات
فصل چهلودوم: روز بد، توصیۀ بد
فصل چهلوسوم: چشمان اشکبار
فصل چهلوچهارم: پرشی عالی با چتر نجات
فصل چهلوپنجم: باید آبنباتها را مقصر بدانی
فصل چهلوششم: راهحل هوشمندانه
فصل چهلوهفتم: دزدیدن شخص اشتباهی
فصل چهلوهشتم: تسویهحساب
فصل چهلونهم: سروکله زدن با برکلین
فصل پنجاهم: کِی با چنگک به او حمله کردی؟
فصل پنجاهویکم: عروسی
پایان: چند سال بعد
سخن نویسنده با خوانندگان
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب چیزهایی که از نور پنهان میکنیم |
| نویسنده | لوسی اسکور |
| مترجم | فاطمه شهابی نژاد |
| ناشر چاپی | انتشارات کتاب کوله پشتی |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 528 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-461-660-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی، کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |






















