نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پیش از آنکه قهوهات سرد شود 1 - توشیکازو کاواگوچی
4.5
234 رای
مرتبسازی: پیشفرض
انتشارات پندار نیک پارسی
۱۴۰۴/۰۱/۰۴
80
با آنکه داستان کتاب حول محور سفر در زمان است، مفهوم کلی آن فرسنگها با سفر در زمان فاصله دارد. کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که انسانها چگونه با سوگ از دست دادن عزیزانشان و موقعیتهای زندگی کنار میآیند. پیام مهم در این کتاب، اهمیت زیستن در زمان حال است. فکر کردن به گذشته و غرق شدن در آن هیچچیزی را تغییر نمیدهد. حتی اگر به معنای واقعی کلمه، میتوانستیم به عقب برگردیم و لحظهای را از نو زندگی کنیم، مکالمهای را طور دیگری پیش ببریم، تمام چیزهایی که نگفتیم را بگوییم و تمام لحظاتی را که به نتیجهی اشتباهی ختم شدند را از نو زندگی کنیم، باز هم تغییری در وضعیتمان در زمان حال ایجاد نمیشد. تمام پشیمانیها، حسرتها و ایکاشها مربوط به گذشته هستند و باید در گذشته باقی بمانند. به دوش کشیدن آنها و بردن آنها با خود از روزی به روز دیگر هیچ چیزی را تغییر نمیدهد. گوش دادن به آنرا به همه پیشنهاد میکنم.
این کتاب داستانی احساسی و جذاب درباره یک کافه اسرارآمیز است که به مشتریانش اجازه میدهد به گذشته سفر کنند، اما با قوانین خاصی—از جمله اینکه باید قبل از سرد شدن قهوه شان بازگردند. نکات مثبت: ✅ ایده جذاب و متفاوت: داستان درباره کافهای است که امکان سفر در زمان را فراهم میکند، اما با قوانین محدودکنندهای که آن را منحصربه فرد و هیجان انگیز میکند. این ایده خلاقانه حس کنجکاوی خواننده را برمی انگیزد. ✅ فضای احساسی و عمیق: کتاب بیشتر از اینکه علمی تخیلی باشد، یک داستان احساسی است که به روابط انسانی، پشیمانیها، از دست دادن و فرصتهای از دست رفته میپردازد. ✅ روایت روان و ساده: سبک نوشتاری کتاب بسیار روان است و به راحتی میتوان با شخصیتها ارتباط برقرار کرد. همچنین روایت صوتی با دو صدا (زن و مرد) به جذابیت آن اضافه میکند. ✅ پیامهای انسانی و تأثیرگذار: داستانهای کوتاه در دل رمان به مخاطب یادآوری میکند که گذشته را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان با پذیرش آن، زندگی را بهتر ادامه داد. ---نکات منفی: ❌ شخصیت پردازی میتوانست قوی تر باشد: برخی از شخصیتها به اندازه کافی عمق ندارند و ممکن است در ذهن خواننده ماندگار نشوند. ❌ ریتم داستان کمی کند است: اگر به داستانهای پرکشش و پرهیجان عادت داشته باشی، شاید روند آرام و احساسی کتاب کمی خسته کننده به نظر برسد. ❌ تکرار در مفاهیم و سبک روایت: بعضی بخشهای کتاب حس تکراری بودن میدهند، مخصوصاً چون چندین بار داستان سفر در زمان با شرایط مشابه تکرار میشود. نتیجهاگر به داستانهای احساسی و تأمل برانگیز علاقه داری، این کتاب میتواند تجربهای دلچسب باشد. اما اگر دنبال یک داستان پرهیجان یا پیچیده با پیچشهای غیرمنتظره هستی، ممکنه خوشت نیاد
کتاب *پیش از آنکه قهوهات سرد شود* نوشتهٔ توشیکازو کاواگوچی، یک اثر ژاپنی است که در قالبی متفاوت به موضوع زمان، روابط انسانی و پشیمانیهای گذشته میپردازد. این رمان با محوریت یک کافه جادویی که به مشتریان امکان سفر در زمان را میدهد، داستانهایی احساسی و تأملبرانگیز روایت میکند.
### نقاط قوت:
1. **ایده نوآورانه**: وجود کافهای که امکان سفر در زمان فراهم میکند، پایهٔ داستانی منحصربهفرد و متفاوت را ایجاد کرده است. این مفهوم ساده در عین حال عمیق است و به خوانندگان اجازه میدهد دربارهٔ قدرت انتخاب و تأثیر تصمیمها تأمل کنند.
2. **احساسات انسانی ملموس**: کاواگوچی توانسته است به زیبایی احساساتی همچون عشق، فقدان و پشیمانی را در داستانها به تصویر بکشد. هر شخصیت نمایانگر یکی از جنبههای زندگی است که بسیاری از ما ممکن است با آن ارتباط برقرار کنیم.
3. **ساختار ساده ولی جذاب**: داستان در چند بخش روایت میشود که هر کدام به شخصیتهای متفاوت و چالشهای آنها میپردازد، اما بهخوبی با یکدیگر مرتبط هستند.
### نقاط ضعف:
1. **ریتم یکنواخت**: برخی خوانندگان ممکن است روند آرام و نسبتاً یکنواخت روایت را کسلکننده بیابند.
2. **پیام کلی محدود**: اگرچه پیامهای احساسی و انسانی داستان قدرتمند هستند، اما ممکن است پیچیدگی عمیقی که برخی انتظار دارند در داستان پیدا نشود.
### نتیجهگیری:
*پیش از آنکه قهوهات سرد شود* کتابی است که با زبانی ساده و داستانی گرم، به بررسی موضوعاتی اساسی از زندگی میپردازد. اگر به دنبال اثری هستید که شما را به تأمل در مورد روابط و فرصتهای ازدسترفته وادارد، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد.
### نقاط قوت:
1. **ایده نوآورانه**: وجود کافهای که امکان سفر در زمان فراهم میکند، پایهٔ داستانی منحصربهفرد و متفاوت را ایجاد کرده است. این مفهوم ساده در عین حال عمیق است و به خوانندگان اجازه میدهد دربارهٔ قدرت انتخاب و تأثیر تصمیمها تأمل کنند.
2. **احساسات انسانی ملموس**: کاواگوچی توانسته است به زیبایی احساساتی همچون عشق، فقدان و پشیمانی را در داستانها به تصویر بکشد. هر شخصیت نمایانگر یکی از جنبههای زندگی است که بسیاری از ما ممکن است با آن ارتباط برقرار کنیم.
3. **ساختار ساده ولی جذاب**: داستان در چند بخش روایت میشود که هر کدام به شخصیتهای متفاوت و چالشهای آنها میپردازد، اما بهخوبی با یکدیگر مرتبط هستند.
### نقاط ضعف:
1. **ریتم یکنواخت**: برخی خوانندگان ممکن است روند آرام و نسبتاً یکنواخت روایت را کسلکننده بیابند.
2. **پیام کلی محدود**: اگرچه پیامهای احساسی و انسانی داستان قدرتمند هستند، اما ممکن است پیچیدگی عمیقی که برخی انتظار دارند در داستان پیدا نشود.
### نتیجهگیری:
*پیش از آنکه قهوهات سرد شود* کتابی است که با زبانی ساده و داستانی گرم، به بررسی موضوعاتی اساسی از زندگی میپردازد. اگر به دنبال اثری هستید که شما را به تأمل در مورد روابط و فرصتهای ازدسترفته وادارد، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد.
فومیکو ۲۸ ساله است، او زن جوان و زیبا و موفقی است که در یک شرکت بزرگ کار میکند. در یکی از کارهایش با مردی آشنا شده است و به هم علاقه دارند. همه چیز در زندگی فومیکو طبیعی است تا اینکه یک روز مرد از او میخواهد همدیگر را ملاقات کنند. یک ملاقات به ظاهر ساده و معمولی. زمانی که به کافهای که همیشه میرفتند میروند متوجه میشوند که کافه تعطیل است. آنها در همان مطقه یک کافه پیدا میکنند که زیرزمین کوچکی است، مجموعه ۹ نفر در آن کافه جا میشوند و جای کوچکی است. مرد به فومیکو میگوید میخواهد برای کار به آمریکا برود، فومیکو بهخاطر غرورش چیزی نمیگوید و مرد هم او را ترک میکند.
در همین زمان فومیکو در یک برنامه مستند میفهمد کافهای که در آن بودهاند طبق افسانههای محلی این فرصت را به آنها میدهد که به گذشته سفر کنند، اما هیچ گزارشی از یک سفر واقعی وجود ندارد. او به کافه میآید و به صاحب کافه میگوید که میخواهد به گذشته برگردد. صاحب کافه به راحتی قبول میکند اما برای اون چندین محدودیت و شرط مطرح میکند، فومیکو به این شرطها فکر میکند اما یک محدودیت بزرگتر وجود دارد، او فقط میتواند از روی یک صندلی به گذشته برود و این جای همیشگی موجودی ترسناک است.
در همین زمان فومیکو در یک برنامه مستند میفهمد کافهای که در آن بودهاند طبق افسانههای محلی این فرصت را به آنها میدهد که به گذشته سفر کنند، اما هیچ گزارشی از یک سفر واقعی وجود ندارد. او به کافه میآید و به صاحب کافه میگوید که میخواهد به گذشته برگردد. صاحب کافه به راحتی قبول میکند اما برای اون چندین محدودیت و شرط مطرح میکند، فومیکو به این شرطها فکر میکند اما یک محدودیت بزرگتر وجود دارد، او فقط میتواند از روی یک صندلی به گذشته برود و این جای همیشگی موجودی ترسناک است.
کتاب *پیش از آن که قهوهات سرد شود* نوشته توشیکازو کاواگوچی، یکی از آثار برجستهای است که با داستانی احساسی و معنادار، مفاهیم زمان و تصمیمگیری را بررسی میکند.
1. **کافهای اسرارآمیز با قوانین خاص**: داستان حول یک کافه عجیب میچرخد که امکان سفر به گذشته را فراهم میکند. اما این سفر قوانین خاص خود را دارد که جذابیت و چالشهای آن را دوچندان میکند.
2. **بررسی عواطف انسانی**: این کتاب بهزیبایی احساسات انسانی مانند پشیمانی، عشق و از دست دادن را به تصویر میکشد. شخصیتها با تصمیمهای دشواری روبهرو میشوند که بسیاری از خوانندگان میتوانند با آنها همذاتپنداری کنند.
3. **پیامی عمیق درباره حال و آینده**: نویسنده با داستانی ساده اما قدرتمند، اهمیت زندگی در لحظه و ارزش قائل شدن برای حال را یادآوری میکند.
4. **شخصیتپردازی دقیق**: شخصیتهای کتاب با دقت پرداخته شدهاند و هر کدام داستانی دارند که عمیقاً تأثیرگذار است.
5. **سبکی ساده و جذاب**: سبک نگارش کاواگوچی خواننده را بهآسانی جذب میکند و فضایی آرام اما پر از معنا ایجاد میکند
1. **کافهای اسرارآمیز با قوانین خاص**: داستان حول یک کافه عجیب میچرخد که امکان سفر به گذشته را فراهم میکند. اما این سفر قوانین خاص خود را دارد که جذابیت و چالشهای آن را دوچندان میکند.
2. **بررسی عواطف انسانی**: این کتاب بهزیبایی احساسات انسانی مانند پشیمانی، عشق و از دست دادن را به تصویر میکشد. شخصیتها با تصمیمهای دشواری روبهرو میشوند که بسیاری از خوانندگان میتوانند با آنها همذاتپنداری کنند.
3. **پیامی عمیق درباره حال و آینده**: نویسنده با داستانی ساده اما قدرتمند، اهمیت زندگی در لحظه و ارزش قائل شدن برای حال را یادآوری میکند.
4. **شخصیتپردازی دقیق**: شخصیتهای کتاب با دقت پرداخته شدهاند و هر کدام داستانی دارند که عمیقاً تأثیرگذار است.
5. **سبکی ساده و جذاب**: سبک نگارش کاواگوچی خواننده را بهآسانی جذب میکند و فضایی آرام اما پر از معنا ایجاد میکند
کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود نوشته ی توشیکازو کاواگوچی یکی از رمان های احساسی و فلسفی ژاپنی است که با ایده ی جذاب سفر در زمان، اما با قوانین خاص خودش، توانسته نظر بسیاری از خوانندگان را جلب کند. داستان در یک کافه ی کوچک در توکیو می گذرد که گفته می شود اگر روی یک صندلی خاص بنشینی، می توانی به گذشته سفر کنی. اما این سفر قوانین سختگیرانه ای دارد: 1. فقط می توانی به گذشته ی همان کافه برگردی. 2. نمی توانی اتفاقات گذشته را تغییر دهی. 3. باید قبل از سرد شدن قهوه ات برگردی. این کتاب در چهار داستان مختلف، زندگی آدم هایی را روایت می کند که به دلایل مختلف می خواهند به گذشته بازگردند—چه برای دیدن یک عزیز از دست رفته، چه برای گفتن حرفی که هرگز نگفته اند. اما نکته ی جالب این است که با وجود تغییر نکردن گذشته، این تجربه ها زندگی حال شخصیت ها را تغییر می دهد. نقاط قوت: ✔️ فضای احساسی و لطیف✔️ ایده ی متفاوت از سفر در زمان✔️ پیام های عمیق درباره ی پشیمانی، عشق و پذیرش گذشتهنقاط ضعف: ⚠️ روایت می تواند کمی کند و تکراری به نظر برسد. ⚠️ اگر به داستان های احساسی علاقه نداشته باشید، ممکن است کشش کافی نداشته باشد. در کل، اگر به داستان های احساسی، عمیق و آرام با مفاهیم فلسفی علاقه داری، این کتاب می تواند برایت جذاب باشد.
نقاط قوت: عمق فکری: داستان به مباحث عمیق انسانی و اجتماعی پرداخته و خواننده را به تفکر در مورد ارتباطات خود با قدرت ها و جامعه وادار می کند. زبان شاعرانه: شیوه نگارش کافکا با تصاویر غنی و توصیف های دقیق، جذابیت خاصی به متن می بخشد و از لحاظ ادبی ارزشمند است. احساس تنهایی و سرکوب: کافکا به خوبی توانسته است احساساتی چون تنهایی، سرکوب و سردرگمی را به تصویر بکشد که به نوعی تجربه ای جهانی در جوامع انسانی محسوب می شود. نقاط منفیپیچیدگی: برخی از خوانندگان ممکن است با پیچیدگی داستان و نمادهای کافکا دچار سردرگمی شوند و نتوانند به راحتی پیام های اصلی را درک کنند. احساس نارضایتی: عدم وضوح در پایان داستان و ناتمام بودن برخی از سوالات ممکن است برای برخی از خوانندگان قابل قبول نباشد. کتاب داستانی را روایت می کند که در یک کافه خاص در توکیو جریان دارد. مشتریانی که به این کافه می آیند، فرصتی دارند تا قبل از سرد شدن قهوه شان، به دیدار عزیزان از دست رفته یا تغییرات در زمان بپردازند. هر کدام از شخصیت ها دارای داستان مختص به خود هستند و از این لحظه کوتاه برای حل مسائل و ناتمام های زندگی شان استفاده می کنند. نقطه قوت داستان: پیام اصلی کتاب به معنای زندگی، ارتباطات انسانی و شرایط گذرا بودن فرصت ها می پردازد. مفهوم قهوه و سرد شدن آن نمادین است و بیانگر لحظات کوتاه و ارزشمند زندگی است. سبک نگارش: کتاب به صورت داستانی ساده و روان نوشته شده و زبان آن بسیار قابل فهم و دلنشین است. توصیف های عاطفی و دقیق شخصیت ها، احساسات و تجارب آن ها را به خوبی انتقال می دهد. روایت چندصدایی: کتاب به کمک روایت های مختلف شخصیت ها، به خواننده این امکان را می دهد که با افکار و احساسات آن ها ارتباط برقرار کند.
فومیکو ۲۸ ساله است، او زن جوان و زیبا و موفقی است که در یک شرکت بزرگ کار میکند. در یکی از کارهایش با مردی آشنا شده است و به هم علاقه دارند. همه چیز در زندگی فومیکو طبیعی است تا اینکه یک روز مرد از او میخواهد همدیگر را ملاقات کنند. یک ملاقات به ظاهر ساده و معمولی. زمانی که به کافهای که همیشه میرفتند میروند متوجه میشوند که کافه تعطیل است. آنها در همان مطقه یک کافه پیدا میکنند که زیرزمین کوچکی است، مجموعه ۹ نفر در آن کافه جا میشوند و جای کوچکی است. مرد به فومیکو میگوید میخواهد برای کار به آمریکا برود، فومیکو بهخاطر غرورش چیزی نمیگوید و مرد هم او را ترک میکند. در همین زمان فومیکو در یک برنامه مستند میفهمد کافهای که در آن بودهاند طبق افسانههای محلی این فرصت را به آنها میدهد که به گذشته سفر کنند، اما هیچ گزارشی از یک سفر واقعی وجود ندارد. او به کافه میآید و به صاحب کافه میگوید که میخواهد به گذشته برگردد. صاحب کافه به راحتی قبول میکند اما برای اون چندین محدودیت و شرط مطرح میکند، فومیکو به این شرطها فکر میکند اما یک محدودیت بزرگتر وجود دارد، او فقط میتواند از روی یک صندلی به گذشته برود و این جای همیشگی موجودی ترسناک است.
**نظر کوتاه و احساسی دربارهٔ کتاب صوتی «قبل از آنکه قهوهات سرد شود» اثر توشیکازو کاواگوچی: ** ** «این کتاب صوتی، مثل یک فنجان قهوهٔ گرم است که همزمان هم دلت را میسوزاند، هم آرامت میکند.» ** �☕ ### **چرا این کتاب صوتی خاص است؟ ** ۱. **راهی برای بازگشت به گذشته، بدون تغییر آن: ** - داستان در کافهای عجیب میگذرد که به مشتریانش فرصت میدهد به گذشته سفر کنند، اما نمیتوانند چیزی را تغییر دهند. این مفهوم، زیباییِ تلخِ «پذیرش» را نشان میدهد: *گاهی فقط باید ببینی، نه اینکه درست کنی. * ۲. **صداپیشگیِ تأثیرگذار: ** - اگر گویندهٔ کتاب صوتی، احساسات شخصیتها را بهدرستی منتقل کرده باشد، شنونده کاملاً در فضای نوستالژیک و گاه دردناک داستان غرق میشود. لحظههایی مثل **سفر زن جوان به دیدار معشوق مردهاش** یا **مادرِ فراموششدهٔ آلزایمری** با صدای درست، اشک را به چشم میآورد. ۳. **پرسشهای وجودی در لفافهٔ داستان: ** - * «اگر میتوانستی یک بار دیگر کسی را ببینی که از دست دادهای، چه میکردی؟» * - * «آیا دیدنِ دوبارهٔ عزیزان، دردِ از دستدادن را کم میکند یا بیشتر؟» * ۴. **فضاسازی صوتی: ** - صدای قهوهجوش، زنگ در، یا نفسهای شکستهٔ شخصیتها میتواند تجربهٔ شنیداری را به سطحی سینمایی برساند. ### **این کتاب صوتی برای کیست؟ ** - برای کسانی که **حسرت** در دل دارند. - برای عاشقان داستانهای **کوتاه اما عمیق**. - برای آنهایی که باور دارند ** «گاهی فقط نیاز داری بشنوی، نه پاسخ بگیری.» ** **حرف آخر: ** اگر کتاب صوتی با کیفیت و اجرای خوبی داشته باشد، این اثر تبدیل به یک **تجربهٔ شنیداری ماندگار** میشود. مثل این میماند که خودت در آن کافهٔ قدیمی نشستهای و قهوهات کمکم سرد میشود.
کتاب "پیش از آنکه قهوهات سرد شود" نوشتهی "توشیکی کواگا"، واقعاً یکی از اون کتابهایی هست که وقتی شروع به خوندنش میکنی، دیگه نمیتونی زمینش بذاری. داستان توی یک کافی شاپ در توکیو روایت میشه و جالبیش اینجاست که نویسنده یه مفهوم عمیق و فلسفی رو با یک داستان ساده و در عین حال جذاب ترکیب کرده. این کافی شاپ یه ویژگی خاص داره: اگه کسی بخواد به گذشته سفر کنه، باید قهوهاش رو قبل از سرد شدن بنوشه. این قانون به تنهایی به داستان تنش و هیجان اضافه میکنه.
نویسنده به شکل فوقالعادهای شخصیتها رو به دقت پرداخته و هرکدوم از اونها داستان خودش رو داره. از عشق و فقدان گرفته تا دوستی و شجاعت، هیچ کدوم از این احساسات قربانی سادهانگاری نمیشن و شما به خوبی با چالشهای هر شخصیت ارتباط برقرار میکنید. وقتی داستانها رو میخونید، انگار با خودتون میگید: "این همون چیزیه که من هم تجربه کردم. "
نکتهی دیگهاش اینه که کواگا به خوبی ما رو به فکر فرو میبره که چقدر زمان و فرصتهای زندگیمون ارزشمندن. داستان به ما یادآوری میکنه که ممکنه زمان به سرعت بگذره و ما هیچ وقت نتونیم به عقب نگاه کنیم و موقعیتی رو که داریم از دست بدیم. برعکس، با نگاهی عمیقتر میفهمیم که هر ثانیهای که داریم میگذره، میتونه برای گفتن یک کلمه محبتآمیز یا بخشیدن یک اشتباه به کار بیاد.
نثر کتاب هم خیلی دلنشین و دوستانهست. هیچ وقت حس نمیکنید که واقعاً دارید یک کتاب میخونید، انگار دارید با یک دوست خوب گفتوگو میکنید. توصیف فضاهای مختلف و احساساتی که کاراکترها تجربه میکنند، به خوبی در ذهنتون تصویرسازی میکنه.
این کتاب واقعا شما رو به تفکروا میداره. پیشنهادمیکنم حتما سراغش برید
نویسنده به شکل فوقالعادهای شخصیتها رو به دقت پرداخته و هرکدوم از اونها داستان خودش رو داره. از عشق و فقدان گرفته تا دوستی و شجاعت، هیچ کدوم از این احساسات قربانی سادهانگاری نمیشن و شما به خوبی با چالشهای هر شخصیت ارتباط برقرار میکنید. وقتی داستانها رو میخونید، انگار با خودتون میگید: "این همون چیزیه که من هم تجربه کردم. "
نکتهی دیگهاش اینه که کواگا به خوبی ما رو به فکر فرو میبره که چقدر زمان و فرصتهای زندگیمون ارزشمندن. داستان به ما یادآوری میکنه که ممکنه زمان به سرعت بگذره و ما هیچ وقت نتونیم به عقب نگاه کنیم و موقعیتی رو که داریم از دست بدیم. برعکس، با نگاهی عمیقتر میفهمیم که هر ثانیهای که داریم میگذره، میتونه برای گفتن یک کلمه محبتآمیز یا بخشیدن یک اشتباه به کار بیاد.
نثر کتاب هم خیلی دلنشین و دوستانهست. هیچ وقت حس نمیکنید که واقعاً دارید یک کتاب میخونید، انگار دارید با یک دوست خوب گفتوگو میکنید. توصیف فضاهای مختلف و احساساتی که کاراکترها تجربه میکنند، به خوبی در ذهنتون تصویرسازی میکنه.
این کتاب واقعا شما رو به تفکروا میداره. پیشنهادمیکنم حتما سراغش برید
کتاب "پیش از آنکه قهوه ات سرد شود" اثر توشیکازو کاواگوچی، داستانی است پر از عمق انسانی و لحظات عاطفی که در فضاهای معجزهآسا و خاص میگذرد. در این رمان، نویسنده با استفاده از یک کافیشاپ جادویی که به مشتریان اجازه میدهد به گذشته بازگردند، به بررسی روابط انسانی و تصمیماتی میپردازد که سرنوشت فردی را تغییر میدهند. این فضای جادویی نه تنها برای لذت بردن از داستان، بلکه برای کاوش در مفهوم زمان، فرصتها و دلتنگیهای انسانهاست.
یکی از نکات برجسته این کتاب، بررسی دلسوزانه و دقیق نویسنده نسبت به شخصیتهاست. هر یک از شخصیتها داستانی عمیق و پیچیده دارند که در طول کتاب به تدریج آشکار میشود. این شیوه داستانگویی، باعث میشود که خواننده با هر شخصیت همذاتپنداری کند و درک عمیقی از احساسات و انگیزههای آنها پیدا کند.
اما در عین حال، شاید برخی از خوانندگان به این نتیجه برسند که روند داستانی کمی تکراری است. هر بازگشت به گذشته و برخورد با واقعیتهای تلخ یا شیرین میتواند احساسات مشابهی را در خواننده ایجاد کند. با این حال، این نکته به تنهایی نمیتواند از ارزش داستان بکاهد.
به طور کلی، "پیش از آنکه قهوه ات سرد شود" کتابی است که به انسانها یادآوری میکند که ارزش هر لحظه و هر تصمیم در زندگی را درک کنند، چرا که زمان و فرصتها همیشه در دسترس نیستند.
یکی از نکات برجسته این کتاب، بررسی دلسوزانه و دقیق نویسنده نسبت به شخصیتهاست. هر یک از شخصیتها داستانی عمیق و پیچیده دارند که در طول کتاب به تدریج آشکار میشود. این شیوه داستانگویی، باعث میشود که خواننده با هر شخصیت همذاتپنداری کند و درک عمیقی از احساسات و انگیزههای آنها پیدا کند.
اما در عین حال، شاید برخی از خوانندگان به این نتیجه برسند که روند داستانی کمی تکراری است. هر بازگشت به گذشته و برخورد با واقعیتهای تلخ یا شیرین میتواند احساسات مشابهی را در خواننده ایجاد کند. با این حال، این نکته به تنهایی نمیتواند از ارزش داستان بکاهد.
به طور کلی، "پیش از آنکه قهوه ات سرد شود" کتابی است که به انسانها یادآوری میکند که ارزش هر لحظه و هر تصمیم در زندگی را درک کنند، چرا که زمان و فرصتها همیشه در دسترس نیستند.
کتاب «پیش از آنکه قهوهات سرد شود» نوشتهی توشیکازو کاواگوچی، رمانی ژاپنی است که با ایدهی جذاب سفر در زمان، مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است. این اثر که در قالب چهار داستان کوتاه به هم پیوسته روایت میشود، در یک کافهی قدیمی در توکیو میگذرد؛ جایی که مشتریان میتوانند با نشستن روی یک صندلی خاص و نوشیدن قهوه، به گذشته سفر کنند، اما با قوانینی سختگیرانه: زمان سفر محدود به سرد شدن قهوه است، حال تغییر نمیکند و ملاقات تنها با کسانی ممکن است که قبلاً به کافه آمده باشند.
یکی از نقاط قوت این کتاب، خلاقیت در ایدهی محوری آن است. کاواگوچی با محدود کردن سفر در زمان به یک بازهی کوتاه و بدون امکان تغییر سرنوشت، به جای تمرکز بر پیچیدگیهای علمی یا پارادوکسهای زمانی، به عمق احساسات انسانی میپردازد. هر داستان، از عشق ناکام گرفته تا حسرت دیدار دوبارهی عزیزان، به زیبایی نشان میدهد که گاهی هدف از بازگشت به گذشته، نه تغییر آن، بلکه پذیرش و درک بهتر خود و دیگران است. شخصیتپردازیها، اگرچه سادهاند، بهخوبی با فضای احساسی داستان هماهنگ شده و خواننده را به همذاتپنداری دعوت میکنند.
با این حال، کتاب خالی از ضعف نیست. ریتم کند روایت در برخی بخشها ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال هیجان یا پیچشهای داستانی بزرگ هستند، خستهکننده باشد. توضیحات تکراری دربارهی قوانین کافه و جزئیات غیرضروری، گاهی از جریان عاطفی داستان میکاهد. علاوه بر این، پایان باز برخی داستانها، هرچند به تفکر وا میدارد، ممکن است برای خوانندگانی که انتظار نتیجهگیری مشخص دارند، ناکامکننده باشد.
یکی از نقاط قوت این کتاب، خلاقیت در ایدهی محوری آن است. کاواگوچی با محدود کردن سفر در زمان به یک بازهی کوتاه و بدون امکان تغییر سرنوشت، به جای تمرکز بر پیچیدگیهای علمی یا پارادوکسهای زمانی، به عمق احساسات انسانی میپردازد. هر داستان، از عشق ناکام گرفته تا حسرت دیدار دوبارهی عزیزان، به زیبایی نشان میدهد که گاهی هدف از بازگشت به گذشته، نه تغییر آن، بلکه پذیرش و درک بهتر خود و دیگران است. شخصیتپردازیها، اگرچه سادهاند، بهخوبی با فضای احساسی داستان هماهنگ شده و خواننده را به همذاتپنداری دعوت میکنند.
با این حال، کتاب خالی از ضعف نیست. ریتم کند روایت در برخی بخشها ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال هیجان یا پیچشهای داستانی بزرگ هستند، خستهکننده باشد. توضیحات تکراری دربارهی قوانین کافه و جزئیات غیرضروری، گاهی از جریان عاطفی داستان میکاهد. علاوه بر این، پایان باز برخی داستانها، هرچند به تفکر وا میدارد، ممکن است برای خوانندگانی که انتظار نتیجهگیری مشخص دارند، ناکامکننده باشد.
این کتاب یک رمان ژاپنی جذاب و متفاوت است
در یکی از محلههای شلوغ توکیو، در زیرزمینی کافهای بخصوص است که میتواند انسانها را به سفر در زمان ببرد. تحت شرایطی خاص. اما این سفر از آن دست سفرهای رایجی نیست که در کتابها میخوانید یا در فیلمها میبینید، نه. برای سفر در زمان در این کافه باید از قوانین خاصی پیروی کنید.
مانند اینکه قبل از سرد شدن قهوه باید برگردید
و نمیتوانید گذشته را تغییر دهید البته این پوسته و ظاهر داستان است
این داستان در واقع به ما میگوید در لحظه حال باشیم حسرت گذشته را نخوریم و اوقات خود را با فکر کردن و حسرت درباره گذشته با تلخی هدر ندهیم و در زمان اکنون بهترین کار را بکنیم و گذشتهها را رها کرده و بخاطر کارهایی که باید یا نباید در گذشته انجام میدادیم خود را شماتت و سرزنش نکنیم لحظه حال را پذیرا باشیم
در قسمتی از داستان میخوانیم: آب از سطح بالاتر به سطح پایین تر جاری میشود. این طبیعت نیروی جاذبه است. ظاهرا احساسات هم مطابق با نیروی جاذبه عمل میکنند. در حضور کسی که ارتباط نزدیکی با او داری و احساساتت را با او در میان میگذاری، دروغ گفتن و دست به سر کردنش کاری دشوار است. حقیقت میخواهد جاری شود. این موضوع، به ویژه زمانی اتفاق میافتد که سعی داری اندوه اندوه یا نگرانی ات را پنهان کنی. مخفی کردن غم از یک غریبه یا کسی که مورد اعتماد نیست، کاری به مراتب آسان تر است.
موضوع اینه که زندگی مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است؛ تلخی شو میشه تعدیل کرد و باید قبل از اینکه که سرد بشه و دیر، تا میتونی عشق بورزی و حرف هات رو نگفته نذاری و بگذری و چشم پوشی کنی و برای رویاهات بجنگی... تموم حرف این داستان همین بود؛ اما خب داستان پر کششی است
ممنونم از کتابراه
در یکی از محلههای شلوغ توکیو، در زیرزمینی کافهای بخصوص است که میتواند انسانها را به سفر در زمان ببرد. تحت شرایطی خاص. اما این سفر از آن دست سفرهای رایجی نیست که در کتابها میخوانید یا در فیلمها میبینید، نه. برای سفر در زمان در این کافه باید از قوانین خاصی پیروی کنید.
مانند اینکه قبل از سرد شدن قهوه باید برگردید
و نمیتوانید گذشته را تغییر دهید البته این پوسته و ظاهر داستان است
این داستان در واقع به ما میگوید در لحظه حال باشیم حسرت گذشته را نخوریم و اوقات خود را با فکر کردن و حسرت درباره گذشته با تلخی هدر ندهیم و در زمان اکنون بهترین کار را بکنیم و گذشتهها را رها کرده و بخاطر کارهایی که باید یا نباید در گذشته انجام میدادیم خود را شماتت و سرزنش نکنیم لحظه حال را پذیرا باشیم
در قسمتی از داستان میخوانیم: آب از سطح بالاتر به سطح پایین تر جاری میشود. این طبیعت نیروی جاذبه است. ظاهرا احساسات هم مطابق با نیروی جاذبه عمل میکنند. در حضور کسی که ارتباط نزدیکی با او داری و احساساتت را با او در میان میگذاری، دروغ گفتن و دست به سر کردنش کاری دشوار است. حقیقت میخواهد جاری شود. این موضوع، به ویژه زمانی اتفاق میافتد که سعی داری اندوه اندوه یا نگرانی ات را پنهان کنی. مخفی کردن غم از یک غریبه یا کسی که مورد اعتماد نیست، کاری به مراتب آسان تر است.
موضوع اینه که زندگی مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است؛ تلخی شو میشه تعدیل کرد و باید قبل از اینکه که سرد بشه و دیر، تا میتونی عشق بورزی و حرف هات رو نگفته نذاری و بگذری و چشم پوشی کنی و برای رویاهات بجنگی... تموم حرف این داستان همین بود؛ اما خب داستان پر کششی است
ممنونم از کتابراه
یک داستان لطیف، تأمل برانگیز و عمیقاً انسانی است که روحت را لمس می کند. این کتاب نوشته *توشیکازو کاواگوچی*، مثل یک فنجان قهوه داغ در روزهای سرد، تو را گرم می کند و در عین حال، اشکت را در می آورد. حالا تصور کن که این داستان فوق العاده را یک گوینده زن با صدایی دلنشین و پر از احساس برایت روایت کند! اینجاست که تجربه شنیدن این کتاب صوتی تبدیل به یک سفر احساسی بی نظیر می شود. داستان درباره یک کافه جادویی است جایی که اگر روی یک صندلی خاص بنشینی، می توانی به گذشته سفر کنی. اما قوانین سختی وجود دارد: نمی توانی آینده را تغییر دهی، فقط یک بار می توانی این سفر را انجام دهی، و از همه مهم تر، باید قبل از آنکه قهوه ات سرد شود، برگردی! این محدودیت ها باعث می شوند که هر سفر در زمان، سرشار از لحظاتی احساسی، پشیمانی ها، عشق های ازدست رفته و امیدهای دوباره باشد.چرا این کتاب صوتی را بشنوی؟ وقتی این داستان را با صدای یک گوینده زن حرفه ای بشنوی، انگار که خودت در آن کافه نشسته ای. صدای او حس و حال شخصیت ها را زنده می کند، غم ها، شادی ها و تردیدهایشان را به گوش و جانت می رساند. اگر عاشق داستان های عمیق و احساسی هستی که تو را به فکر فرو ببرند و معنای واقعی لحظات زندگی را یادت بیاورند، این کتاب برای توست. پس یک فنجان قهوه بریز، چشمانت را ببند و بگذار این کتاب صوتی، تو را به سفری ببرد که شاید خودت هم سال ها در آرزویش بوده ای…
این کتاب اثری احساسی و تفکر برانگیز است که مفاهیم عمیقی مانند پشیمانی، دلتنگی، و اهمیت لحظه ها را بررسی می کنه. داستان در یک کافه ی جادویی جریان داره که به مشتریانش امکان سفر در زمان را می ده، اما با قوانین سخت گیرانه: اونها فقط می تونن به گذشته یا آینده برن تا زمانی که قهوه شون سرد نشده باشه. این ساختار محدودکننده باعث می شه تمرکز داستان بر احساسات و روابط انسانی باشه، نه بر پیچیدگی های علمی سفر در زمان. شخصیت ها هرکدام دلیلی برای بازگشت به گذشته دارن—عشق ازدست رفته، پشیمانی از حرف های ناگفته، یا آرزوی وداعی دوباره. اما سفر آن ها تغییری در واقعیت ایجاد نمی کنه، بلکه به آن ها فرصتی برای درک بهتر گذشته و پذیرش حال می ده. نثر کتاب ساده و روان است، اما گاهی توصیف های بیش از حد جزئیات، ریتم داستان را کند می کنه. با این حال، تأثیر عاطفی داستان عمیق و ماندگار است. پیش از آنکه قهوه ات سرد شود به ما یادآوری می کنه که گذشته را نمی توان تغییر داد، اما می توان با آن کنار آمد و آینده ای متفاوت ساخت.
به نظرم مناسب کساییه که دنبال یه کتاب آرومن، کتاب خوبیه و داستانش تورو می بره به یه کافه ی عجیب، جایی که می تونی تو زمان سفر کنی، ولی قانون های زیادی داره. مثلاً فقط یه صندلی مخصوص برای سفر هست، نمی تونی گذشته رو تغییر بدی و از همه مهم تر، قبل از اینکه قهوه ات سرد بشه، باید برگردی. بنظر من همین قوانین بهش لعاب داده و جالبش کرده. کتاب چندتا ماجرا از آدم های مختلف رو تعریف می کنه که هرکدومشون یه دلیلی دارن که بخوان برگردن به گذشته یا آینده. یکی می خواد حرفی رو که هیچ وقت نزده به عشقش بگه، یکی می خواد با همسرش که فراموشی گرفته حرف بزنه، یکی دنبال یه وداع نصفه نیمه با خواهرشه، و... خلاصه، همه شون یه چیزی تو گذشته دارن که هنوز ولشون نکرده. ولی نکته ی جالب اینه که هیچ چیز تغییر نمی کنه؛ فقط این آدم ها یاد می گیرن با گذشته شون کنار بیان. کتاب توی هر داستانش می خواست همینو بگه، گذشته تغییر نمی کنه و بپذیرش. برای من تو این کتاب ایده سفر به زمانش جالب بود، اینکه نمی تونی گذشته رو عوض کنی ولی می تونی باهاش روبه رو بشی . داستان های تاثیرگذارش آدمو درگیر می کرد اما می تونستن عمیق تر باشن و یه جاهایی کتاب کند می شد و حوصله ی آدم سر می رفت مخصوصا وقتی دائم قوانین رو می گفت یا اینکه هزار بار پیام کتاب رو تکرار کرد «گذشته تغییر نمی کنه»، در کل کتاب آرومی بود. بعضی داستان هاش هم آدم رو درگیر می کرد.
داستانی آرام و لطیف درباره ی کافه ای جادویی در توکیو است که به مشتریانش فرصت سفر در زمان می دهد. داستان با محوریت سفر در زمان در یک کافه ی کوچک، ایده ای نو و جذاب را ارائه می دهد. شخصیت های داستان با ظرافت و عمق پردازش شده اند و مخاطب را با احساسات و دغدغه هایشان درگیر می کنند. توصیفات کافه و فضای آن، حس آرامش و صمیمیت را به مخاطب منتقل می کند. داستان به مفاهیم عمیق انسانی مانند حسرت، پشیمانی، عشق و فرصت های از دست رفته می پردازد. نسخه ی صوتی کتاب با اجرای دلنشین و لحن مناسب، تجربه ی شنیداری لذت بخشی را رقم می زند. ریتم داستان ممکن است برای برخی مخاطبان کند و خسته کننده به نظر برسد. قوانین و محدودیت های سفر در زمان در داستان، گاهی اوقات کمی گیج کننده و غیرمنطقی به نظر می رسند. در کل کتابی است که با ایده ی خلاقانه، شخصیت های دوست داشتنی و مفاهیم عمیق انسانی، مخاطب را به سفری آرام و تأمل برانگیز دعوت می کند. این کتاب صوتی برای علاقه مندان به داستان های آرام و فلسفی، تجربه ای لذت بخش خواهد بود.
این رمان با بهره گیری از ساختار داستانی غیرخطی و مفهوم سفر در زمان، به کاوش در تم های پیچیده ی انتخاب، سرنوشت و روابط انسانی می پردازد. استفاده از چهار داستان موازی که در یک کافه با قوانین خاص زمانی جریان دارند، ساختاری نوآورانه و در عین حال محدودکننده ایجاد می کند. این محدودیت زمانی، به عنوان عنصری دراماتیک، بر شدت احساسات و اهمیت انتخاب ها می افزاید. اما همین ساختار، باعث می شود شخصیت پردازی به طور کامل عمق نیابد و برخی از شخصیت ها به عنوان ابزار پیشبرد داستان عمل کنند. نویسنده با زبان موثر و تصویرگر، فضای رمانتیک و مرموز کافه را به خوبی به تصویر می کشد و خواننده را در گیر سرنوشت شخصیت ها می کند. اما در عین حال، رمان به طور کامل از جنبه های فلسفی سفر در زمان اجتناب می کند و بیشتر بر جنبه های احساسی و عاشقانه تمرکز دارد. این تمرکز، در حالی که به جذابیت داستان می افزاید، ممکن است برای خوانندگان علاقه مند به کاوش در ابعاد فلسفی سفر در زمان، کمی ناامیدکننده باشد. در مجموع، «پیش از آنکه قهوه ات سرد شود» رمانی است که با ایده ای خلاقانه و اجرای نسبتاً موفق، به کاوش در موضوعات انسانی می پردازد. اگرچه محدودیت های ساختاری بر عمق شخصیت پردازی و کاوش در ابعاد فلسفی تأثیر گذاشته است، اما قدرت داستان در ایجاد حس نوستالژی و تأمل در مورد انتخاب های زندگی نهفته است و آن را به یک خواندنی جذاب برای علاقه مندان به داستان های عاشقانه و فانتزی تبدیل می کند.
کتاب *پیش از آنکه قهوه ات سرد شود* با ایده ای منحصربه فرد، یک کافی شاپ مرموز که امکان سفر به گذشته را فراهم می کند، توانسته اثری تأمل برانگیز خلق کند. این کتاب با تمرکز بر موضوعات عمیقی چون حسرت، عشق، بخشش و انتخاب، مخاطبان را با کشمکش های درونی شخصیت ها همراه می کند. قوانین بازگشت به گذشته در این داستان محدودیت هایی ایجاد می کند؛ از جمله عدم توانایی تغییر گذشته و لزوم بازگشت پیش از سرد شدن قهوه. این محدودیت ها علاوه بر ایجاد تعلیق، به تأکید بر پذیرش گذشته و زندگی در لحظه کمک کرده اند. شخصیت های کتاب، هر یک با داستانی منحصر به فرد، توانسته اند با مخاطبان ارتباط برقرار کنند. هرچند برخی منتقدین معتقدند پرداخت شخصیت ها گاهی سطحی به نظر می رسد، اما محوریت موضوعات انسانی باعث شده داستان ها تأثیرگذار باشند. زبان ساده و روایت روان نیز باعث جذابیت بیشتر کتاب شده، اما ممکن است برای مخاطبانی که به دنبال پیچیدگی های زبانی هستند، جذابیت کمتری داشته باشد. در نهایت، این کتاب با مضمون پذیرش و تأمل بر زندگی، اثری ارزشمند است که خوانندگان را به بررسی انتخاب ها و تصمیمات خود دعوت می کند.
کتاب عالی با روایت زیبا و فضای دلنشین، دستش برای غافلگیر کردن مخاطب پر بود و میتونه تبدیل به یک فیلمنامه عالی بشه. شخصیت پردازی هم خیلی خوب و فکر شده بود. این کتاب خوشخوان و روون رو خیلی دوست داشتم یه صندلی توی یه کافهی قدیمی وجود داره که افراد رو به گذشته میبره. اما قوانین آزاردهنده و دست و پا گیری داره. مهم ترینش اینه که زمان حال رو نمیشه تغییر داد. به همین دلایل اکثر افراد از رفتن به گذشته صرف نظر میکنن. با این حال افرادی هستن که با وجود این قوانین تصمیم میگیرن به گذشته برن. حتی یه نفرشون به آینده میره. بله، این امکان هم وجود داره. هر کدوم از اونها دلایل خودشون رو دارن. و البته، راضی از سفرشون برمی گردن. اما چرا؟ اونها نمیتونستن در زمان گذشته یا آینده حتی از روی صندلی بلند بشن. چی باعث شد اونها راضی باشن؟ و این سفر چه فایدهای براشون داشت؟ حال و هوای قشنگی داشت. متن و داستان پردازیش خوب و روون بود. و کتاب دوست داشتنیای بود.
رمان پیش از آنکه قهوه سرد شود نوشته توشیکازو کاواگوچی داستانی آرام و تأثیرگذار است که مفهوم زمان و تصمیمات انسانی را به شکلی عمیق بررسی میکند. داستان حول محور یک کافه ژاپنی میچرخد که شایعه شده افراد در آن میتوانند به گذشته سفر کنند. اما این سفر محدودیتها و قواعد خاصی دارد، از جمله اینکه مسافران تنها به لحظهای میتوانند برگردند که کسی از مشتریان کافه باشد. از جذابیتهای این کتاب، روایت ظریف و انساندوستانهٔ آن است. کاواگوچی مهارت زیادی در به تصویر کشیدن احساسات انسانی و پرداختن به روابط میان افراد دارد. در هر بخش از کتاب، شخصیتها با گذشتههای خود روبرو میشوند تا به وضوحی عاطفی برسند. این کتاب، در عین حال که ساده و روان است، خواننده را به تفکر درباره انتخابها و فرصتهای از دست رفته وامیدارد. فضایی ملایم و گرم دارد که شاید برای شما، بهعنوان کسی که علاقهمند به مباحث فلسفی و انسانی است، تجربهای رضایتبخش باشد. اگر از سبک روایت احساسی و تأمل برانگیز در *پیش از آنکه قهوه سرد شود* لذت بردهاید، چند کتاب مشابه با درونمایههایی فلسفی و مرتبط با زمان و روابط انسانی وجود دارند:
- "یک روز" نوشته دیوید نیکولز: داستانی درباره یک روز خاص در زندگی دو شخصیت اصلی که هر سال به مدت بیست سال مرور میشود.
- "همه زندگی ما" نوشته آلیس مونرو: مجموعهای از داستانهای کوتاه که به روابط پیچیده انسانی و تصمیماتی که در زندگی تاثیرگذارند میپردازد.
- "زمان کافه بیکر" نوشته توشیکازو کاواگوچی: ادامهای بر داستان *پیش از آنکه قهوه سرد شود* که همان فضای آرام و فکرآموز را حفظ کرده است.
-"پشت خاطره" نوشته میچ آلبوم: داستانی که زمان و تصمیمات تاثیرگذار زندگی را با درونمایه معنوی شرح میدهد.
- "یک روز" نوشته دیوید نیکولز: داستانی درباره یک روز خاص در زندگی دو شخصیت اصلی که هر سال به مدت بیست سال مرور میشود.
- "همه زندگی ما" نوشته آلیس مونرو: مجموعهای از داستانهای کوتاه که به روابط پیچیده انسانی و تصمیماتی که در زندگی تاثیرگذارند میپردازد.
- "زمان کافه بیکر" نوشته توشیکازو کاواگوچی: ادامهای بر داستان *پیش از آنکه قهوه سرد شود* که همان فضای آرام و فکرآموز را حفظ کرده است.
-"پشت خاطره" نوشته میچ آلبوم: داستانی که زمان و تصمیمات تاثیرگذار زندگی را با درونمایه معنوی شرح میدهد.
نقاط قوت: 1. ایده منحصربه فرد: تلفیق داستان های احساسی با موضوع سفر در زمان باعث ایجاد تجربه ای دلنشین و عمیق برای مخاطب می شود. کاواگوچی توانسته با خلق موقعیت هایی که شخصیت ها در گذشته دنبال پاسخ یا دلگرمی هستند، همدلی خواننده را برانگیزد. 2. روایت احساسی و تاثیرگذار: هر داستان، قصه ای از پشیمانی، عشق، دلشکستگی یا امید را روایت می کند که مخاطب را به فکر فرو می برد. 3. شخصیت پردازی ملموس: شخصیت های داستان هرکدام با ظرافت پرداخت شده اند و انگیزه های عاطفی آن ها برای بازگشت به گذشته کاملاً درک پذیر است. نقاط ضعف: 1. تکرار در فرم روایی: با وجود جذابیت ایده سفر در زمان، روایت تکراری در برخی بخش ها باعث می شود که داستان گاهی قابل پیش بینی به نظر برسد. 2. عمق کم برخی داستان ها: در حالی که بعضی روایت ها عمیق و تاثیرگذار هستند، برخی دیگر سطحی باقی می مانند و فرصت بیشتری برای بسط داستان از دست می رود. جمع بندی: «پیش از آنکه قهوه ات سرد شود» داستانی دلنشین و متفاوت است که با ترکیب عناصر فانتزی و احساسات انسانی، خواننده را به سفری عاطفی می برد. اگرچه روایت گاهی دچار تکرار می شود، اما پیام کلی کتاب درباره پذیرش گذشته و ارزش لحظه های اکنون، به زیبایی منتقل می شود. این کتاب برای کسانی که به داستان های احساسی با چاشنی خیال علاقه دارند، گزینه ای عالی محسوب می شود.
با آن که داستان کتاب حول محور سفر در زمان، است مفهوم کلی آن فرسنگهابا سفر در زمان فاصله دارد کتاب به بررسی این موضوع می پردازد که انسانهاچگونه با سوگ از دست دادن عزیزانشان و موقعیتهای زندگی کنار می آیند. پیام مهم در این کتاب اهمیت زیستن در زمان حال. است فکر کردن به گذشته و غرق شدن در آن را و هیچ چیزی تغییر نمیدهد. حتی اگر به معنای واقعی کلمه میتوانستیم به عقب برگردیم لحظه ای را از نو زندگی کنیم، مکالمه ای راطور دیگری پیش ببریم تمام چیزهایی که نگفتیم را بگوییم و تمام لحظاتی را کهبه نتیجه ی اشتباهی ختم شدند را از نو زندگی، کنیم، باز هم تغییری دروضعیت مان در زمان حال ایجاد نمیشد تمام پشیمانیها، حسرتها وای کاش ها مربوط به گذشته هستند و باید در گذشته باقی بمانند. به دوشکشیدن آن ها و بردن آن ها با خود از روزی به روز دیگر هیچ چیزی را تغییرنمیدهد. گوش دادن به آنرا به همه پیشنهاد میکنم.
کتاب «پیش از آنکه قهوهات سرد شود» تجربهای لطیف و تأملبرانگیز بود. داستان، با فضایی گرم و دلنشین، مفاهیمی مثل حسرت، گذشته و فرصتی دوباره را به زیبایی به تصویر میکشد. روایت کتاب، آرام و شاعرانه است و شخصیتها، هرکدام قصهای دارند که خواننده را درگیر میکند. دیالوگها طبیعی و پر از احساساند، بهطوریکه در لحظاتی حس میکنی در همان کافهی کوچک نشستهای و به حرفهایشان گوش میدهی.
بااینحال، روند داستان در برخی بخشها کمی کند میشود و شاید انتظار داشتم که برخی شخصیتها عمیقتر پرداخته شوند. همچنین، تکرار یک الگوی مشابه در داستانها ممکن است برای برخی خوانندگان یکنواخت شود. اما در مجموع، کتاب حس خوبی به آدم میدهد و باعث میشود دربارهی گذشته، فرصتهای از دسترفته و انتخابهای زندگی فکر کنیم. اگر به داستانهای احساسی و آرام علاقه دارید، این کتاب را از دست ندهید.
بااینحال، روند داستان در برخی بخشها کمی کند میشود و شاید انتظار داشتم که برخی شخصیتها عمیقتر پرداخته شوند. همچنین، تکرار یک الگوی مشابه در داستانها ممکن است برای برخی خوانندگان یکنواخت شود. اما در مجموع، کتاب حس خوبی به آدم میدهد و باعث میشود دربارهی گذشته، فرصتهای از دسترفته و انتخابهای زندگی فکر کنیم. اگر به داستانهای احساسی و آرام علاقه دارید، این کتاب را از دست ندهید.
با آنکه داستان کتاب حول محور سفر در زمان است، مفهوم کلی آن فرسنگها با سفر در زمان فاصله دارد. کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که انسانها چگونه با سوگ از دست دادن عزیزانشان و موقعیتهای زندگی کنار میآیند. پیام مهم در این کتاب، اهمیت زیستن در زمان حال است. فکر کردن به گذشته و غرق شدن در آن هیچچیزی را تغییر نمیدهد. حتی اگر به معنای واقعی کلمه، میتوانستیم به عقب برگردیم و لحظهای را از نو زندگی کنیم، مکالمهای را طور دیگری پیش ببریم، تمام چیزهایی که نگفتیم را بگوییم و تمام لحظاتی را که به نتیجهی اشتباهی ختم شدند را از نو زندگی کنیم، باز هم تغییری در وضعیتمان در زمان حال ایجاد نمیشد. تمام پشیمانیها، حسرتها و ایکاشها مربوط به گذشته هستند و باید در گذشته باقی بمانند. به دوش کشیدن آنها و بردن آنها با خود از روزی به روز دیگر هیچ چیزی را تغییر نمیدهد.
با آنکه داستان کتاب حول محور سفر در زمان است، مفهوم کلی آن فرسنگها با سفر در زمان فاصله دارد. کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که انسانها چگونه با سوگ از دست دادن عزیزانشان و موقعیتهای زندگی کنار میآیند. پیام مهم در این کتاب، اهمیت زیستن در زمان حال است. فکر کردن به گذشته و غرق شدن در آن هیچچیزی را تغییر نمیدهد. حتی اگر به معنای واقعی کلمه، میتوانستیم به عقب برگردیم و لحظهای را از نو زندگی کنیم، مکالمهای را طور دیگری پیش ببریم، تمام چیزهایی که نگفتیم را بگوییم و تمام لحظاتی را که به نتیجهی اشتباهی ختم شدند را از نو زندگی کنیم، باز هم تغییری در وضعیتمان در زمان حال ایجاد نمیشد. تمام پشیمانیها، حسرتها و ایکاشها مربوط به گذشته هستند و باید در گذشته باقی بمانند. به دوش کشیدن آنها و بردن آنها با خود از روزی به روز دیگر هیچ چیزی را تغییر نمیدهد.
با آنکه داستان کتاب حول محور سفر در زمان است، مفهوم کلی آن فرسنگها با سفر در زمان فاصله دارد. کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که انسانها چگونه با سوگ از دست دادن عزیزانشان و موقعیتهای زندگی کنار میآیند. پیام مهم در این کتاب، اهمیت زیستن در زمان حال است. فکر کردن به گذشته و غرق شدن در آن هیچچیزی را تغییر نمیدهد. حتی اگر به معنای واقعی کلمه، میتوانستیم به عقب برگردیم و لحظهای را از نو زندگی کنیم، مکالمهای را طور دیگری پیش ببریم، تمام چیزهایی که نگفتیم را بگوییم و تمام لحظاتی را که به نتیجهی اشتباهی ختم شدند را از نو زندگی کنیم، باز هم تغییری در وضعیتمان در زمان حال ایجاد نمیشد. تمام پشیمانیها، حسرتها و ایکاشها مربوط به گذشته هستند و باید در گذشته باقی بمانند. به دوش کشیدن آنها و بردن آنها با خود از روزی به روز دیگر هیچ چیزی را تغییر نمیدهد.
کتاب "پیش از آنکه قهوهات سرد شود" نوشتهٔ "توشیکی کواشی" داستانی عاطفی و فلسفی است که در یک کافه خاص در توکیو اتفاق میافتد. در این کافه، مشتریان میتوانند به گذشته سفر کنند، اما تنها برای مدت زمانی که قهوهشان سرد نشود.
این کتاب به بررسی زمان، انتخابها و تأثیرات آنها بر زندگی میپردازد و شخصیتها با چالشها و احساسات خاص خود به خوبی توسعه یافتهاند. سبک نوشتاری لطیف و شاعرانه نویسنده، احساسات را به خوبی منتقل میکند و ارزشهای انسانی مانند عشق و دوستی و اهمیت زمان را به تصویر میکشد. فضای خاص کافه به عنوان یک مکان جادویی، جذابیت بیشتری به داستان میبخشد.
با این حال، شخصیتها را به اندازه کافی توسعه نیافتهاند. اما در کل، این کتاب تجربهای ارزشمند و تأثیرگذار است که خواننده را به تفکر دربارهٔ زندگی و روابط انسانی وامیدارد.
این کتاب به بررسی زمان، انتخابها و تأثیرات آنها بر زندگی میپردازد و شخصیتها با چالشها و احساسات خاص خود به خوبی توسعه یافتهاند. سبک نوشتاری لطیف و شاعرانه نویسنده، احساسات را به خوبی منتقل میکند و ارزشهای انسانی مانند عشق و دوستی و اهمیت زمان را به تصویر میکشد. فضای خاص کافه به عنوان یک مکان جادویی، جذابیت بیشتری به داستان میبخشد.
با این حال، شخصیتها را به اندازه کافی توسعه نیافتهاند. اما در کل، این کتاب تجربهای ارزشمند و تأثیرگذار است که خواننده را به تفکر دربارهٔ زندگی و روابط انسانی وامیدارد.
پیش از آنکه قهوه ات سرد شود یه رمان جمع وجور و دلنشینه که با یه ایده جالب بازی می کنه: یه کافه قدیمی تو ژاپن که بهت اجازه می ده به گذشته سفر کنی، ولی فقط تا وقتی که قهوه ات سرد نشده! داستان حول چهار نفر می چرخه که هر کدوم دلیلی دارن برای برگشتن به گذشته—یکی دنبال عشقیه که از دست داده، یکی می خواد با عزیزش خداحافظی کنه، یکی دنبال جواب یه سوال قدیمیه. لحن کتاب خیلی آروم و احساسی یه، انگار تو هم کنار شخصیت ها تو اون کافه نشستی و قهوه ات رو مزه می کنی. ولی یه چالش داره: سبک روایت خیلی توضیحیه، دیالوگ ها گاهی کش دار می شه، و شاید برای بعضیا ریتم داستان کند به نظر بیاد. با این حال، اگه به داستان های احساسی با یه چاشنی فانتزی علاقه داری و دوست داری به مفهوم “گذشته رو نمی شه تغییر داد، ولی می شه بهتر درکش کرد” فکر کنی، این کتاب می تونه تجربه قشنگی باشه
داستانی لطیف و احساسی دربارهی سفر در زمان، پشیمانی و فرصتهای ازدست رفته است. روایت در یک کافهی اسرارآمیز در توکیو میگذرد، جایی که مشتریان میتوانند به گذشته بازگردند، اما تحت شرایطی سخت: سفرشان کوتاه است، هیچ چیز را نمیتوانند تغییر دهند، و باید قبل از سرد شدن قهوه شان بازگردند. کاواگوچی با سبکی مینیمالیستی و احساسی، قصهی چهار شخصیت را روایت میکند که هرکدام در پی مواجهه با گذشتهی خود هستند. این رمان نه تنها دربارهی سفر در زمان، بلکه دربارهی پذیرش، رهایی از حسرت و یافتن آرامش در زمان حال است. اگرچه طرح داستان ساده به نظر میرسد، اما مفاهیم عمیقی از روابط انسانی و انتخابهای زندگی را بررسی میکند. این کتاب با فضای گرم و شاعرانه اش، مناسب کسانی است که از داستانهای احساسی و آرام با درون مایهای فلسفی لذت میبرند.
«پیش از آنکه قهوه ات سرد شود» نوشتهی توشیکازو کاواگوچی، رمانی ژاپنی است که درون مایهای احساسی، فلسفی و حتی فانتزی دارد. این کتاب دربارهی یک کافهی مرموز است که به مشتریانش امکان سفر در زمان را میدهد، اما با قوانینی خاص—مثلاً آنها باید قبل از سرد شدن قهوه شان برگردند. داستان شامل چهار روایت مختلف است که همگی به نوعی به مفهوم فرصتهای از دست رفته، پشیمانی، عشق و بخشش مرتبطاند. لحن کتاب لطیف و احساسی است و به موضوعات انسانی و تأمل برانگیزی مانند فقدان، تصمیم گیری و پذیرش گذشته میپردازد. اگر به داستانهایی با درون مایهی احساسی و فلسفی، همراه با کمی عنصر ماورایی علاقه دارید، احتمالاً از این کتاب لذت خواهید برد. سبک آن ساده اما تأثیرگذار است و پیامهای مهمی دربارهی زندگی و زمان دارد.
کتابی جالب، اموزنده و پر از احساسه و اینقدر جذاب هست که آدم داستان رو دنبال میکنه، از اون داستانهایی هست که فراموشش نمیکنم. جاهایی از کتاب اشک آدم رو در میاره. تجربه آدمهایی که به گذشته سفر کردن، درسته که نمیتونستن آینده رو تغییر بدن، اما تا حدی زخم هاشون رو التیام دادن و با عوض کردن رفتار حالشون، آینده رو تغییر دادن. به نظرم بیان احساسات و قدر دونستن لحظات و عزیزان مهمترین پیام این کتاب بود. با اینکه این کتاب جلدهای دیگهای هم داره، نویسنده به طرز جالبی سرنوشت بقیه رو مشخص میکنه. ترجمه روان و خوب بود و صدای گوینده به عنوان راوی زیبا و دلنشین بود اما وقتی در جای شخصیتها صحبت میکرد، تو ذوق میزد. به نظرم کتاب جالب توجهی هست و واقعا ارزش خواندن دارد
نقد کوتاه پیش از آنکه قهوهات سرد شود – توشیکازو کاواگوچی
این رمان لطیف و احساسی، با بهرهگیری از یک ایده جالب درباره سفر در زمان، به بررسی حسرتها، عشق و فرصتهای از دسترفته میپردازد. داستان در یک کافه کوچک جریان دارد که به مشتریانش اجازه میدهد به گذشته برگردند، اما با قوانینی سختگیرانه، ازجمله اینکه باید قبل از سرد شدن قهوهشان برگردند.
نثر کتاب ساده و روان است و شخصیتها با دغدغههای انسانی و ملموس خود، مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهند. البته، ریتم کند روایت و تکرار برخی جزئیات ممکن است برای برخی خوانندگان خستهکننده باشد. بااینحال، پیش از آنکه قهوهات سرد شود کتابی تأثیرگذار و احساسی است که مخاطب را به تأمل درباره روابط و تصمیمات زندگیاش وامیدارد.
این رمان لطیف و احساسی، با بهرهگیری از یک ایده جالب درباره سفر در زمان، به بررسی حسرتها، عشق و فرصتهای از دسترفته میپردازد. داستان در یک کافه کوچک جریان دارد که به مشتریانش اجازه میدهد به گذشته برگردند، اما با قوانینی سختگیرانه، ازجمله اینکه باید قبل از سرد شدن قهوهشان برگردند.
نثر کتاب ساده و روان است و شخصیتها با دغدغههای انسانی و ملموس خود، مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهند. البته، ریتم کند روایت و تکرار برخی جزئیات ممکن است برای برخی خوانندگان خستهکننده باشد. بااینحال، پیش از آنکه قهوهات سرد شود کتابی تأثیرگذار و احساسی است که مخاطب را به تأمل درباره روابط و تصمیمات زندگیاش وامیدارد.
کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود نوشته هیدن شیمامورا، داستانی دلنشین و احساسی است که در مورد فرصتهای از دست رفته و لحظاتی است که باید قدرشان را بدانیم. داستان در یک کافه جادویی در توکیو رخ میدهد، جایی که مشتریان میتوانند به گذشته سفر کنند اما فقط در صورتی که تمام شرایط خاص آن مکان را رعایت کنند. هر فردی که وارد کافه میشود، فرصتی برای بازدید از گذشته خود دارد، اما تنها در صورتی که قهوهاش را سرد نکرده باشد. کتاب به بررسی روابط انسانی، عشق و پشیمانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه میتوان از اشتباهات گذشته درس گرفت. این داستان، با نثر ساده و دلنشینش، به خواننده یادآوری میکند که زندگی در لحظه حال و ارتباطات معنادار چقدر اهمیت دارند
پیش از آنکه قهوهات سرد شود – جلد ۱ کتاب جالبی بود، ترکیبی از فانتزی و احساسات انسانی که آدم رو به فکر فرو میبره. ایدهی سفر در زمان توی یک کافه، اون هم با قوانین محدود، خیلی خاص و متفاوت بود. هر فصل داستان یه نفر رو روایت میکرد که با گذشتهش درگیر بود، ولی چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد این بود که این سفرها قرار نبود چیزی رو تغییر بدن، بلکه بیشتر به درک و پذیرش گذشته کمک میکردن.
کتاب لحن آرومی داره و اگه دنبال یه داستان پرهیجان هستید، شاید براتون کُند پیش بره. ولی از اون دسته کتابهاست که احساسات رو به چالش میکشه و باعث میشه به انتخابهای زندگی فکر کنیم. نسخهی صوتی هم با اجرای خوب شیما درخشش، حس و حال داستان رو قشنگتر کرده.
کتاب لحن آرومی داره و اگه دنبال یه داستان پرهیجان هستید، شاید براتون کُند پیش بره. ولی از اون دسته کتابهاست که احساسات رو به چالش میکشه و باعث میشه به انتخابهای زندگی فکر کنیم. نسخهی صوتی هم با اجرای خوب شیما درخشش، حس و حال داستان رو قشنگتر کرده.
لذت بردم از شنیدن این کتاب. فقط اسامی ژاپنی چون کمی سخته اوایل تشخیص شخصیتها سخت بود.
این کتاب در مورد بازگشت به گذشته برای مدت زمان محدود در مکان مشخص و با قوانین متعدد و سخت هستس. البته با شرط اصلی که هیچ چیز رو در زمان حال نمیتونن تغییر بدند.
این داستانها به افراد یادآور میشه که در زمان به گونهای باش که دل آینده حسرت نخوری. لما در واقعیت خیلی سخت هستس که اینطور پیش بریم.
اول داستان مفهوم روتینی از سفر در زمان در ذهن داشتم اما با شنیدنش متوجه مفهوم متفاوتی شدم. فقط امیدوارم که در ضمیر ناخودآگاهمون حک شه تا بعدا حسرت داشتن رفتار متفاوت با عزیزانمون رو نداشته باشیم.
این کتاب در مورد بازگشت به گذشته برای مدت زمان محدود در مکان مشخص و با قوانین متعدد و سخت هستس. البته با شرط اصلی که هیچ چیز رو در زمان حال نمیتونن تغییر بدند.
این داستانها به افراد یادآور میشه که در زمان به گونهای باش که دل آینده حسرت نخوری. لما در واقعیت خیلی سخت هستس که اینطور پیش بریم.
اول داستان مفهوم روتینی از سفر در زمان در ذهن داشتم اما با شنیدنش متوجه مفهوم متفاوتی شدم. فقط امیدوارم که در ضمیر ناخودآگاهمون حک شه تا بعدا حسرت داشتن رفتار متفاوت با عزیزانمون رو نداشته باشیم.
این کتاب از بهترین رئالیسم جادویی هاییه که میتونید بخونید. با اینکه به سفر در زمان مربوطه ولی علمی تخیلی یا خسته کننده نیست. جزء شاهکار هاس و طولانی هم نیست. در یکی از محله های شلوغ توکیو، در زیرزمینی کافه ای بخصوص است که می تواند انسان ها را به سفر در زمان ببرد. تحت شرایطی خاص. اما این سفر از آن دست سفر های رایجی نیست که در کتاب ها می خوانید یا در فیلم ها میبینید، نه. برای سفر در زمان در این کافه باید از قوانین خاصی پیروی کنید ولی وقتی هر چی جلوتر میرفت قانون عجیب دیگه ای اضافه میشد. هر کسی نمی تونست اون شرایط رو قبول کنه چون یه جاهاییش زندگیش رو به خطر مینداخت
بیش از آنکه قهوهات سرد شود یک رمان زیبا، تأملبرانگیز و احساسی درباره مواجهه با گذشته و پذیرش آن است. اگر به داستانهایی با مضامین فلسفی، انسانی و عاطفی علاقه دارید، این کتاب میتواند تجربهای دلنشین برای شما باشد.
در کوچهای پنهان در توکیو، یک کافهی قدیمی وجود دارد که شایعهای عجیب درباره آن گفته میشود: این کافه به مشتریانش اجازه میدهد که به گذشته سفر کنند! اما این سفر در زمان قوانین خاصی دارد:
نمیتوان گذشته را تغییر داد. فقط میتوان به زمانی رفت که شخصی در همان کافه حضور داشته باشد. باید روی یک صندلی مشخص نشست و تا زمانی که قهوه سرد نشده، بازگشت.
در کوچهای پنهان در توکیو، یک کافهی قدیمی وجود دارد که شایعهای عجیب درباره آن گفته میشود: این کافه به مشتریانش اجازه میدهد که به گذشته سفر کنند! اما این سفر در زمان قوانین خاصی دارد:
نمیتوان گذشته را تغییر داد. فقط میتوان به زمانی رفت که شخصی در همان کافه حضور داشته باشد. باید روی یک صندلی مشخص نشست و تا زمانی که قهوه سرد نشده، بازگشت.
پیش از آنکه قهوه ات سرد شود یک رمان ژاپنی جذاب است که ایدهٔ سفر در زمان را با موضوعات پشیمانی، از دست دادن و فرصتهای از دست رفته ترکیب میکند. داستان در یک کافهٔ کوچک در توکیو روایت میشود که به مشتریانش این امکان را میدهد که به گذشته سفر کنند، البته با محدودیتهایی. رمان دارای شخصیتهای دوستداشتنی و فضایی دلنشین است و خوانندگان را به فکر فرو میبرد که اگر فرصتی برای تغییر گذشته داشتند، چه میکردند. اگرچه ممکن است داستانها کمی تکراری شوند و پایانبندی برای همه جذاب نباشد، اما این کتاب تجربهای خواندنی و تأمل برانگیز است.
کتاب بسیار جالبی هست. این دومین بار بود که گوش میدادم. دفعه اول با گویندگیه یک گروه دیگه بود و متاسفانه با سلیقه من یکسان نبود اما این دفعه با صدای خانم درخشش و آقای قناعت پیشه واقعا لذت بردم. از گروه هنری آوانامه کمال تشکر رو دارم که واقعا هنرمندانه کتابها رو صوتی میکنن. موسیقی متن فوق العاده بود مخصوصا موزیک پایانی بسیار با پایان کتاب همخوانی داشت و باعث شد که لذت بی پایانی از شنیدن کتاب ببرم. دفعه قبل فکر میکردم کتاب بدی بود اما اینبار حتی نظرم نسبت به مفهوم کتاب هم تغییر کرد.
سپاس بیکران از کتابراه
سپاس بیکران از کتابراه
این رمان ژاپنی با نثری ساده و عمیق، داستان کافهای عجیب را روایت میکند که به مشتریانش امکان سفر در زمان را میدهد، اما با قوانینی سختگیرانه. هر فصل زندگی شخصیتی متفاوت را بررسی میکند و با تمرکز بر موضوعاتی مانند عشق، پشیمانی، و گذشت زمان، خواننده را به تأمل وامیدارد.
نقاط قوت کتاب شامل شخصیتپردازی احساسی و پیامهای انسانی آن است، اما برخی ممکن است ساختار تکرارشونده یا کندی روایت را کمرمق بدانند. در کل، کتابی تأملبرانگیز و مناسب دوستداران داستانهای عاطفی با حالوهوای فلسفی است.
نقاط قوت کتاب شامل شخصیتپردازی احساسی و پیامهای انسانی آن است، اما برخی ممکن است ساختار تکرارشونده یا کندی روایت را کمرمق بدانند. در کل، کتابی تأملبرانگیز و مناسب دوستداران داستانهای عاطفی با حالوهوای فلسفی است.
این کتاب دربارهی یه کافهی عجیبوغریبه که میتونی توش برای چند دقیقه برگردی به گذشته، اما هیچچیز رو نمیتونی تغییر بدی. فقط یه فرصت داری که یه حرف ناگفته رو بزنی، یه خداحافظی کنی یا شاید دلت رو سبکتر کنی، البته قبل از اینکه قهوهات سرد بشه! توی این ماجرا چند نفر رو میبینیم که هر کدوم یه حسرت دارن، ولی آخرش میفهمن که مهمتر از تغییر گذشته، کنار اومدن باهاشه. داستان آروم، احساسی و پر از لحظههایی که آدم رو به فکر فرو میبره. یه جورایی مثل یه فنجون قهوهی تلخ که مزهش تا مدتها یادت میمونه.
این رمان، اثری احساسی و عمیق است که مفاهیم گذشته، پشیمانی و قدرت زمان را بررسی می کند. داستان در یک کافه مرموز در ژاپن رخ می دهد که مشتریان آن می توانند به گذشته سفر کنند، اما تحت قوانین سختگیرانه ای – از جمله اینکه باید قبل از سرد شدن قهوه شان بازگردند. پیش از آنکه قهوه آن سرد شود داستانی تأثیرگذار است که به ما یادآوری می کند هرچند نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم، اما می توانیم دیدگاه خود را نسبت به آن اصلاح کنیم. اگر به داستان های احساسی و مفاهیم فلسفی علاقه مندید، این کتاب انتخابی عالی است.
این کتاب یه حس عجیبی داره، یه کافه قدیمی که توش می تونی به گذشته سفر کنی ولی نکته اصلی اینه که هیچ چیز تغییر نمی کنه، فقط می تونی یه فرصت دوباره برای گفتن یا شنیدن چیزی داشته باشی به نظرم زیباییش تو همینه، این که گذشته رو همون طور که هست بپذیری، ولی احساست نسبت بهش تغییر کنه. شخصیتاش هرکدوم یه دلیل خاص دارن که می خوان برگردن عقب و همین باعث می شه هر بخش داستان یه حال و هوای احساسی قشنگ داشته باشه یه جورایی انگار تو هم باهاشون حسرت می خوری دلت می گیره ولی یه آرامش خاصی هم تو کل داستان هست
من فکر میکنم "پیش از آنکه قهوهات سرد شود" بیشتر از اینکه یک رمان درباره سفر در زمان باشه، یه تأمل جدی روی مفهوم انتخاب و پذیرش گذشته است. روایتها توی اون کافهی کوچک و محدود شکل میگیرن، جایی که قانونها ساده اما بیرحمان؛ برمیگردی عقب، ولی نمیتونی هیچچیزی رو تغییر بدی. همین محدودیت اتفاقاً نقطهی قوت داستانه، چون تمرکز رو میبره سمت چیزی که همیشه تو زندگی واقعی هم باهاش درگیریم؛ اینکه بیشتر از تغییر گذشته، لازمه بتونی باهاش کنار بیای.
یه کافهٔ قدیمی تو توکیو وجود داره که میتونی توش به گذشته یا آینده سفر کنی، اما فقط تا وقتی که قهوهت سرد نشده! هر فصل داستان یه نفر رو میگه که با آرزوها و حسرتهاش میخواد زمان رو تغییر بده، اما میفهمه که بعضی چیزها رو نمیشه عوض کرد.
به نظر من
کتاب نگاه زیبایی به زندگی، پشیمونیها و عشق داره. یه کم غمگینه ولی آرامشبخشه. اگه دوست داری یه داستان احساسی با فضای عجیب بخونی، این کتاب یه انتخاب خوبه
به نظر من
کتاب نگاه زیبایی به زندگی، پشیمونیها و عشق داره. یه کم غمگینه ولی آرامشبخشه. اگه دوست داری یه داستان احساسی با فضای عجیب بخونی، این کتاب یه انتخاب خوبه
کتاب درباره ملاقات با افرادی که اگه فرصتی بود بشه ازشون سوالاتی که تو ذهنت بود نشد پرسید و فرصتی نبود تا بشه بیشتر درکش کرد ودرهم آمیزی یک فضای سورئال و رئال بود که جالب بود و باعث میشد علاوه بر شخصیتهای خود داستان در مورد زندگی واقعی خودمون هم فکر کنیم خودمون جای شخصیتها بذاریم که اگه ما بودیم چیکار میکردیم و اگه فرصت از دست بره بین اون فضای واقعی و غیر واقعی گیر میکنیم که اهمیت زمان و ارزش هاست
داستان در مورد سفر در زمانه با کلی قانون و اما و اگر. چهار تا قسمت متفاوت در مورد آدمای مختلف داره. نویسنده خیلی خوب تصویر سازی کرده بود و میتونستی همهچیز رو قشنگ تصور کنی؛ ولی داستانش برای من کشش نداشت. ترجیح میدادم این زمان رو برای یه کتاب دیگه با موضوع جالبتری بذارم. قسمت آخرش برام جالبتر از بقیه بود. در کل بدک نبود. در آخر اینکه کار راویها عالی بود. ممنون و خسته نباشید.
کتابی از همه نظر قشنگ بود. این کتاب در مورد یک کافه کوچک در زیر زمین بود که قدرت سفر در زمان داشت. این کافه برای سفر در زمان بی قانون نبود بلکه ۴ تا قانون داشت. ۱. یک صندلی تورو به زمان گذشته میبرد و نمیتوانی از روی آن بلند شوی تا در آن خاطره هستی. ۲. تا وقتی قهوه ات سرد شود فرصت داری. ۳. نمیتوانی زمان گذشته را تغییر دهی. ۴. کسی که با او میخواهی ملاقات کنی قبلا به کافه بایستی آمده باشد.
کتاب جالبی بودش. یه خورده من رو یاد کتاب کتابخانه نیمه شب انداخت اوایلش. من یه مشکل بزرگ با کارهای چینی ژاپنی کرهای که دارم اسامی افراد هستش که همیشه گیج میشم. در کل کتاب خیلی خوبی بود و باعث میشه به رفتار و کارهایی که در گذشته انجام دادیم بیشتر فکر کنیم و در آینده توی امور زندگیمون اشتباهات مشابهی انجام ندیم. خیلی مشتاقم که هر چه زودتر فصل بعدی رو هم گوش کنم.
مرسی از کتابراه همراه.
مرسی از کتابراه همراه.