نقد، بررسی و نظرات کتاب زمین‌های نفرین شده - ویسنته بلاسکو ایبانز

مینو
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
سعی می‌کنم نظر کاملی بذارم. فوق العاده رمان دلنشین و زیبایی بود اما با پایانی تلخ که قلب آدم رو به درد می‌آورد و یک حس عجیبی داشت. این رمان درباره‌ی غریبه‌ای هست که به جمع روستاییان وارد می‌شه و سعی می‌کنه به کشت و زرع بپردازه اما متوجه کینه‌ی بدون دلیل روستاییان به خودش میشه (اسپویل نمی‌کنم چرا این اتفاق افتاده) و حوادث این کتاب از فصل دوم به بعد شروع میشه. فصل اول در از جزئیات هست که توصیف‌های زیبایی داره اما اگر خوشتون نیومد حتما ادامه بدید چون از فصل دوم یک کتاب زیبااا و بسیار گیراااا میشه. اینکه اون غریبه با خانواده ش چطور زندگی میکنن اونجا و قبلا چه اتفاقی توی اون تکه از زمین افتاده تمثیلی از جامعه‌ی امروز ماست و هنوزم میشه این نمادها رو دورمون ببینیم من کتاب رو یک نفس خوندم تا جایی که تحقیق کردم این نویسنده برای اولین بار آثارش به صورت مجموعه در ایران چاپ شده و نویسنده‌ی خیلی مشهوری توی دنیا هست که البته من تازه شناختمش و باعث شد باقی آثارش رو سفارش بدم به کتابفروشی ولی داستان این کتاب تا آخر توی ذهنم می‌مونه... ممنونم از نشر قصه باران و کتابراه بابت انتشار این کتاب برای ما. اگر جا داشت ده ستاره میدادم
مهشید خاکسار
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
کتاب خوبی بود. نثرروان و ترجمه خوبی هم داشت. تلاش باتیست واقعا ستودنی بود به نظرم باهمه اتفاق‌ها ناامید نشد و با جون و دل تلاش کرد شرایط خانوادش رو عوض کنه اما متاسفانه کینه و جهل هوئرتا خیلی بیشتر و بزرگتراز این بود که باتیست بتونه تنهایی از پسش بربیاد.
مردمی که از زمان تولدشون توسری خور اربابانشون بودن و هیچ تلاشی برای تغییر نمیکردن و عین ربات فقط کار میکردن و خوش گذرونی، توانایی تحمل غریبه‌ای که با خانوادش تلاش کرد زمین مرده‌ای رو زنده کردن و خونه کهنه‌ای رو آباد کردن، نداشتن و زندگی باتیست که با زحمتهای فراوان داشت جون میگرفت رو نابود کردن و این خیلی غم انگیزه که در بعضی زمان‌ها انسان‌ها هیچ بویی از انسانیت نبرده بودن و انقدر نادان و بی رحم بودن کتاب زیبایی بود بااینکه دلم میخواست ادامه داشت و باتیست و خانوادش رنگ خوشی رو تو زندگیشون میدیدن اما متاسفانه زندگی گاهی وقتها برای خیلی از آدم‌ها مثل باتیست همین قدر بی رحمه💔
خشایار مختاری
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
کتاب باید به سلیقه خواننده خوش بیاد لطفا در استفاده از کلمه پارس دقت فرمایید در بخشی از ترجمه از کلمه پارس سگ‌ها استفاده شده در حقیقت این کلمه پاس سگ‌ها برگرفته از پاسبانی و نگهبانی هم هست با تشکر از برنامه خوب کتابراه
Maryam
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
داستان مربوط به دوران ارباب و رعیتی است. اربابانی که بازور وظلم نتیجه زحمات رعیت را می‌گرفتن. مرد فقریبه نام باتیست به هائرتا (دروانسیای اسپانیا) میاد تا یکی از زمین های بایر رامه متعلق به یکی از اربابان خسیس وظالم است، آباد کنه. این زمین متعلق به یکی از روستاییان اونجا بوده که نتوانسته ازپس اجاره زمین ومخارج بربیاد وخانواده ازهم پاشیده و در خانواده هم کشته شده، لذا مردم روستا زمین رانفرین شده و هنوز متعلق به صاحب قبلی می‌دانند وبا تازه وارد دشمنی می‌کنند. فقر وجهل باهم چنان جامعه رانابود می‌کند که برای انسانیت و همدردی و همبستگی ومبارزه با ظالم (اربابان) جایی باقی نمیذاره
Pegah Tsn
۳
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
من با این ژانر مشکلی ندارم اما نمیدونم چرا خوندنش یه جاهایی بسیار عذاب آور بود برام! یه جاهایی خوب جذب میکرد اما بعدش افت داشت و به زور میخوندم و جلو میرفتم. اکثرا از ترجمه روان گفتن اما حقیقتش یک جاهایی به خصوص نیمه اول کتاب به شدت گیج کننده بود. توصیفات خیلی روان ترجمه شده بودن اما گاهی اوقات ترجمه به حدی پیچیده و غیرحرفه ای بود که چندبار باید میخوندم تا متوجه بشم درمورد کدوم شخص داره صحبت میشه یا چه شخصی داره صحبت میکنه. به هرحال جدا از ترجمه، داستانش ارزش یک بار خوندن رو داره چرا که پایانش به شدت شما رو به فکر فرو میبره. باقی دوستان درمورد داستان به خوبی توضیح دادن.
سمیه
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
این کتاب ارزش خوندن داره، توصیفات نویسنده از فضاها بسیار زیباست. اول داستان با زنی بنام پیتا شروع میشه و بنظر میرسه داستان حول او خواهد بود ولی قرار است در مورد خانواده کشاورز زحمتکش و بدشانسی باشد به نام باتیست… فقر، جهل و استثمار محورهای اصلی موضوع داستان است. وقتی فک میکنی به داستان، میبینی که راههای دیگری هم بود که ادمهای بوهرتا با هم به نتیجه برسند اما انگار در آن تاریخ و برای آن مردمان هنوز زمان خروج از ان وضعیت نبود.
الهام
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
داستان پرچالش مرارت‌های بی‌پایان زندگی در دوران فئودالی که می‌توانیم خوشحال و سپاسگزار باشیم که در آن زاده نشدیم و اجداد طفلکی ما هم به هر رنجی، مشابه آن را پشت سر گذاشتند. توصیفات نویسنده اگر چه در بعضی جاها زیاد بود (که این از خواص رمان‌های قدیمی‌تر است)، لحن خاص تشبیهاتش بسیار جذاب بود. ممنون بابت ترجمه روان که ما را همراه خود با شخصیت‌ها به دل تجاربی برد که از زندگی امروزی ما دور است.
mitra.mh. 46
۵
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
زندگی خانواده های روستایی که افکار و روحیاتشان با تعصب، بخل، حسد و جهل تنیده شده است دراسپانیا قرون پیش از دوهزار که وسیله نقلیه اسب و گاری بود و چنانچه کسی میخواست خلاف جریان رود شنا کند باید ستمهای اهالی روستا را تحمل میکرد، نویسنده با استفاده از استعاره، تمثیل و عبارات رمانتیک فضایی بسیار رویایی زیبا و گاهی ترسناک و رئالیستی برای خواننده ترسیم می کند که باعث می شود نتوانی خواندن را متوقف کنی. خواندن کتاب را توصیه میکنم.
مهرانه
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
کتاب خوب و جالبی بود.. برای من عجیب بود این همه نفرت از آدم‌هایی که هیچ تقصیری در سرنوشت هیچ کس دیگ نداشتند.. برام عجیب تر بود چطور میشه فقیر ب فقیر رحم نکنه. چرااا... و درنهایت چرا تلاش‌های آدمی این همه دیده نمیشه.. و چرا وقتی زورشون ب ظالم اصلی نمیرسه ترجیح میدیم ب ضعیف تر از خودمون ظلم کنیم.. و فهمیدم همه ما شنا گر‌های ماهری هستیم فقط باید موقعیت‌اش پیش بیاد وگرنه این همه ظلم اتفاق نمی‌افتاد
ستاره
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
خوشحالم که این نویسنده بزرگ و خاص داره جای خودش و توی ایران پیدا می‌کنه این کتاب از دل مردم والنسیا نوشته شده و خالق اثر یه رئالیسم تلخ و به تصویر بکش کشیده... مشتاقانه بقیه کتابهاشو به محض ترجمه شدن تهیه میکنم چون تو این فرصت که دچار اضطراب اجتماعی هستیم هیچ چیز به اندازه خواندن کتاب نمیتونه حالمون رو خوب کته ترجمه فروزان صاعدی هم دقیق و روان بود تشکر از قصه باران و کتابراه👌👌👌
Ali.V
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
کتاب فوق العاده ایی از نویسنده ایی بسیار کاربلد و مشهور اما کمتر شناخته شده در ایران. از اون کتابهاست که متوجه گذر زمان نمیشی و پایان غم انگیزی هم داره که همیشه تو ذهنتون میمونه.. پیشنهاد میکنم حتما چهار سوار سرنوشت رو هم بخونید از این نویسنده.
تشکر از نشر مردمی و دوست داشتنی قصه باران که تا حالا کتاب بدی ازشون ندیدم
نرگس
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
این یک داستان بلند هست خیلی با جزئیات بیان شده خیلی توصیفات زیبایی که ممکنه حتی اولین بار باشه ترکیب این توصیفات رو کنارهم می‌شنوید مثلا لحظه طلوع و صبح رو بقدری با جزئیاتی زیبا توصیف کرده که میتونی به راحتی توی ذهن تصورش کنی. ممنون از کتابراه
امیر محمد زاده
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
کتاب خوبی بود و در کل داستان جذابی داشت ولی این داستان بهتر از این میشد بهش پرداخته بشه، نویسنده زیاد تلاش کرده بود که فضاسازی خوبی در بیاره ولی خسته کننده بود،
در کل کتاب خوبی بود و ترجمه روانی داشت و پایان کتاب بسیار تلخ بود، تنها نکته منفی کتاب یاوه گویی‌های زیاد نویسنده بود که مارو از اصل داستان دور میکرد و فقط از تمثیل و استعاره استفاده میکرد..
احمدی
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
با وجود پایان تلخ رمان هایی که به این شکل آغاز میشند رو بیشتر میپسندم. معمولا علاقه به کتابخوانی باعث میشود کتاب ها رو با عشق خواند حتی اگر به آن ژانر علاقه ای نداشته باشیم. این از اون کتاب هایی بود که من اول داستان رو زیاد دوست نداشتم ولی از نیمه داستان عاشقش شدم و همینطور پایانش که به این صورت به پایان رسید هر چند غم انگیز اما زیبا.
joziazkol
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
خیلی واضحه کتابراه تمام این رایگان هارو هدفمند به ما میده کاملا مطابق شرایط.. عمیقا از شما سپاسگزارم توی این روزها که از تاریک‌ترین روز هاییه که درش هستیم، این کتاب منعکس کننده درد و فقر و نا امیدی عمیقیه که باهاش روبرو هستیم و خوندنش شاید کمی ادم رو کنجکاو و اروم میکنه چون کار دیگه‌ای نمیشه کرد. خوندنش رو الان پیشنهاد میکنم
Tayebe Ahmadi
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
عالی چهره زشت و کثیف یه عده احمق وبی رحم خرافاتی رو به رشته تحریر در آورده بود بارها به خاطر اشک چشمانم دیگه نوشته رو نمیدید وای بر انسانیت بیرحم که هیچ چیز جلودارش نیست و بارها و بارها شنیده ایم در فلان جا این اتفاقها افتاده ترجمه عالی بود با تشکر از کتابراه
F Mahani
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
روایتی جذاب از روستایی به نام هوئرتا و فردی به نام باتیست که در زندگی چیزی جز زحمت، بدبختی، فقر، مرگ عزیزان راتجربه نکرده و ادامه ماجرا... انتظار پایان کامل تری رو داشتم. اما بسیار زیبا، واقعی وباجزئیات کامل نوشته شده بود به طوری که میشد در ذهن تصویرسازی کرد. ممنون از کتابراه.
Monahoseiny
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
تلخ بود خیلی تلخ روایت حیوان گونه‌ی درون انسان که چطور میتونن با بی رحمی تمام حق نداشته است رو طلب کنه و تلخی بیافریند و قصه خاموشی وجدان در ورای جهل که چه جنایت‌ها میتونن خلق کنه انگار قصه زندگی خود نویسنده بود یا واقعیتی که نویسنده دیده بود
Shima
۴
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
داستان خوبی بود روند داستان مربوط به یک شخص نیست وکل یک روستا و جامعه در بر میگیره به نظر من نویسنده خیلی به جزئیات اهمیت داده که روند کمی کسل کننده میکنه وای کاش آخر داستان برای خوانواده باتیست بهتر رقم می‌خورد ممنون از کتابراه
پری سیما
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
کتابی بسیار عالی‌ای بود.
خواندن این کتاب را پیشنهاد می‌کنم زیرا می‌توان از این کتاب درس درست زندگی کردن را گرفت. و به ما، مخاطبان یاد می‌دهد چه اشتباهاتی را نکنیم.
سپاس از مجموعه کتاب راه برای چنین هدیه‌ی زیبای آخر هفته‌ی خوبی 💐
عطیه کیمیایی
۴
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
داستان غم انگیز فقر، ظلم و ناامیدی …تلاش برای بهتر زیستن دویدن و نرسیدن…اگه روحیه لطیفی دارین پیشنهاد میکنم سراغ کتاب دیگه‌ای برین چون به شدت تلخ و غم انگیزه.. ولی قطعا کتابی هست که پیشنهاد بکنم بخونید
فاطمه اس
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
رمان جالب و اثر گذاری هست و پایان تلخش یادآور ابن نکته هست که آدم‌های ضعیف به جای اینکه با هم متحد بشن و دست ظالم رو از سرشون کوتاه کنند به جان هم می‌افتند و همدیگر را از پا در می‌آورند
بابک جان
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
⚜️سلام و درود به کتابراه بسیار عزیزم ⚜️
🦩🥰 دوست عزیزم از شما بابت هدیه‌های خوب ارزنه اتون متشکرم🐬🌼
Zzibaii
۴
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
کتاب خوبی بودن انسان رو به تأمل دعوت می کرد برای تلاش انسان بسیار مفید بود البته ی نقدی هم باید داشته باشم چون باید همیاری انسان هااا رو ی شهر براز زندگی بهتر هم دیگه در کنار هم داشته باشیم
کیمیا
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
این رمان بر جان مینشینه و لذت بردم حیف که نویسندگان اینچنینی تا پیش از این در ایران مطرح نبودن ممنونم از نشر قصه باران و کتابراه که دارن اثار فاخر ارائه میدن با تشکر
سامیه
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
ممنون از نشر خوب قصه باران من قبلاً چهار سوار رو خونده بودم این کتاب رو هم به اندازه اون دوست داشتم توصیفات و داستان همه چیز وصف ناشدنی بود از بس خوب بود یکی از ماندگارترین کتابها برای من
میترا استادی
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
اصلا کتاب زیبایی نیست، پر از حس ناامیدی، بدبختی، فقر، کثیفی، هر چیزی که انسان رو بیشتر و بیشتر افسرده تر و دلمرده تر میکنه. اصلا پیشنهاد نمیکنم...
احمدی
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۵
با درود بیکران از کتابراه و کتابخوان‌های عزیز کتاب قشنگ و دلنشینی بود با شروع زیبا ولی پایان غم انگیز و تلخ که قلبم رو به درد اورد😔😔
مریم نوری
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
جالب بود به آثار داستایوفسکی شباهت داشت من در به خاطر سپردن اسم‌ها مشکل داشتم زیاد نفهمیدم کدوم شخصیت اصلی هست ولی خوب بود
A Am
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
رمان جذابی است که زندگی یک پیرمرد رو بیان میکنه که بانقل مکان کردن به یه روستای جدید حوادث ناگواری و تجربه میکنه پیشنهاد میدم بخونید
زهرا اولیایی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
یک داستان کوتاه پر از توصیفات زیبا هر چند بسیار غم انگیز و ناراحت کننده تموم شد. چه خوب که کتابراه این کتابرو رایگان در اختیار ما قرار داد
Z Abbasi
۳
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
رمانی اجتماعی با فضای سنتی جامعه کشاورزی و معناهای درون آن، اگر به این فضا علاقه‌مندهستید مناسب شماست....
آرامش رجایی
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
اصلا دوستش نداشتم. نثر خوبی داشت ولی آخر کتاب حال آدم بد می‌شه. انگار پیروزی شر تو شعله‌های آتیش به چشم همه می‌آد.
سولماز
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
کتاب فوق‌العاده زیبایی بود خوشحالم که با این نویسنده آشنا شدم و صحنه‌های جذابی داشت گرچه دردناک
فاطمه حاج حسینی
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
رمان جذابی است، از آن متن‌ها که هرکسی را جذب میکند تا آن را هرچه سریع تر تمام کند
جواد باصفت
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
کتاب قشنگی بود و پیشنهاد میکنم یکبار شده بخونید برای داستان روان و جذابش البته پایان ناخوشایند
ممد ممدی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
کتاب خیلی خوبیه واقعا خیلی سرگرم کنندست محشره حتما حتما توصیه میشه که این کتابو مطالعه کنید
Samira
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
من هنوز این کتاب رو نخوندم ولی از نظراتی که دادید به نظر کتاب خوبی میاد
سعیده کریمی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
کتاب خوبی با داستان غم انگیز و ترجمه بسیار عالی و روان می‌باشد.
qasem brt
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
کتابی که تاثیر مخرب خرافات قدیمی در زندگی امروزی رو نشون میده
احمد ذات حسین
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
رمان قشنگی بودولی پایان تلخی داشت ولی در طول داستان فراز و نشیب‌های جذابی داشت
Ata Eshraghi
۲
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
وقت تلف کردنه این کتاب رو اصلا نتونستم ارتباط باهاش برقرار کنم
ملیحه حق شناس
۳
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
کتاب خوبی بود اما خیلی منو تحت تأثیر قرار نداد
Ailin
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
ترجمه روان و تشبیهات خاص نقطه قوت کتاب هست
SETA Key
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
داستان شیرین و جذابی داشت خوندنش خالی از لطف نیست
میثم مختاری
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
فعلا دارم ابتدای کتاب را مطالعه میکنم بد نبوده
آرین
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
رمان خوبی بود، واقعاً خوشم اومد، پیشنهاد میکنم که بخونیدش.
فاطمه
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
بسیار قلم خوبی دارند.
Hamidehkazemi
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
ارزش خواندن داشت 👌
مهدیه
۴
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
خوب بود پیشنهاد میکنم ممنون از کتابراه
1 2 >>
👋 سوالی دارید؟