نقد، بررسی و نظرات کتاب کتاب فروشی گمشده - اوی وودز

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
عارف محبی
۱۴۰۴/۰۶/۰۳
تازه شروعش کردم. ولی حس میکنم اشتباه تایپی یا ترجمه ای داره. مثلا نوشته اپالین ولی درمورد مارتا میگه و این دو نفر اصلا در یک دوره زمانی نبودن. یا نوشته 1921 بعد میگه گوشی شو درآورد یا آنلاین دنبال کار گشت نمیدونم حالا من اشتباه میکنم یا نه. آپدیت: یه حالی بودنمیدونم چجوری بگم. انگار خیلی حذفیات داشت. یعنی مثلا به نظرم اصلا اون قدری زوج ها کنار هم نبودن که عاشق هم شن ولی یک دل نه صد دل عاشق هم بودن. یا اینجوری بود که از زبان پسر، کنار دختر بود ولی از زبان دختر که میگفت اصلا انگار نه انگار اینا با هم وقت گذرونده بودن، انگار یهو پرش زمانی داشت. یا اصلا کتاب فروشی چی شد بالاخره؟ تخیلش رو دوست نداشتم. به نظرم پشت تخیل هم باید منطق باشه. مثلا هری پاتر هم تخیلیه ولی منطق داره😬 نمیدونم چجوری بگم ولی در پایان حس خوبی نداشتم... حس میکنم وقتم رو تلف کردم چون خیلی بی سر و ته بوددیگه خوندن کتابهایی که به خشونت خانگی، اعتیاد به الکل و…) میپردازن بخاطر کلیشه و نخ نما شدنشون از حیطه صبر و حوصله من خارج شده و متاسفانه کتاب رو تا نیمه رها کردم. شخصیت پردازی هم زیاد چنگی به دل نمیزد و بنظرم ارزش یکبار خوندن هم نداره
📚Zeinab Hoseini
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
نقد کتاب؛ این کتاب با تلفیقی از تخیل و واقعیت نوشته شده و توسط ۳ راوی و در زمان گذشته و حال بیان میشه. در این کتاب با ۳ شخصیت اصلی مواجه میشویم که هر کدام بخشی از داستان رو به زبان خودشون بیان میکنند. اپالین: دختری هست که تو سن ۲۱ سالگی به دنبال آزادی خواهی و آرزو های خود و همچنین فرار از ازدواج اجباری، به اروپا می ره و با یک کتابفروشی گمشده آشنا میشه. مارتا: زنی که ازدواج موفقی نداشته و برای فرار از شوهرش به ایرلند می ره و سر از کتابفروشی درمیاره. هنری: پسری که استادادبیات و کتاب های کمیاب هست و به دنبال یک نسخه خطی از کتاب امیلی برونته میگرده و در نهایت مسیرش به کتابفروشی گمشده میرسه. در کل داستان جذاب و متفاوتی داشت. نکات جزئی که تو کتاب مطرح هست مثل زندانی کردن زنان در آسایشگاه روانی هم نشان دهنده فرهنگ غرب و عدم اهمیت به هویت زنان و نقش زن در جامعه می باشد. همچنین کتاب، شور و عشق به کتاب، مطالعه و یادگیری رو در خواننده بر می انگیزه. هر کسی که کتابخون باشه با خواندنش بیشتر دلبسته کتاب میشه. تشکر ✨🌸
سما جعفری
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
این کتاب رو شدیدا به علاقمندان کتاب توصیه میکنم و پیشنهاد میکنم در آرامش و خلوت خودتون بشینید کتاب رو مطالعه کنید، چون شخصیتهای اصلی قصه هم یکی مثل شما هستند. افرادی که با کتاب‌ها زندگی میکنند، پابه پای شخصیتهای داستان‌ها اشک میریزند، به‌جای اونها زندگی میکنند، کاملا درک میکنند چی میگم. این یک موهبته که همه مردم از اون بهره‌مند نیستند. شما میتونید برخلاف اونها زندگیهای مختلفی رو زیست کنید. به علاوه شخصیتهای زن قصه که نقش پررنگتری دارند، اپالین، مارتا، مادام باودن... همه زن‌های سرسخت، قوی و پخته‌ای هستند که مقابل محدودیتها و تابوهای جامعه (در دوره‌های زمانی متفاوت) می‌ایستند و به سوی هدفشون قدم برمیدارند. همین شخصیتهای دارای جایگاه اجتماعی، تجربیات و شرایط زندگی متفاوت اما در عین حال دارای وجه اشتراک یکی از نقاط قوت این کتاب هست و به نظر من شخصیت‌پردازی قوی و خلاقانه نویسنده واقعا جای تحسین داره.
عسل رستمی
۱۴۰۴/۰۸/۲۳
مادام بادون روح بود؟ چرا ب چشم عده ای میومد ب چشم بقیه نه؟ جریان اون مهمون دعوت کردن چی بود؟ این چ جور مهمونی بود ک میزبان در کمال بی احترامی اصلا شرکت نکرد؟ مارتا بعنوان خدمتکار باید تا آخر در خدمت مهمونا میبود نه ک وسطاش خسته شه بره بخوابه! نه ب اون ادا اصول اشرافی مهمونا نه ب ترتمیز کردنای آخر شبشون! اگه خانواده ی کارلایل فقیر بودن ک دخترشونو ب زور به یه پیرمرد پولدار شوهر بدن پس چطور خرج گشتن شهر ب شهر بدنبال دخترشون و در نهایت هزینه ی پرداختی ماه ب ماه برای تیمارستان رو پرداختن؟ چرا مادر مارتا شصت سال خودشو زده بود ب کر و لال بازی؟ خیلی عجیبه آدم شصت سال عمدا حرف نزنه! یجاهایی از داستان انگار سانسور میشدو یهو از یجا میپرید بجای دیگه برای مثال وقتی هنری نامزدیشو بهم زدو برگشت با مارتا رابطش خوب بود یهو گفته شد ک باهم سرسنگین شدن، چرا؟ کاش یکمم از زندگی نوزاد اپالین صحبت میشد. یا دلم میخواست بدونم سرانجام خود اپالین چیشد آیا با اون سرباز زندگی آرومو خوبی گذروند؟ چندسال عمر کرد؟ کجا و چطوری مرد؟ در اولین شب اقامت اپالین در کتابفروشی چی بود ک سرصدا راه انداختو اپالینو از خواب بیدار کرد ک ب اتاق زیر شیرونی بره؟؟ آیا کتابفروشی جن داشت؟ ایا از اون جنهای شیطانی بود؟ چون فکر میکنم سعی در ترسوندنو تشویش اپالین داشت چندبار با صدای مهیب کتاب دراکولا رو کوبون زمین تا اپالین اونو باخودش ب تخت ببره و بخونه. درآخر پایان نامه ی هنری ب کجا رسید؟ اپالینم ک قربونش برم هرروز عاشق یکییبار از عشق و شعف و شوقش از حضور ارماند تو زندگیش نغمه سرایی میکردبعدش با وجود آرماند و جنین توی شکمش از احساسات عمیقش درباره ی متیو مرد متاهل گفته شددر نهایت امیدوارم اون سرباز دیگه آخریش بوده باشه
حنانه
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
این کتاب برای من بیشتر از یک رمان سرگرم‌کننده بود؛ شبیه سفری به دنیای خیال و کشف دوباره‌ی ارزش کتاب‌ها. نویسنده با ترکیب عناصر خودشناسی، علاقه به کتاب و سفر به سرزمین‌های تازه، فضایی ساخته که هم پر از رمز و راز است و هم پر از لحظات احساسی. شخصیت مادلین در طول داستان مدام بین کشمکش‌های درونی و کشف‌های بیرونی حرکت می‌کند و همین باعث می‌شود خواننده خودش را در موقعیت او تصور کند.
کتاب‌فروشی در این رمان فقط یک مکان نیست؛ نمادی است از دنیای ناشناخته‌ها، جایی که گذشته و آینده در هم تنیده می‌شوند. همین نمادپردازی باعث می‌شود داستان عمق بیشتری پیدا کند و از یک روایت ساده فراتر برود. البته بعضی بخش‌ها کمی طولانی و توضیحی هستند و ریتم داستان کند می‌شود، اما جذابیت فضای جادویی و شخصیت‌های متنوع این ضعف را تا حد زیادی جبران می‌کند.
آنچه برای من مهم بود، حس همراهی با مادلین در مسیر کشف دوباره‌ی خودش بود. کتاب یادآوری می‌کند که گاهی باید از روزمرگی فاصله گرفت تا دوباره آرزوها و رؤیاها را پیدا کنیم. پایان داستان ساده‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم، اما همان رد و نشان‌هایی که در طول مسیر گذاشته شده، باعث می‌شود بعد از بستن کتاب هنوز به آن فکر کنی.
ترنج
۱۴۰۴/۰۶/۲۳
کتاب از زبان سه شخصیت مختلف روایت میشه یک مرد و دو زن که نقطه اشتراک همه شون علاقه به کتاب و آثار امیلی برونته است اما برای یکی یک سرگرمیه برای دیگری بخشی از یک تحقیق دانشگاهی و برای نفر آخر همه زندگی! اپالین دختری در نیمه اول قرن بیستم که تحت ستم برادر ظالم زندگی میکنه از شهر خود فرار کرده و به ایرلند پناه میبره مارتا هم زنی زخم خورده و پناهجوست که از انگلستان به ایرلند میگریزه و خدمتکار زنی عجیب و پیر میشه. و هنری دانشجویی که قصد داره نسخه خطی کتابی منتشر نشده از امیلی برونته رو پیدا کنه. هر سه نفر آسیب دیده از ظلم و خودخواهی یکی از اعضای نزدیک خانواده که از قضا هر سه نفر مرد هستند با زخم‌های خود به نوعی به دنیای اسرار آمیز کتاب فروشی گمشده کشیده میشن. کتاب رو میشه دفاعیه‌ای مطلق از تفکر فمینیسم دونست از اینکه آدم‌های بد و شخصیتهای منفی کتاب همگی مرد هستند و زنان صرفا به جرم زن بودن مورد ظلم و شکنجه قرار میگیرند. در آثار غربی امکان نداره یک شخصیت همجنس باز یا حرامزاده وجود داشته باشه و قهرمان یا شخصیت مثبت داستان نباشه. درکل این کتاب ضد مردترین کتابی بود که امسال خوندم. برام عجیبه که آیا این موضوعات هنوز برای زنان اروپایی جذابیت داره با توجه به موج چهارم فمینیسم؟!! از نقد محتوایی که بگذریم داستان کشش و تعلیقهای خوبی داره. ترجمه خوبه و بخصوص پاورقیها که حتی عباراتی از زبانهای فرانسه یا آلمانی رو هم ترجمه کرده که البته شاید ترجمه شده از زبان اصلی کتاب باشه. فصل دوم کتاب اشتباها به نام اپالین نامگذاری شده در حالیکه از زبان مارتاست و این باعث گیج شدن خواننده تا چند فصل بعد میتونه بشه. ولی به نظرم تلفیق واقعیت و تخیل خیلی جالب نبود تکلیفش مشخص نیست واقعیه یا تخیلی.
F.M
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
سلام و خسته نباشید خدمت تیم خسته ناپذیر کتاب راه و همچنین خسته نباشی خدمت نویسنده عزیز و مترجم گرامی این کتاب. اول که شروع به خواندن این کتاب کردم فکر می کردم قراره با یک ماجراجویی بسیار جالبی همراه بشم اما بعد از چند تا ورق زدن کتاب به راحتی کتاب رو کنار گذاشتم و از اونجایی که فردی هستم که احساس می کنم رها کردن کتاب ها نصف نیمه کاری درست نیست بعد از مدتی دوباره به خواندن کتاب رو آوردم. اما این کتاب مشکلات زیادی داشت و باید بگم که اول کتاب که شروع به خواندن کتاب کردم با شخصیت های متفاوتی روبرو می شدم که این باعث سردرگمی من می شد برای اینکه کتاب همزمان سه تا شخصیت متفاوت رو داشت پیش می برد و از این شخصیت به اون شخصیت ولی من واقعاً متوجه نشدم ربط کتاب امیلی برونته با شخصیت اوپالین چه بود و اینکه اگر اون فرد هنری دنبال شخصیت اوپالین گشت خب این چه ربطی به برونته داشت ریتم شروع کتاب بسیار کند و یکنواخت بود اما در آخر خیلی تند تموم شد و اینکه من واقعاً متوجه نشدم یک بار اوپالین می گفت که عاشق آرمان دست و یک بار می گفت که عاشق میتو هستش اما در کل کتاب بدی نیست و تنها نکته مثبتی که این کتاب داشت این بود که خیلی در مورد کتاب ها صحبت می کرد و کتاب های زیادی رو معرفی می کرد و من دوست داشتم که با این کتاب ها آشنا بشم و اون ها رو بخونم اما واقعاً نفهمیدم اگر نویسنده می خواست که این کتاب تخیلی باشد می تونست جور دیگر کتاب رو شروعش کنه نه اینکه هم تخیلی باشد هم واقعی باشد و اینکه فکر نکنم اگر کسی از من بخواد که بشه کتاب پیشنهاد بدم این کتابو بهش پیشنهاد بدم اما ممنون از تیم کتابراه
F_1362
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
کتابهای تخیلی هم باید از یه سِیرِ منطقی پیروی کنن. اگر خانواده اوپالین انقدر پول نداشتن که حاضر بودن دختر جوان رو به هر طریقی که شده به ازدواج مردی مسن ولی پولدار وادار کنن، چطور می تونستن شهر به شهر ردشو بزنن و در نهایت اونو با هزینه ی گزاف ماهیانه توی تیمارستان بستری کردن؟؟؟؟ و چرا ۲۰سال طول کشید تا اوپالین واسه نجاتش تلاش کنه؟ ۲سال و ۵سال منطقی بود ولی ۲۰سال خیلی عجیبه. اینکه مادام باودن به چشم یسری آدم میومد ولی یسری نه هم از هیچ منطقی پیروی نمیکرد. اگر قرار بود فقط به چشم آدمهای خوب قصه بیاد، چرا شین هم اونو دید ولی مادر مارتا ندید؟ اون مهمونی دوستای مادام باودن هم که وصله ی نچسب داستان بود. یعنی بودنش تو کتاب نه تنها کمکی نکرد که سوالای زیادی هم ایجاد کرده که اینا کی بودن و چرا مادام باودن خودشو ازشون قایم کرد و اینکه همه جارو تمیز کردن و رفتن قرار بود چه مفهومی تو ذهن مخاطب ایجاد کنه؟ اگر این قسمت حذف بشه هم هیچ اشکالی تو کتاب ایجاد نمیکنه. و......
فائزه
۱۴۰۴/۰۶/۰۳
یک کتاب جادویی که اگه وارد دنیاش بشی، دیگه نمیتونی تا آخر کتاب اونو از سرت بیرونش کنی و زمینش بذاری. اونو به دوست‌داران یه داستان هیجان‌انگیز و ماجراجویانه توصیه میکنم. و البته هر کسی که تا به حال کتاب‌های کلاسیک خونده و دوست داره. برای من داستان خیلی جالبی بود و از قلم بسیار روان نویسنده به شدت لذت بردم.
یه مشکلی که در تایپ کتاب وجود داره و باید حواستون بهش باشه، اینه که عنوان چند فصل اول اشتباه نوشته شده. این میتونه در قسمت اول باعث گیج شدن خواننده و عدم تشخیص شخصیت‌های اپالین و مارتا از همدیگه بشه. اینو در نظر بگیرید که مارتا و اپالین دو شخصیت جدا هستن. که برای تشخیص اونها از همدیگه میتونید از این مشخصات استفاده کنید:
🗝️اپالین کارلایل: مثل پدرش به کتاب‌ها علاقه داره. یه دوست صمیمی به نام جین داره. با فروش چند کتاب با کشتی به پاریس میره و با آرماند حسن ملاقات میکنه. در پاریس در یه کتاب فروشی استخدام میشه.
🗝️مارتا: با اتوبوس به دوبلین میره و به عنوان خدمتکار مادام باودن استخدام میشه. آثاری از کتک روی صورتش وجود داره. با هنری آشنا میشه.
امیدوارم این راهنمایی کوچیک کمکتون کنه.
زهرا نیکی یار
۱۴۰۴/۰۶/۰۱
سلام
اگه دنبال یه کتاب که قوه تخیلتون رو قوی تر کنه و راز‌هایی از اسرار درون آدم‌ها برداره پیشنهاد میکنم حتما بخونید. علاوه بر اینکه یه کتاب سرگرم کننده بود همزمان در مورد چند دوره از تاریخ اطلاعاتی ارائه میداد و خیلی قشنگ تصویر سازی شده بود به طوری که میتونستم بدون بستن چشمام مکان‌ها و آدم‌ها رو تصور کنم و همراه با شخصیت‌ها، زندگی کنم و جلو برم.
در حالت کوتاه و خلاصه بخوام بگم از خواندنش لذت. بردم و راضی بودم
ولی نکاتی داشت که نمیشه نگفت
یعنی علاوه بر اینکه نکات مثبت و تحلیل قشنگی هاش گفته میشه باید نقد هاشم گفت مثلا اینکه بعضی جاها انگار حذف شده بود و ناقص شروع می‌شد از وسط قصه
یا اینکه یه جاهایی معلوم نبود داستان از زبان کدام شخص گفته میشه و من گیج میشدم. که این رو متوجه نشدم از نوشته و نویسنده بود یا اینکه ترجمه مشکل داشت. و اینکه اینم باید در نظر گرفت که یک رمان خارجی با فرهنگ خارجی بود و اینکه زیاد ملموس نبود قابل درک هست.
راستی تا یادم نرفته عاشق پرداخت کردن نویسنده به زنان شدم اینکه وضعیت زنان اون زمان رو به تصویر کشیده بود درد آور و همزمان لذتی عجیب داشت. ممنونم از کتاب راه عزیزم ♥️
ایمان نادریان
۱۴۰۴/۰۸/۱۵
این کتاب رو بخونی یا گوش بدی، حس و حالش شبیه پیدا کردن یک عکس قدیمی تو یک کشوی فراموش شده است. داستان حول محور یک کتابفروشی کوچک و صاحبش می چرخد که زندگی های مختلفی به آن راه پیدا می کنند. نقطه قوت داستان، فضای آرامش بخش و نوستالژیک آن است. اینجا کتاب ها فقط کاغذی با متن نیستند، بلکه کلیدی برای باز کردن درهای خاطرات، ارتباط بین آدم ها و التیام زخم های قدیمی هستند. شخصیت پردازی کتاب ساده و باورپذیر است. آدمی که دارد کتاب را می خواند یا گوش می دهد، به راحتی می تواند با صاحب کتابفروشی و مشتریانش همذات پنداری کند و لحظاتی از زندگی خود را در داستان ببیند. اگر از داستان های آرام، بدون هیجان های پیچیده ولی پر از احساسات لطیف انسانی خوشت می آید، «کتابفروشی گمشده» مثل یک فنجان چای گرم در یک عصر پاییزی است. انتظار ماجراجویی پرحادثه نداشته باش، اما مطمئن باش که این کتاب حس خوبی در تو برجای می گذارد.
حامد جامه بزرگی
۱۴۰۴/۰۵/۲۵
جهانی موازی، جایی در دل پاریس، کتاب فروشی شکسپیر و شرکا تصمیم گرفت از دست نویسنده فرار کنه. چرا؟ چون هر بار که اوی وودز می خواست داستانی بنویسه، کتاب فروشی مجبور بود خاطرات قدیمی رو بالا بیاره، عاشقانه های نصفه نیمه رو تحمل کنه، و با نویسنده های بداخلاقی مثل همینگوی سر و کله بزنه. اپالین، شخصیت اصلی، بیشتر شبیه یه کارآگاه ادبیه تا یه زن عاشق پیشه. اون با سرعت نور از گذشته به حال می پره، طوری که حتی ماشین زمان هم جا می مونه. رابطه هاش؟ مثل نوت پد ویندوز: ساده، بی هیجان، و بدون ذخیره سازی احساسات. ترجمه ی کتاب هم گاهی شبیه گوگل ترنسلیت بعد از یه شب بی خوابی عمل کرده. بعضی جمله ها طوری ترجمه شدن که انگار خود کتاب فروشی هم گیج شده و گفته: «من کی بودم؟ کجا بودم؟» و پایان داستان؟ مثل اینه که نویسنده وسط نوشتن یادش افتاده گاز رو خاموش نکرده، کتاب رو ول کرده و رفته! 😅
مرضیه بنایی
۱۴۰۴/۰۷/۰۵
درود برشما کتاب را خوندم ضبط کردم و برای دوستانم فرستادم. کتاب جالبی است شخصیت هاشو دوست داشتم در واقع تک تک شخصیت هاش به نوعی در درون همه ما کم وبیش وجود داره. اپالین رو بیشتر از همه دوست داشتم که هر بار از دل سختی‌ها موفق تر از قبل بیرون میومد. و اینکه خیلی سرنوشت‌ها بار‌ها و بار‌ها تکرار میشن و چه خوبه با مطالعه جلوی تکرار شدن‌ها رو بگیریم و درس‌هایی رو که لازم داریم با مطالعه به دست بیاریم نه تجربه‌های تلخ.... در ادامه میخوام بگم هر کدوممون تا چه حد حاضریم دنبال گمشده خودمون باشیم آیا در راه رسیدن به گمشده که در نظر داریم گمشده‌های با ارزش دیگه‌ای پیدا نمی‌کنیم. با رفتن به دنبال یک رویا. یک گمشده راه رو برای دست یافتن به با ارزش‌های زندگی مون باز و هموار خواهیم کرد حتی دراین زمان سخت.... پیشنهاد میکنم با دقت بیشتر از یک داستان کتاب رو بخونید.
HolaEF
۱۴۰۴/۰۷/۲۴
کتاب «کتابفروشی گمشده» از اوی وودز از اون داستاناییه که هم بوی کاغذ قدیمی میده هم بوی دلتنگی. از همون صفحه های اولش یه حس آروم ولی مرموز داره، انگار داری وارد یه خیابون خلوت در پاریس می شی که یه کتابفروشی کوچیک تهش پنهونه. داستان درباره آدم هاییه که هرکدوم یه چیزی رو تو زندگیشون گم کردن؛ یکی عشق، یکی امید، یکی خودش. و اون کتابفروشی یه جورایی پناهگاه همه شونه. نثر کتاب لطیفه، پر از جمله هایی که می تونی زیرشون خط بکشی و بعداً بهشون فکر کنی. از اون رمان هایی ه که نه فقط یه داستان، بلکه یه حس توی دلت می ذاره. وقتی تمومش می کنی، دلت می خواد دوباره برگردی به همون کوچه، همون کتابفروشی، فقط برای اینکه یه بار دیگه اون حس آرامش و کشف رو تجربه کنی.
Ela
۱۴۰۴/۰۹/۰۱
کتاب با ورود پسر بچه ای به کتاب فروشی شروع میشه. دختری که در کتاب فروشی هست داستانی رو برای پسربچه تعریف میکنه. داستان دو تا خط زمانی داره یکی گذشته که درباره ی دختریه که از ازدواج اجباری فرار میکنه و زمان حال که در مورد پسریه که دنبال کتاب فروشی گمشده ای میگرده که طور عجیبی یکبار اونو دیده و بعد با دختری آشنا میشه که بعدا با هم دنبال کتاب فروشی گمشده می گردن. همینطور که داستان جلو میره دلیل اینکه چرا دختره و پسره سر راه همدیگه قرار گرفتن مشخص میشه. ارتباط دختره با کتاب فروشی مشخص میشه در کل معماها و دلیل اتفاقات عجیب داستان برملا میشه. خیلی توضیح نمیدم که اسپویل نشه. بعضی جاها واقعا غافلگیر شدم. کتاب جالبی بود. مرسی از کتابراه 😊🤍
محمد مجتبی علی دادیان
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
اسپویل:
اُپالین کارلایل، دختری جوان و 21ساله است که تصمیم گرفته برای فرار از دست برادر بزرگترش درخصوص ازدواج تحقیرآمیزی که به هیچ عنوان نمی خواهد، به فرانسه فرار کند. عشق زیاد و اشتیاقش به مطالعه، که با پدر مرحومش مشترک بود، او را در پاریس به کتاب فروشی معروف «شکسپیر و کمپانی» می رساند. جایی که اُپالین در ابتدا به عنوان یک فروشنده مشغول به کار می شود. اما افزایش علاقه اش به کتاب های باستانی و دست نوشته های خطی، آغازکننده ی سفری جادویی برای اُپالین می شود. سفری که پس از سپری کردن اتفاقات مختلف در زندگی اش، در نهایت او را وادار می کند تا یک کتاب فروشی در دوبلین برای خودش باز کند، و به دنبال دست نوشته ای عجیب و دست نیافتنی بگردد.
Sarina
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
سلام خدمت همگی عزیزان کتاب فروشی گمشده یه کتاب تخیلی هستش که در کل کتاب عالی هست. ولی خب مثل بقیه کتاب ها یه سری مشکلات داشت ۱_در اول کتاب یه سری اشتباه تایپی وجود داشت به نظرم داشت درباره ی اپالین صحبت می کرد ولی نوشته بود مارتا. ۲_همه ی داستان های تخیلی یکم منطقی هستن ولی این کتاب بعضی جاهاش زیاد منطقی نبود حالا جدا از ضعف هایی که داشت یه سری نقاط قوت هم داشت مثل اینکه خیلی خوب بود که درمورد امیلی برونته صحبت کرده بود و من به دلیل اینکه واقعا از ایشون خوشم میاد و کتاب هاشون رو دنبال میکنم دوباره کتاب رو خوندم تا یسری اطلاعات دستگیرم بشه درکل کتاب عالیی بود من واقعا عاشقش شدم حتما بخونید
سعیده انصاریان
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
سلام. موضوع کتاب خوب بود ولی پردازش بسیار بد! آخر سر پایان نامه هنری چی شد؟ مادام باودن نقشش چی بود؟ نویسنده نتونسته بود داستان رو خوب جمع کنه! مهمونی مادام باودن و اومدن دوستاش و غیاب اون خیلی بی معنا و مفهوم بود. شخصیت متیو و عشق اپالین بهش هم بیخود بود. نویسنده خیلی چیزهای چرت و پرت و پلا نوشته بود... اصل داستان رو کامل رها کرده بود... هی می خواست مثلا به خواننده رکب بزنه و با نکات ریزی که هیچ توضیحی واسشون وجود نداشت، غافلگیرش کنه که باعث شده بود که سر رشته از دست خودشم در بره. ترجمه هم خوب و روون نبود. همه اش گیج کننده بود. اصن چی بود؟ خوب نبود.
سعاده زارع
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
سلام، این کتاب چند ماجرا رو در طول زمان در مورد یک کتاب فروشی و یک کتاب بیان میکنه که در جایی بهم گره می‌خورند، ماجرا بسیار جالب، جذاب و خواندنی است. البته اینکه به خشونت علیه زنان در طول تاریخ اشاره می‌کنه و حتی وجود آسایشگاه‌های روانی برای محکوم کردن و از بین بردن زنان، تبعیض جنسیتی، مالکیت مردان بر زنان، اعتیاد به الکل و تاثیر آن بر خانواده و اثرات روحی و روانی جدی آن، انگیزه زنان برای حق رای و داشتن جایگاه اجتماعی، مسائلی قابل تامل در خلال داستان هست. متاسفانه ترجمه روان و دلنشین نیست. از کتابراه انتظار ترجمه‌ای منسجم تر، روان تر و زیباتر رو داشتم.
نیلوفر سعادتی
۱۴۰۴/۰۶/۰۷
دفعه اولی که کتاب را خواندم، در مورد شخصیت‌ها تقریبا گیج شدم، تا اینکه متوجه شدم در یکی ازفصلهای ابتدایی کتاب نام سرفصل کاملا اشتباه ست و جالبتر از اون اینکه هیچ یک از بزرگواران در نظراتشان به این موضوع اشاره نکرده اند‌
و همچنین تاریخ فصل ۱۱ هم اشتباه است.
اگر واقعا ترجمه دست باشد و چیزی کم نشده باشد، کتاب فقط برای یکبار خواندن است و بیشتر به خوابهای آشفته می‌ماند تا تخیلی
اگر هم نقص از ترجمه است. حیف از کتابراه که اعتبارش را به ترجمه‌های این چنینی خراب کند.
قطعا کتاب رو به هیچ کس توصیه نمی‌کنم
سیدعلی محروقی
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
کتاب جذاب و قشنگیه و پایان دلپذیری داره. اما بعد از موفقیت کتاب‌هایی مثل دختری که رهایش کردی، ملت عشق، آخرین نفر از ما و... فکر می‌کنم نوشتن کتاب‌هایی در دو زمان متفاوت که به صورت موازی پیش می‌رن و در آخر به هم مرتبط می‌شن، اشباع شده باشه. یه سری مشکلات در نثر هم وجود داشت که قابل اصلاحه اما به نظر من باید نویسنده‌های عزیز دنبال موضوعات بکرتری برند. روی هم رفته بد نبود و اگه خواننده از خوندن این سری داستان‌ها زده نشده، می‌تونه جذاب باشه. در هر صورت از کتابراه واسه همه زحمتهات ممنونم.
Negin
۱۴۰۴/۰۷/۱۱
متاسفانه اصلا نتونستم با داستان ارتباط برقرار کنم به طوری که فقط میخواستم کتاب تموم بشه! بزرگترین مشکل کتاب نداشتن خط سیر منظم و مرتبط با هم بود. انسجامی که بتونه یک داستان رو شکل بده! بیشتر شبیه مجموعه خواب‌های نامرتبط بود. تفکیک فضاسازی زمان قدیم و جدید وجود نداشت، توصیفی از موقعیت‌ها و شخصیت‌ها صورت نگرفته بود. کتاب نوشتن صرفا کنار هم قرار دادن واژه‌ها و جملات نیست. بی سرانجامی شخصیت‌ها و داستان پردازی واقعا به کتاب لطمه وارد کرده بود. تنها نکته مثبت به کاربردن جملات خوب از کتاب‌های دیگه بود.
میرا سلطانی
۱۴۰۴/۰۳/۰۱
کتابی فوق العاده پر از احساس بودن، عشق، تنفر، پوچی و درعین حال شگفتی های زندگی بالا وپایین هاش ترسهاش وشجاعت جنگیدن برای زنده بودن وپیدا کردن چیزی که زندگی برای تو کنار گذاشته بود. خیلی خیلی از کتاب خوشم آمد در حال خواند هم لذت بردم از داستان وهم چیزهایی آموختم و نویسندگان، کتاب ها، مکانها و اتفاقهایی که در گذشته وحال بود باهم یکی شدن ویک کتاب بسیار جذاب وبه یاد ماندنی رو به جاگذاشتن عالی بود مرسی از دوستان کتابراه🙏
زارع زاده
۱۴۰۴/۰۵/۲۸
یه ایده فوق العاده که بین کتابای تخیلی نظیرش رو ندیدم. خیلی خوب گذشته و حال رو به هم وصل کرده بود. اگر تجربه خوندن کتابایی که بین گذشته و آینده در رفت و آمدن رو ندارید بهتره اول یه کتاب این سبکی دیگه بخونین بعد اینو شروع کنید تا لذت این کتاب به جونتون بشینه. کتاب تردیدهای ما برای پیداکردن علایق و مسیر زندگی رو به تصویر میکشه و سعی میکنه سختیها و البته لذت از نو شروع کردن رو بیان کنه
M.Mohammadi
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
کتاب عالی، داستان با سه شخصیت در دو زمان متفاوت پیش میره و راوی هر فصل خود شخصیتها هستند بیان روانی داره و نوشتار آنقدر ساده و بی آلایش هست خواننده ناخودآگاه همپای سه شخصیت و در دو زمان متفاوت پیش می‌رود. داستان کاملا باورپذیر و واقعی به نظر می‌رسد. کار نویسنده عالی و مهمتر از ان کار مترجم عالی‌تر که با ترجمه خوب داستان را گویاتر ارائه داده است.
پریسا نصیری
۱۴۰۴/۰۶/۱۹
اوایل کتاب، متفاوت بودن راوی فصل های مختلف، فهم زمان و مکان را سخت می کرد، اما آرام آرام داستان هر کدام از فصل ها جذابیت خود را نشان داد و این کنجکاوی و جذابیت تا حدی بود که تلاش کنم در کمترین زمان ممکن کتاب را به پایان برسانم. اگر بوی کاغذ و کتاب و دنیای کلمات، برای شما جذاب است، حتما از ماجرای این کتابفروشی لذت خواهید برد.
کوثر عباسی
۱۴۰۴/۰۶/۰۵
کتاب خوبی بود اما عالی نبود یکی از ایراداتش این بود که زیاد بین زمان در گردش بودی و تا میومدی بفهمی که داره چه زمانی رو میگه شخصیت و زمان عوض میشد و اینکه اصلا تکلیف خانوم باودن در آخر چه شد آخر داستان چه شد و اینکه داشتند در مورد اون آسایشگاه روانی که غیر مجاز بود تحقیق میکردند اون چی شد و داستان یکم آدم رو سردرگم می‌کرد
مایسا دهقانی
۱۴۰۴/۰۵/۲۸
بسیار خوب از آن کتابهایی که پس از آغاز دیگر نمی توانی از خواندن دست بکشی، ۴ روزه خواندمش. تنها ایراد مانند دیگر کتابها، اشتباهات دستور زبانیست که حس بدی به خواننده می دهد و زیبایی زبان پارسی را می گیرد. مانند ببخشین، دیدین، رفتین و.... اگر واژگان به درستی نوشته شوند خواندن کتاب گواراتر خواهد بود. ببخشید، دیدید، رفتید، رفتند و...
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
بسیار عالی بود از اونجایی که عاشق خواندن کتاب هستم مسحور این کتاب شدم‌ای کاش در کشور عزیز ما از دبستان بچه را وادار میکردن کتابی ولو کوتاه بخواند ودر کلاس کنفرانس بده ودر مورد کتاب نظر بقیه دانش آموزان پرسیده بشه شاید نسلهای آینده با دید روشن تر به زندگی سیاست اقتصاد وتمدن بشری نگاه کنند باتشکر از کتابراه
امیر محمد زاده
۱۴۰۴/۰۹/۰۴
کتاب عالی بود و خواندن این کتاب بسیار جذاب بود، هر سه شخصیت کتاب بسیار خوب شخصیت پردازی شده بودند و به راحتی میشد با آن ها ارتباط گرفت، کل فضای این کتاب توی ژانر تخیلی فانتزی میگرده و برای کسایی که به این سبک علاقه دارند پیشنهاد میشه، از لحاظ روانشناختی هم بسیار کاربردی هست و پیام کتاب شناخت خود هستش
کیانا فرشادپور
۱۴۰۴/۰۸/۲۴
خلاصه کتاب کتابفروشی گمشده اُپالین کارلایل، دختری جوان و 21ساله است که تصمیم گرفته برای فرار از دست برادر بزرگترش درخصوص ازدواج تحقیرآمیزی که به هیچ عنوان نمی خواهد، به فرانسه فرار کند. عشق زیاد و اشتیاقش به مطالعه، که با پدر مرحومش مشترک بود، او را در پاریس به کتاب فروشی معروف «شکسپیر و کمپانی» می رساند.
فائزه طلایی
۱۴۰۴/۰۲/۱۷
کتاب فروشی گمشده، یکی از رمان‌های جذاب در ژانر ادبیات داستانی و ماجراجویی، کتاب کتاب‌فروشی گمشده از ایوی وودز است. نشر میلکان این کتاب را با ترجمه‌ای از ملیکا شایسته منتشر کرده است. نویسنده در کتاب فروشی گمشده، با تلفیقی از عناصر خودشناسی، علاقه به کتاب و سفر در سرزمین جدید، خواننده را به فکر فرو می‌برد.
M Shirbarre
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
کتاب معمایی که در بستر رازآلود خود، مضامینی چون رنج و نفرت، خودساختگی، سفر به درون و از نوساختن، باور و عشق رو به تصویر میکشه. بسیار پر کشش هستش و شاید اوایل یه مقدار گیج بشید ولی در کل راویان داستان سه نفر هستند. اپالین، مارتا و هنری. و اینکه چطور تکه تکه‌های پازل به هم میرسه واقعا جذابه
شهلا سادات حسینی
۱۴۰۴/۰۷/۱۵
کتاب در کل بد نبود اشکالاتی داشت از جمله یک سوم اول کتاب خیلی گیج وخسته کننده بود داستان مرتب از این شخصیت به آن شخصیت جابجا میشد ولی دوسوم باقی داستان روال قابل قبولی داشت و خواننده را تاپایان با خودش همراه میکردو شاید برای کسانی که داستانهای تخیلی را دوست داشته باشند گزینه جالبی باشد
.
۱۴۰۴/۰۶/۱۷
سلام. برای من که خودم می‌نویسم شیوه‌ی نگارشش جالب بود. شیوه‌ای با کلمات احساس‌ها رو به خواننده منتقل می‌کرد رو دوست داشتم. چند تا تیکه ش رو هم سیو کردم که برای روایت داستان خودم دوباره بهشون برگردم و الهام بگیرم. ولی داستان بی اندازه تلخی بود. یه جاهاییش واقعا دلم نمی‌خواست اونقدر غمگین پیش بره.
ام البنین زمانی
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
خیلییی زیبا بود و جالب با داستانهای تو در تو و معمایی و رازگونهتلاشی برای رشد فردی و رفتن به دنبال آرزوها و رویاهای شخصی و رویارویی با چالش‌های بسیار در این مسیر و..... اگر دوستدار کتابهایی مانند: عطاری گمشده هستید، از خواندن این کتاب هم لذت می‌برید. سپاس از کتابراه
M
۱۴۰۴/۰۷/۲۱
کتاب فروشی گمشده باعث می‌شود نه تنها به خواندن کتاب‌های بیشتر علاقه مند شوید بلکه راز‌ها و داستان‌های زندگی نویسندگان را هم دنبال کنید یکی از ویژگی‌های خوب و متفاوت کتاب این هست که از دیدگاه سه ادم متفاوت بیان میشود و در اخر هنوز برام سواله که مادام باودن چی شد
.......
۱۴۰۴/۰۵/۲۸
جمله خیلی تأمل برانگیزیه: «برای پیدا کردن زندگی ات حاضری تا کجا بری؟» این حس کنجکاوی، جستجو برای معنا و هدف زندگی رو خیلی خوب نشون می‌ده. کتاب «کتابفروشی گمشده» درباره سفری است—چه واقعی و چه درونی—که آدم‌ها برای پیدا کردن خودشان یا چیزی مهم در زندگی شان انجام می‌دهند.
جواد پارسی
۱۴۰۴/۰۵/۲۲
با توجه به مقایسه‌ای که با متن انگلیسی در حد چندصفحه اول کردم، نشر نارنگی هم دو سه مورد غلط معنایی داشت هم جملات رو کوتاه کرده بود، اما نشر میلکان درست بود و تغییری هم در جملات نداده بود. و باتوجه به اینکه میلکان فونتش ریز هست، اما تعداد صفحات کتاب از نشر نارنگی خیلی بیشتره.
شفیعی
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
این کتاب بسیار زیبا درمورد سه شخصیت است که درداستان به آن می‌پردازد یکی ازشخصیت‌ها به اسم مارتامیباشد که برای این‌که بتونه فرارکنه ازیک ازدواج اجباری فرار میکنه میره به یک کتابفروشی که دراونجا نویسنده‌های معروفی میبینه وداستان ادامه پیدامیکنه
اکرم السادات حسینی زری
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
داستان بسیار جالب و جذابی بود. نویسنده همزمان دنیای تخیل و واقعیت را در هم ممزوج کرده و درد و رنج و شادی و خوشی رو در کل داستان پخش کرده جوری که با خواندن این داستان، نه دچار یاس و ناراحتی بشی و نه سیاهی دنیای واقعی رو فراموش کنی.
حسین علمدار
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
یه رمان جذاب با حال‌وهوای جادویی که واقعا به دل می‌شینه. داستانش که تو دو تا زمان مختلف می‌گذره خیلی کشش داره و راز اون کتابفروشی عجیب آدمو تا آخر دنبال خودش می‌کشونه. اگه دنبال یه کتاب حال‌خوب‌کن و معمایی هستید، حتما بخونید.
فضه محمودی
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
تمرکز اصلی کتاب بر قدرت شفابخش کتاب‌ها، اهمیت حفظ میراث فرهنگی، و سفر شخصیت اصلی برای کشف ریشه‌های خود یا حل یک معمای قدیمی است. نویسنده تبهرخودرادرفضاسازی نشان داده وخواننده کاملا آن فضارالمس می‌کند. رمانی آرام ودلنشین می‌باشد
Shima
۱۴۰۴/۰۶/۱۹
سلام کتاب بسیار زیبایی در مورد سه شخص داستان گفته شده که در بازده زمانی متفاوت اتفاق افتاده من به شخصه داستان اپالین بیشتر دوست داشتم وبه نظرم عقاید نویسنده به خوبی به صورت عشقی و فانتزی در قالب آزادی زنان بیان شده ممنون از کتابراه
رویا سلطانی
۱۴۰۴/۰۶/۰۳
داستان جالب و گیرایی هست از جمله داستان‌هایی که تا آخر کشش داستان حفظ میشه و در آخرش یه حس خوب میمونه. فقط یه مشکلی که تو خواندنش داشتم گاهی داستان از نظرم قاطی میشد. و شخصیت‌ها رو گم میکردم مجبور بودم چندبار بخونم تا درست متوجه مفهوم بشم
Pari Askari
۱۴۰۴/۰۵/۲۷
به نظرم نویسنده به صورت خیلی جالب و هیجان انگیزی تونسته بین شخصیت های مختلف ارتباط برقرار کنه و با بیان خیلی روان نویسنده تونسته اون چیزی که شخصیت هاش رو بهم مرتبط کنه و اون باور به خود و رویاهای خود است را هم به خواننده منتقل کنه.
مرضیه ربانی
۱۴۰۴/۰۶/۱۵
اولش آدم قاطی میکنه. کتاب چندین شخصیت اول داره در چند دوره یکم گیج کنندست. من تا شروع کردم خوشم نیومد ولی ادامه دادم به اواسط کتاب که رسیدم تازه متوجه شدم کی به کیه و تا آخرش خوندم. ولی در کل جالب نبود.
ندا ونه بینی
۱۴۰۴/۰۵/۲۸
کتاب خوبی بود. وسطهاش یکم گیج کننده بود ولی تا انتها نمیشد کتاب رو زمین گذاشت. ممنون از کتابراه که این کتاب رو رایگان در اختیار ما گذاشتید. کاش کتابهایی که به رایگان میگذارید کتابهای خوبی باشه مثل همین کتاب.
فرشته‌ها t
۱۴۰۴/۰۴/۰۳
یه رمان جالب و عجیب و جذب کننده بود و باعث می‌شد خواننده هم به خواندن بیشتر کتاب ترغیب بشه به نظرم حتی کسانی که علاقه به خوندن کتاب ندارن در حین خواندن احساس میکنن که کتاب‌های بیشتری دلشون میخواد بخونن
Nilrmz
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
فضای گرم و کتاب دوستانه؛ مناسب کسانی که عشق کتاب دارند. داستان چندلایه با معمای جذاب. شخصیت پردازی معمولاً قابل قبول و دوست داشتنی است. حس نوستالژی کتاب فروشی‌های قدیمی را خوب منتقل می‌کند
1 2 3 4 >>
👋 سوالی دارید؟