خانه داستان چوک » داستان رمان خارجی
کتاب داستان یک ساعت
کیت چاپینکتاب داستان یک ساعت داستانی کوتاه اثر کیت چاپین است. سینه اش پر آشوب بالا و پایین شد. شروع به فهمیدن چیزی کرده بود که نزدیک میآمد تا صاحب او شود و او داشت با تلاش آن را به خواست خود به عقب می...
کتاب سوءظن
ادگار والیسکتاب در سوءظن داستانی کوتاه اثر ادگار والیس است. ساعت دو. فکرش هم از این ساعت وحشتناک شاکی بود و تعجب میکرد چرا بچهها باید همیشه در چنین اوقات نامناسبی به دنیا بیایند. دو کیف دستی کوچک برداشت، کیف کوچک دارو،...
کتاب افسانه یک دوستی
کارول موورکتاب افسانه یک دوستی داستانی کوتاه اثر کارول موور است. این داستان در جهان واقعی رُخ نداده است ولیکن ذهن انسانها تصویرسازی هر موضوع و واقعهای را امکانپذیر میسازد. در روایات آوردهاند که خداوند جهان...
کتاب در مترو اتفاق افتاد
پل دیوچمنکتاب در مترو اتفاق افتاد داستانی کوتاه اثر پل دیوچمن است. شوهرش مطمئن بود که هیچ چیز نمیتواند دوباره آنها را از هم جدا کند. او در حقیقت میگفت "خداوند ما را بهم رساند" مصلحت این بود. چگونه...
کتاب آخرین شب دنیا
ری بردبریکتاب آخرین شب دنیا داستانی کوتاه اثر ری بردبری است. یه خوابی دیدم. خواب دیدم که همه اینا تموم میشن و یه صدایی گفت که تمومه؛ صدایی نبود که یادم بمونه ولی به هر حال یه صدا بود و گفت که همه چیز اینجا روی زمین متوقف میشه. روز بعد...
کتاب پدر جودی آشغالی است
ماتیو لیچتکتاب پدر جودی آشغالی است داستانی کوتاه اثر ماتیو لیچت است. وقتی کسی پشت سرِ آدم میخندد نمیشود بیخیال بود. جودی در واقع چیزی نشنیده بود، شاید پچ پچی، اما وقتی برگشت، دخترها در ردیف پشتی کلاس به او نگاه میکردند،...
کتاب سلطان باتری
آراویند آدیگامنتشر شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک شماره 25 سال 91 داستانی کوتاه از آراویند آدیگا (نویسنده کچل خوشتیپ رمان ببر سفید) که اولین بار در سال 2008 در گاردین منتشر شده است. با قدمهای تند به سمت گنبد درگاه میرفت، زیر...
کتاب بهشت، جهنم
جومپا لاهیریمنتشر شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک شماره 39 سال 92 پراناب چاکرابورتی در اصل برادر کوچکتر پدرم نبود. او یک مرد بنگالی و اهل کلکته بود که در اوایل دهه هفتاد سر و کلهاش در زندگی اجتماعی والدینم پیدا شد، زمانیکه در یک...
کتاب Mono no aware
آرتور اسپوتلایتکن لئومنتشر شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک شماره 40 سال 92 دنیا مثل کلمه چتر به زبان کانجی است، فقط خیلی سخت نوشته میشود، و همه قسمتهایش مثل دستخط من نامتناسب است. پدرم حتماً از اینکه هنوز هم کلمات را بچگانه مینویسم،...