معرفی و دانلود کتاب رامونا

عکس جلد کتاب رامونا
قیمت:
۷۰,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب رامونا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب رامونا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب رامونا

کتاب رامونا نوشته‌ی مرضیه کاظمی با الهام از اسطوره‌های ایرانی، سعی در ساخت و پرداخت قصه‌ای تخیلی فانتزی در جهان معاصر دارد. این کتاب شما را به سرزمین فروردین می‌برد؛ جهانی که تعادل آن بر پایه‌ی نیروهای باستانی بنا شده و اکنون با بازگشت تاریکی، در آستانه‌ی فروپاشی قرار گرفته است. این اثر از همان ابتدا روشن می‌کند که قصد روایت یک ماجرای قهرمانانه‌ی ساده را ندارد؛ بلکه به دنبال ساخت جهانی است که در آن، اسطوره نه خاطره‌ای دور، بلکه نیرویی زنده و مداخله‌گر در سرنوشت انسان است.

درباره‌ی کتاب رامونا

رمان فانتزی-اسطوره‌ای رامونا به قلم مرضیه کاظمی، شخصیت اصلی‌اش را وارد مسیری می‌کند که هر قدم آن، لایه‌ای تازه از هویت، تعهد و خطر را برای او آشکار می‌کند. نشانه‌ها، اشیای آیینی و ابزارهای قدرت در این داستان نقشی تزئینی ندارند؛ آن‌ها حامل تاریخی فراتر از فردند و به‌محض پذیرفته شدن، مسئولیتی سنگین را بر حامل آن، تحمیل می‌کنند. قدرت در کتاب رامونا یک ویژگی و امتیاز ساده نیست، بلکه باری است که می‌بایست با دقت حمل شود.

روایت داستان در فضاهایی پیش می‌رود که به‌وضوح ماهیتی نمادین دارند: تالارها، باغ‌ها، راهروها و مکان‌هایی که هرکدام مرحله‌ای از آزمون درونی شخصیت را نمایندگی می‌کنند. حرکت داستان بیش از آنکه متکی به کنش‌های پرشتاب باشد، بر فرایند تصمیم‌گیری و پیامدهای آن تکیه دارد. بخش زیادی از ساختار روایی بر تعلیق و فقدان اطلاعات پیش می‌رود و مخاطب را به‌طور مداوم تشنه‌ی اطلاعات و بازشدن اسرار بسیار آن نگه می‌دارد. این امر به لطف قلم خوب نویسنده و روایت درگیرکننده‌اش، خواننده را برای ساعات طولانی همراه خود نگه می‌دارد.

انسان در مسیر اسطوره شدن

یکی از نقاط قوت رمان تخیلی رامونا، استفاده‌ی سنجیده از اسطوره‌های ایرانی است. مفاهیمی مانند نور و ظلمت، پیمان و اهریمن، نه به‌عنوان نمادها و نشانگانی ساده، بلکه به‌عنوان نیروهایی فعال در جهان داستان حضور دارند. خیر و شر در این اثر مطلق‌اند، اما مسیر رسیدن به هرکدام بی‌هزینه نیست. انتخاب، همواره مستلزم از دست دادن چیزی است و روایت به‌روشنی بر این هزینه تاکید می‌کند.

شخصیت اصلی داستان انسانی است معمولی که خود را درگیر ماجرایی بس عظیم می‌یابد و در برابر نقش تحمیل‌شده‌ای که به او نسبت می‌دهند، مقاومت می‌کند، تردید دارد و بارها از پذیرش مسئولیت می‌گریزد. همین مقاومت به شخصیت و داستان جنبه‌ای انسانی بخشیده و به قصه عمق می‌بخشد. قهرمانی در این رمان نه به معنای پیروزی نهایی، بلکه به معنای ایستادن در موقعیتی است که عقب‌نشینی از آن آسان‌تر است. مرضیه کاظمی، نویسنده‌ی این اثر، فانتزی را به‌عنوان زبانی برای بازاندیشی در اسطوره، اخلاق و مسئولیت انسانی به کار می‌گیرد. انتشارات طلایه این کتاب را در ایران به چاپ رسانده است.

کتاب رامونا برای شما مناسب است اگر

  • به داستان‌های فانتزی علاقه‌مندید.
  • به دنبال قصه‌ای هستید که از اسطوره‌شناسی ایرانی در روایتش بهره ببرد.
  • به دنبال یک رمان ایرانی هیجان‌انگیز می‌گردید.

در بخشی از کتاب رامونا می‌خوانیم

من در فضای سیاه بی‌انتهایی شناور بودم، سبک شده بودم. صدای کسی را از دور می‌شنیدم که آشنا بود: نهال!... دخترم!

پایم روی زمین نبود و در تاریکی و خلأ شناور بودم. در انتهای تاریکی باریکه‌ی نوری بود. به آن سمت کشیده می‌شدم. مادرم را دیدم که ایستاده و دو دستش را باز کرده است. باد خنکی به صورتم خورد. لبخند می‌زدم و حس رهایی فوق‌العاده‌ای داشتم. چیزی نمانده بود که به باریکه‌ی نور برسم که چشمانم داغ شدند. به سختی چشم باز کردم، جایی را نمی‌دیدم، تمام تنم درد می‌کرد. صدای بال زدن پرنده‌ای را شنیدم، خواستم از جا بلند شوم. هنوز چشمانم تار بود و تنم می‌سوخت. پرنده‌ی بزرگی کنارم بود که واضح نمی‌دیدمش. صدایی ناآشنا اما ملایم و لطیف به آرامی ‌گفت: حرکت نکن!

زمزمه کردم: من مُردم؟!

حس می‌کردم همان پرنده‌ی بزرگ است که حرف می‌زند، همان‌که هاله‌ای را از او در کنارم می‌دیدم. گفت: هنوز نه کاملاً، اما داری می‌میری!

انگار آب یخی روی سرم ریختند و بیشتر ترسیدم. بالشت را کمی به ساق پایم کشید و بعد من آرام شدم و انگار درد از تنم رفت.

یک لحظه مایع گرمی روی ساق پایم حس کردم و سپس متوجه شدم که مایع از زخم پایم به داخل خونم جریان پیدا کرد و بدنم به شدت لرزید. دندان‌هایم به هم خوردند و چشمانم بسته شد.

همان صدا آرام گفت: فرصت دوباره، از طرف یزدان! برخیز و برای دنیای فروردین بجنگ، برای روشنی!

بعد صدای بال‌های پرنده آمد که دور می‌شد. چشمانم را باز کردم، همه‌جا روشن و آفتابی شده بود. روی همان تپه‌ی سیاه بودم، از جا برخاستم و ساق پایم را نگاه کردم، لکه‌ی سیاهی روی آن دیده می‌شد، اما از درد و زخم خبری نبود؛ خستگی هم از تنم رفته بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب رامونا
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات طلایه
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات298
زبانفارسی
شابک978-622-8104-37-9
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب رامونا

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب رامونا

برای دریافت کتاب رامونا و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟