معرفی و دانلود کتاب دستان گرم ارواح
برای دانلود قانونی کتاب دستان گرم ارواح و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دستان گرم ارواح
او زنده است. حسی که نمیتوان آن را توصیف کرد، نیرویی که نامی ندارد و قدرتی فراتر از بشر، لورا را مطمئن کرده که فِردی زنده مانده و او باید به برادرش کمک کند. کتاب دستان گرم ارواح نوشتهی کاترین آردن داستانی تاریخی، معمایی و فانتزی است که ما را همراه با پرستاری به نام لورا به خط مقدم در جنگ جهانی اول میبرد. لورا نمیداند برادرش که در فرانسه مشغول جنگ است کجاست و در چه حالی است، اما میکوشد تا او را پیدا کند.
دربارهی کتاب دستان گرم ارواح
همهچیز نابود شده و از بین رفته است. مدت زیادی نمیگذرد از آن لحظهای که کشتی مونتبلنک با آرامش بهسوی بندر هالیفکس پیش میراند و موجها را کنار میزد. ابتدای صبح ششم دسامبر بود که این کشتی عظیمالجثه از مسیر عادی خود خارج شد و جهنم را برپا کرد. اصابت مونتبلنک با یک کشتی موجب شد تا هر دو کشتی آتش بگیرند. مونتبلنک حامل برنج و غذا و لباس نبود. در این کشتی هزاران تن مواد شیمیایی فوقخطرناک وجود داشت. همهچیز در حال سوختن بود. هیچکدام از خدمهی کشتیها زنده نماندند. نیروهای امدادی و بسیاری از مردم حاضر در ساحل سوختند و آسیب شدید دیدند. حالا لورا در کتاب دستان گرم ارواح (The Warm Hands of Ghosts) باید دربارهی آن واقعهی شوم، به بیمارانی که آن لحظه را بهخوبی به یاد ندارند، توضیح دهد.
او دیگر خانهای ندارد. خانهی او و پدر و مادرش بعد از انفجار دیگر قابل سکونت نیست و او حالا در خانهی یکی از همشهریانش ساکن است. رمان دستان گرم ارواح داستانی تاریخی، تخیلی و معمایی است؛ اما چیزی جز حقیقت را نشان نمیدهد. کاترین آردن (Katherine Arden) به ما نشان میدهد که وقایع تلخی چون انفجاری مهیب، کشته شدن بیگناهان و جنگ، چطور میتواند روح و روان انسان و حتی باورها و اعتقادات او را دگرگون کند؛ تا جایی که واقعاً دیگر نتوانیم مرزی میان حقیقت و خیال تعیین کنیم.
جعبهای از طرف دستان گرم ارواح
لورا نمیداند برادرش، فردی، کجاست. از زمانی که بندر هالیفکس سوخته و همهی راهها و خطوط ارتباطی منفجر شده، دیگر از او خبر ندارد. برادرش در جبهههای فرانسه مشغول جنگ است و به احتمال زیاد تا الان کشته شده باشد. تا زمانی که هیچ خبری از او وجود نداشت، لورا بیشتر احساس آرامش میکرد. او تمام وقت خود را با بیمارانش که بر اثر انفجار یا جنگ، آسیبهای غیرقابل بازگشت دیدهاند، میگذارد. داستان تاریخی دستان گرم ارواح ما را همراه با لورا به جایی میبرد که جز خون و مرگ و جراحت چیز دیگری در آنجا وجود ندارد و ما ناچاریم با چهرهی واقعی جنگ و فاجعه آشنا شویم.
برای کودکانی که حالا بسیاری از آنها یتیم و مجروحاند، کتاب میخواند و امیدوار است که فردی سالم و زنده باشد؛ اما با آمدن یک جعبه از سوی برادرش، ترس و وحشت زندگی او را احاطه میکند. این جعبه را وِندل، یکی از آشنایان قدیمی برادرش، برای لورا آورده است. لورا جرئت ندارد آن جعبه را باز کند. از چیزی که ممکن است پیش چشمش ظاهر شود، میترسد.
کاترین آردن ما را همراه با لورا به یک جلسهی احضار ارواح میبرد. در این جلسه، هنگامی که روحی بهنام جیم ظاهر میشود و دربارهی مرگ سخن میگوید، ناگهان نام فردی روی تخته ظاهر میشود و این برای لورا بهمعنای خبر قطعیِ کشته شدن برادرش است؛ اما نه این جلسه و نه وسایلی مثل پلاک و انجیلِ فردی که از سوی فردی ناشناس برای لورا فرستاده شدهاند، او را بهطور قطعی مطمئن نمیکند که برادرش کشته شده است. لورا نمیخواهد مرگ برادرش را بپذیرد، حتی اگر صلیب سرخ او را کشتهشده قلمداد کند.
دستان گرم ارواح همراه لورا خواهند ماند
لورا نمیخواهد با یک قاره فاصله فقط به برادر مفقودش فکر کند. او باید خود دستبهکار شود. او که شاهد سوختن خانهها و ناپدید شدن انسانها بر اثر انفجار کشتی بوده، حالا نمیخواهد تمام عمر خود را با این پرسش سپری کند که فردی زنده است یا نه! لورا داوطلبانه به جبهههای جنگ در فرانسه میرود؛ جایی که حالا دیگر وقتی برای گفتوگو با بیماران و کتاب خواندن برای بچهها وجود ندارد. داستان معمایی دستان گرم ارواح از زوایای مختلف و در زمانهای مختلف وقایع را برای ما روایت میکند و در یافتن فردی نیز ما را با لورا همراه میکند.
کاترین آردن ما را با آنچه بر سر پدر لورا پس از بیرون آمدن از آبهای اقیانوس آمده نیز آشنا میکند؛ آنچه نمیتوانیم نامش را حقیقت بنامیم، اما چه کسی میتواند ثابت کند همهی آنچه پدر لورا دیده، توهم و خیال بوده است؟
کتاب تاریخی دستان گرم ارواح با ترجمهی اطلسی خرامانی در انتشارات نون بهچاپ رسیده است.
کتاب دستان گرم ارواح برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی و تاریخی که ابعادی ماورائی و تخیلی را نیز به داستان وارد و به لایههای درونی انسانی ورود پیدا میکنند، علاقه دارید.
- میخواهید با خواندن یک داستان، راجعبه جنگ جهانی اول و تأثیری که آن دوران هولناک بر روح و روان انسانها بر جای گذاشت، بیشتر بدانید.
- دوست دارید همراه با پرستاران جبهههای جنگ، به خط مقدم بروید و روایتی دقیق از تاریخ را در قالب یک داستان بخوانید.
در بخشی از کتاب دستان گرم ارواح میخوانیم
اگر هر روز دیگری بود لورا برای احترام به کارفرماهایش صبر و تحمل پیشه میکرد، اگرچه با سکوت و نه خوشرویی. همچنین بعد از پایان گرفتن مراسم احضار روح نزد خانم شاو میرفت تا آرامش کند. اما وجود جعبه اعصاب او را بر هم ریخته بود و تا وقتی خود را در حال لرزیدن در راهرو نیافته بود به این مسئله پی نبرد که چقدر از این بابت مضطرب شده است.
لورا حتی متوجه نشد که کسی از سالن نشیمن او را صدا زده یا نه و حتی به خود اعتماد نداشت که لحظهای رو به آن جا بچرخد. پرستاری کردن در میدان نبرد زبان او را مثل سرنیزۀ دندانهدار تیز و تند کرده بود و وقتی چیزی او را تحت تأثیر قرار میداد نمیتوانست جلوی زبانش را بگیرد، از این رو نمیخواست خانم شاو مهربان و داغدار را برنجاند یا تلخزبانی خود را نثار پیرزنهای نیرنگباز و احمقی کند که کمد ملحفهشان را برای او خالی کرده و به او جایی برای زندگی داده بودند.
اما لورا به حدی مضطرب بود که وقتی به سمت آشپزخانه میرفت ابتدا هیچ بویی احساس نکرد. ضعیف بود. کمی بوی خاکی، کمی بوی گوگرد و بهشدت بوی گندیدگی میداد. بویی که وقتی مردان از سنگرها بیرون میآمدند بر لباسهایشان باقی میماند. لورا گمان کرده بود که دیگر هرگز این بو به مشامش نخواهد رسید. بو در آشپزخانه قویتر بود. جعبۀ کنار شومینه نگاه لورا را مثل عقربی منتظر به خود جلب میکرد. بو اطراف جعبه را فراگرفته بود. گرمای آتش حتماً... داشت درست نفس میکشید؟ وقتی دستپاچه به دنبال اهرمی گشت و آن را زیر لبۀ در جعبه فروبرد، خوب نمیتوانست نظم تنفسش را احساس کند. درون جعبه، کتی پر از لکه، خشک و شقورق قرار داشت.
فهرست مطالب کتاب
1: هیولایی از دریا
2: نقصی خوشایند در طبیعت
3: روز خشم
4: گودال بیانتها
5: آوای فرشتۀ هفتم
6: قلمروی من، غرق در تاریکی
7: همچون برهها دو شاخ کوچک داشت، اما بهسان اژدهایی سخن میگفت
8: کلیدی به گودال بیانتها
9: مردگان، خُرد و کلان
10: لرزان از بادی شدید
11: خویشتنداری نخواهد کرد
12: این نخستین رستاخیز است
13: در دل دنیایی وحشی
14: و فوارههایی از آب که به بستری از خون بدل میگردند
15: بهشت کوتهنظران
16: سوار نشسته بر اسبی سرخ
17: زهدان طبیعت و شاید حتی گورستان آن
18: و بسیاری بر آب مردند
19: و ستارگان بهشتی به زمین سقوط کردند
20: به هر سو پرواز کنم جهنم است
21: شهد خشم خدا
22: و بهشت از هم گسست
23: و قلمروی او غرق در تاریکی بود
24: رستگاری پدید میآید
25: و در آن روزهاست که مردان پی مرگ هستند
26: و زخم مرگبار او درمان یافته بود
27: ذهن مکانی است مختص به خود
28: و بنگر بر این گودال سیاه
29: جریانی آرام و خاموش
30: و به زن دو بال داده شد
31: فرشتۀ مقرب گمگشته
32: و من آن شهر مقدس را دیدم
33: رؤیای دنیایی دیگر را نبین
34: از دست دادن تو به معنای از دست دادن خودم بود
35: پیوند شباهنگام با خواب چیست؟
36: کاخ شیطان
37: و من بهشتی نوین دیدم و زمینی نورسته
38: میوۀ آن درخت ممنوعه
39: در این ورطۀ دیوانهوار
40: چطور بدون تو زندگی کنم؟
41: معنا و ارادۀ شکستناپذیر نهفته در انتقام
42: شاید مصائب ما به تواناییهایمان بدل گردند
43: و از بهشت بود که هر کدام مسیر جداگانۀ خود را پیش گرفتند
44: اما باقی مردگان دیگر به زندگی بازنگشتند
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دستان گرم ارواح |
| نویسنده | کاترین آردن |
| مترجم | اطلسی خرامانی |
| ناشر چاپی | نشر نون |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 368 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8172-30-9 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی، کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |



























