معرفی و دانلود کتاب شنود
برای دانلود قانونی کتاب شنود و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شنود
کتاب شنود یک داستان بلند به قلم علی موذنی است که زندگی یک خانوادهی بزرگ ایرانی را به تصویر میکشد و در دل این روایت به تأثیرات تکنولوژی بهعنوان یکی از مهمترین مسائل روز میپردازد. نویسنده در این رمان اجتماعی، با پرداختن به مسائل و دغدغههای اساسی عصر مدرن، به جنبههای روانشناسی دخیل در این مقوله نیز نظر میاندازد و داستانی تأملبرانگیز خلق میکند.
دربارهی کتاب شنود
علی موذنی در رمان شنود با ورود به یک مهمانی شلوغ و پرسروصدا، مخاطب را به درون یک خانوادهی ایرانی میبرد و شخصیتهای مختلف داستان را یکی پس از دیگری معرفی میکند. صحبتهای هر یک از این شخصیتها، گوشهای از داستانها و دغدغههای این خانوادهی بزرگ را روشن میکند. اما در این میان آنچه اهمیتی دوچندان دارد، حضور تکنولوژی در این خانواده است. درواقع نویسنده تلاش دارد با شرح یک داستان خانوادگی و اجتماعی به یکی از مسائل بنیادین جامعه نظر بیندازد و وجه هولناکی از ابزارهای تکنولوژی را عیان میسازد.
رمان کوتاه شنود با محوریت قرار دادن سبک زندگی عصر حاضر و پیوند پیچیدهاش با موبایل و انواع ابزارهای تکنولوژیک قصد دارد اثرگذاری غیر قابل انکار آن بر روابط و حتی حریم خصوصی افراد را به شکلی صریح و واضح پیش روی مخاطب خود قرار دهد.
وقتی ابزار بدل به بحران میشود
در روایت علی موذنی، موبایل بیش از آنکه یک وسیلهی جانبی در دل داستان باشد، بهعنوان عنصری مرکزی ظاهر میشود تا از این طریق نشان دهد که این ابزار ساده، فراتر از برقراری ارتباط، میتواند به یک دستگاه شنود بدل شود و هر لحظه از زندگی ما و دیگری را ثبت و ضبط کند. اینجاست که این وسیله در داستان، مسئلهای بحرانساز را رقم میزند و پای بحثهای مهمی نظیر تعرض به حریم خصوصی افراد به میان کشیده میشود. داستان شنود که از رگههای روانشناسی نیز بهرهمند است، افزونبر این موضوع، به مسائل اجتماعی مختلفی مثل رقابتهای بروزیافته از دل اختلاف طبقاتی، آرزوهای بر باد رفته، احساس ناکافی بودنِ ناشی از مقایسهی خود با دیگری، عدم امنیت شغلی و... نیز میپردازد.
گفتنیست که کتاب شنود، این رمان کوتاه اجتماعی را انتشارات نیستان هنر به عرصهی چاپ و نشر رسانده است.
کتاب شنود برای شما مناسب است اگر
- به خواندن داستان و رمان اجتماعی ایرانی علاقه دارید.
- میخواهید رمانی ساده و روان با موضوع تأثیرات تکنولوژی بخوانید.
- در پی یک رمان اجتماعی میگردید که از درونمایهی روانشناسی نیز بهرهمند باشد.
در بخشی از کتاب شنود میخوانیم
شانس آوردند فایل را خودش دید نه مازیار. با این اوضاعی که قلبش دارد، اگر آن صداها را میشنید، سکته را میزد... چندش... با آن نگاههای معنی دارش و آن لبخندی که برکنج لب مینشاند و به او خیره میشد و منِ احمق تا مدتها نمیدانستم معنی این نگاهها چیست و او هم لام تا کام حرف نمیزد. خدا باعث و بانیاش را نیامرزد. خودش هم باورش نمیشد روزی برسد که پرهام را آنطور کتک بزند. آنطور بی محابا. که له ولوردهاش کند و از حساب پس دادن به مازیار هم نترسد، حتی اگر بچه زیر دست و پایش بمیرد. اینقدر از چشمم افتاده بود! دلش میخواست بیندازدش توی کمد رختخوابها و در را به رویش قفل کند، ساعت ها، اما ورپریده تر و فرز از آپارتمان پرید بیرون و جای اینکه از پلهها برود پایین، از پلهها رفت بالا و تا او خودش را برساند به بام، قایم شده بود. شک کرد که بچه اصلا آمده روی بام؟ شاید وقتی داشته بین کولرهای بخش شرقی را میگشته، در رفته؟ یا وقتی بین کولرهای بخش غربی را میگشته...
در بام را از تو قفل کرد و کلیدش را هم برداشت و برگشت به آپارتمان و شروع کرد به گشتن اتاقها... زیر تختها... آشپزخانه... حمام... دستشویی و حتی داخل کمدها با اینکه مطمئن بود پرهام هر جا قایم شود، توی کمد قایم نمیشود، حتی اگر گیر بیفتد. پس باید هنوز روی بام باشد. یک گوشه. گوشهای که به چشم او نیامده. دوباره برگشت و این بار در را از بیرون قفل کرد و شروع کرد به گشتن... کم کم وهم برش داشت. صدایش زد و گفت «بیا کاریت ندارم» و یک دفعه از فکر اینکه بچه خودش را پرت کرده باشد پایین، سیلی زد به صورت و دوید لب هره و پایین را نگاه کرد، هم شرق را و هم غرب را، اما ازدحامی نبود. خوشبختانه. وگرنه آن پایین غوغا میشد. دوان دوان خودش را رساند به بام و درش را باز کرد و دیگر از تو قفلش نکرد و از پلهها تند تند دوید پایین و رفت توی پارکینگ و لا به لای ماشینها را دید زد و اینجا بود که روی زانوهای سست شدهاش نشست و پنجهها را مشت کرد و فرو رفتن ناخنها را در پوست احساس کرد و جیغ کشید و دوباره چهار طبقه را رفت بالا با سری که گیج میخورد و با نفسی که بالا نمیآمد و با امیدی که میدانست واهی است. کاش پرهامم برگشته باشد. نبود. زار زد و زنگ زد به مازیار که خودت را برسان. طاقت ماندن زیر هیچ سقفی را نداشت.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شنود |
| نویسنده | علی موذنی |
| ناشر چاپی | انتشارات نیستان هنر |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 90 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8410-55-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان روانشناسی ایرانی |






















