نقد، بررسی و نظرات کتاب آش ترخینه با یک وجب روغن - آیه اسماعیلی
مرتبسازی: پیشفرض
خیلی نوشتار جالبه و منو یه جورایی یاد نوشتار صادق هدایت میندازه…خودمونی بودن متن و تعریف …الان داستان اول رو تموم کردم و جیگرم از حرکت زبیده خاتون حال اومد.. راستی کلبعلی که اسم شوهرش بود به معنای سگ علی هست. برا همین رو به ارزو میگه ولی به اسمش نبرده و وفادار نیست علی جونت
هدف نویسنده این بوده که انتهای داستان غافلگیری ایجاد کنه
بنظر من اونقد که باید غافلگیر کننده نبودن ولی نثر قشنگ و خوشایندی داشت
جزییاتی که توی قصه تعریف میشد برای منی که همیشه رمان خارجی و ترجمه شده میخوندم خیلی جذاب بود انگاری نفر از وسط زندگی خودمون داره حرف میزنه
انگار قصه داره از زبونی آشنا تعریف میشه و این بیشترین و خوشایندترین چیزیه که تو رمانهای زبان اصلی میشه تجربه کرد