نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پیش از آن که قهوه سرد شود - توشیکازو کاواگوچی
4.3
80 رای
مرتبسازی: پیشفرض
کافهای قدیمی در یکی از محلات کوچک توکیو، با تمام کافههای دنیا فرق دارد. این کافهی منحصر به فرد قهوهای ویژه سرو میکند که مشتریان با آن میتوانند سفر در زمان را تجربه کنند. بازگشت به گذشته یکی از حسرتهایی ست که به نوعی همهی انسانها در دورهای از زندگیشان تجربه میکنند؛ حالا در توکیو کافهای وجود دارد که این رویا را محقق میکند، اما با قوانین خودش! قوانین کافه این است که مشتریان وقتی به گذشته برمی گردنند، نمیتوانند از اتفاقی جلوگیری کنند یا همه مشکلات در گذشته را حل کنند، آنها تنها به اندازهی زمان سرد شدن قهوهی مخصوصشان فرصت دارند و زمانی که قهوه سرد شود به زمان حال برمی گردند. در این فرصت محدود آنها میتوانند هر کسی را که میخواهند ملاقات کنند اما هیچ کدام از کارهایی که در این سفر انجام میدهند، آینده شان را تغییر نمیدهد.
کتاب بسیار عالی بود البتهگویش زیبا و هنرمندانه آقا خیاط جذابیت کتاب را بیشتر کرده بود. تا قبل از این فکر فکر نمیکردم دوست دارم به گذشته بروم چیزی را تغییر بدهم ولی با شنیدن این کتاب همه ما به فکر فرو میرویم که دوست داشتیم چه زمان از زندگی گذشته را ببینیم و تغییرش بدهیم. ولی به نظر من باید طوری زندگی کنیم که حسرت گذشته را نخوریم حتی اگه اشتباهی بزرگ کرده باشیم. هر زمان میتوانیم راه درست و رفتار مناسب داشته باشیم تجربههای بد وخوب باعث میشود که آینده کاردرست را انجام بدهیم. گذشتهای که برگردیم ولی نتوانیم آینده را از آن اتفاق قبل که رخ داده تغییر بدهیم فایده ندارد.
کتاب قشنگی بود. از لحاظ داستانی گیرا بود و یه جورایی منو یاد داستان کتابخانه نیمه شب انداخت. (این کتاب رو پیشنهاد میکنم به کسی که اون کتاب رو دوست داشته) . تنها چیزی که شاید برای من مشکل زا بود تشخیص شخصیتها (اسمهای ژاپنی) بود که نمیدونستم دقیقا شخصیت اقا هست یا خانم. البته من با یک وقفهی طولانی هم گوش میدادم و تا حدی یادم میرفت کی به کی بود. اما باز هم تا پایان لذت بردم. صداگذاری هومن خیاط هم که فوق العاده بود.
اگر میتونستم برگردم گذشته حتی اندازه یک قهوه سعی میکردم پدرمو دوباره ببینم و تمام حرفهایی که نگفتم و میگفتم یکجا♥️
صدا گذاری عالی و راوی فوق العادس اسمها خیلی پیچیده بود برام اما آنقدر راوی قشنگ تغییر صدا میداد که کاملا متوجه میشدم
داستان کافه آیی که بر اساس قوانین مشخص شما میتونید در زمان جا به جا بکشید اما شرطهای مشخصی رو باید رعایت کنید
زیبا بود برای من بسیار زیبا بود و جذاب
صدا گذاری عالی و راوی فوق العادس اسمها خیلی پیچیده بود برام اما آنقدر راوی قشنگ تغییر صدا میداد که کاملا متوجه میشدم
داستان کافه آیی که بر اساس قوانین مشخص شما میتونید در زمان جا به جا بکشید اما شرطهای مشخصی رو باید رعایت کنید
زیبا بود برای من بسیار زیبا بود و جذاب
ایده داستان عالیه. توی یه کافه تو ژاپن یه میز خاصی هست که با نشستن روی یک صندلی به گذشته سفر کنی البته با یه سری قواعد خاص. کتاب درباره ۴ شخصیت جداگانه هست و تقریبا ارتباطی به هم ندارند.
موضوع اصلی رابطه بین انسان هاست. حرفهایی که نباید میزدیم، قضاوتی که نباید میکردیم و...
کتابیه که یه تلنگری به آدم میزنه درباره روابط انسانی و ارزش خوندن داره.
صدای آقای خیاط هم عالی بود.
موضوع اصلی رابطه بین انسان هاست. حرفهایی که نباید میزدیم، قضاوتی که نباید میکردیم و...
کتابیه که یه تلنگری به آدم میزنه درباره روابط انسانی و ارزش خوندن داره.
صدای آقای خیاط هم عالی بود.
سلام روز و روزگار خوش. عاااااااالی بود. یکی از بی نظیرترین موضوعاتی بود که کتاب شدهاند. چه تخیل حیرت انگیزی! تخیلی که نگاه مرا به آنچه اکنون در زندگیم جریان دارد را گونهای دیگر کرد.
آقای هومن خیاط برای چنین خوانشی تحسینتان کردم. صدایتان پایا و مانا. موسیقی متن هم بسیار دلفریب بود.
روزگارتان زیبا 🙏🏻
آقای هومن خیاط برای چنین خوانشی تحسینتان کردم. صدایتان پایا و مانا. موسیقی متن هم بسیار دلفریب بود.
روزگارتان زیبا 🙏🏻
لحن کتاب آروم، شاعرانه و تأملبرانگیزه. ریتم کندشه اما این کندی باعث میشه عمیقتر با شخصیتها و حسهاشون همراه شی. نویسنده سراغ سؤالهایی میره که شاید همهی ما یه جایی از زندگی باهاش درگیر شدیم: اگر برگردم عقب، چیزی تغییر میکنه؟ یا فقط خودم عوض میشم؟
یکی از جذابترین بخشها، همین محدودیت قهوه است؛ انگار زندگی رو خلاصه کرده توی یه فنجون قهوهی داغ که یا باید تو لحظه باشی و ازش لذت ببری، یا بذاری سرد شه و فقط حسرت بمونه.
نقطه قوت اصلی کتاب اینه که خیلی ساده ولی قوی نشون میده تغییر گذشته همیشه همون چیزیه که فکر میکنی نیست. پایان داستانها هم برخلاف انتظار، خیلی تلخ یا خیلی شیرین نیست، بیشتر یه حس واقعگرایانه و عمیق بهت میده.
اگر دنبال یه رمان آروم، احساسی و فلسفی هستی که در عین سادگی، ذهنتو درگیر کنه و تا مدتها به فکر فرو ببردت، «پیش از آنکه قهوهات سرد شود» انتخاب خوبیه.