نظر ن ب برای کتاب صوتی آغوش شب

آغوش شب
ن ب
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
03
یه کپی بسیار بسیار ناشیانه از کتابهای امین فرد، میگه بخاطر اش هم شده باید جان خودمونو حفظ کنیم، کسی که داره تلاش میکنه برای زنده موندن میگه بخاطر توله سگی که تازه پیدا کرده زنده بمونه؟؟! صحنه ضعیف شکار خرگوش افتضاح بود، اونجا که یهو میفته توی یه غار و یه نامه از فرمانده میفته رو سرش رو یه بچه دبستانی بهت میتونست بنویسه، اصلا چرا افتاد اونجا؟ عمق غار چقدر بود که نامه فرمانده بهش رسید و دختره هم زنده موند و. ..؟! اونجا که توی سرما توله گرگ رو اول میکیره زیر اب میشوره!!! صحنه مارها رو انکار داره برای دختر بچه ها تعریف میکنه!!! توی یه غار که سقف داره اون درخت سیب چکار میکنه؟ بیدار میشه میگه افتاب خورد توی صورتم و بلند میشه میگه از سقف غار چکه اب خورد توی صورتم!!!! بالاخره نفهمیدیم اون فضا غاره یا باغ و بستان دیگه بقیه داستان رو گوش نمیدم وقتم تلف میشه. و خیلی هم تعجب میکنم از اقای معین فرد که اینو قبول کردن، گرچه خودشون هم در قسمتهای اخر کتاب شون خیلی افت داشتن. وقتی مقایسه میکنم با کتابهای علمی تخیلی خارجی خجالت میکشم, ببینید حجم هوش و نبوغ جرج ار مارتین نویسنده تاج و تخت رو، یا حجم اطلاعات علمی و تاریخی دن براون رو، واقعا غصه خوردم
Behnam nami
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
درود، گویندهها یکی بودن و کسی نگفت حتی درصدی کپی هست شما...، شخصیت به خاطر لطافت اولیه میخواد زنده بمونه تا به توله کمک کنه و رفته رفته خشن میشه. وقتی توی غار میافته و سرش خونی میشه، میفهمه روی جسدی افتاده و اون خون مال همون مرده. ژنرال درون نامه یه سنگ گذاشت و به پایین پرت کرد به همین دلیل راحت رسید. شخصیت دلش برای توله میسوخت، اما نمیخواست بیماری رو به جون بخره – یه مسیر کوتاه دره باز شده و غار سقف نداره. واقعاً تعجبآوره که کسی اینها رو متوجه نشه!