نظر سهیل برای کتاب سقوط مرگبار 1: باران سیاه

سقوط مرگبار 1: باران سیاه
سهیل
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
00
۴ فصل از داستانو خوندم و باید بگم نه بد بود نه خوب بود اولین چیزی که زد تو ذوقم نوع داستان سرایی بود که بنظرم خیلی خشک و کتابی بود و به عنوان یه داستان اول شخص واقعا منطقی نبود کاراکتر اصلیه داستان توی افکارشم انقدر کتابی حرف بزنه انگار یه ربات داستانو نوشته، البته شایدم خود نویسنده از قصد اینجوری نوشته تا بخواد یه نشونه از ذهن رباتیه شخصیت اصلیه داستان بده ولی من زیاد خوشم نیومد از این نوع نوشتن وقتی داستان اول شخص روایت میشهگاهی داستان اوج میگرفت و میخکوبت میکرد ولی گاهی هم با پرداختن به چیزای خیلی بی اهمیت و جزئیات زیاد و دیالوگهای سطحی حوصلتو سر میبرد، مثلا یه جا زیادی از جزئیات یه اتاقی که فقط برای یه شب قرار بود توش باشن میگفت اما وقتی که وارد پناهگاه زندگی شدن واقعا محیط خوب توصیف نشد و کاملا گیج شدم توی تصویر سازی از پناهگاهشخصیتها هم بنظرم خیلی سطحی یا بیش از حد احساسی بودن، به عنوان افرادی که ۲۰ سال تو یه جهان اخر الزمانی هر روز با مرگ و هیولاها و انسانهای دیگه میجنگیدن واقعا نباید بعضی رفتار هاشون انقدر خام و بچگونه میبود یا دیالوگ هاشون تا این حد سطحی یا احساسی میبود بخصوص دیالوگهای سام ولی نقطه قوت این کتاب خود ریشه و بنیه داستان بود که راجب یه فرد بدون حافظه بود که کل دنیا میخوان بکشنش و توی یه جهان اخرالزمانی اون کلید کلی معماعه درحالی که خودش جواب معماهاشو فراموش کرده چون حافظش پاک شده و کمتر داستانی با یه همچین ایدهی نوین و غیر تکراریای نوشته میشه البته اوایل داستان بجز چند بخش یکم بخاطر جزئیات بی اهمیت زیادی حوصله سر بره ولی هرچی جلوتر میره انگار نویسنده مهارت بیشتری به خرج داده و کمی جالب تر میشه هرچند بازم گاهی دوباره جذابیتش افت میکنه
هیچ پاسخی ثبت نشده است.