وقتی کلماتی که به تنهایی فارغ از هر گونه نقش هستند و با احساس به هم متصل میشوند و سوار بر امواج خیال در فضای ذهن میچرخند حسی جز شعف را نخواهیم یافت. در ابتدا درود میفرستم به روح پر فتوح نویسندهی بزرگ و توانا و بعد کمال تشکر را دارم از مترجم که نه تنها جان مطلب بلکه چیزی فراتر را القا کرد واقعا دست مریزاد به این توانایی که کم از نویسنده نداشت. این داستان به ما نشان داد که در هر انسانی با هر خصیصهای یک روح زیبا و پاک وجود دارد که فارغ از تمام ناپاکیهاست و مانند مرواریدی در دل صدفی سخت پنهان هست و پیوند آن گل لطیف زیبای زرد در دل سنگی سخت با فطرت پاک انسان گویای همین واقع بود و چه زیبا تصویرسازی شد عمل ناپسند اعدام که خلاف تمام خصیصههای انسانیست اما در نگاهی جالب اسارت بود که میتواند به مراتب منزجرتر از مرگ باشد آنهم اسارتی مادام، یک حسرت بی پایان، مرگ یک آن اتفاق میافتد و اسارت دردیست که لحظه به لحظه غیرقابل تحمل تر میشود و خود مجرم هم چنین زندگی را تاب نیاورد و مرگ را ترجیح داد.
با تشکر از کتابراه
با تشکر از کتابراه