نقد، بررسی و نظرات کتاب بیباک - لورن رابرتس
4.7
34 رای
دلارام کاشانی
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
11
بین سه ستاره دادن و ۴ ستاره دادن گرفتار شدم چون این کتاب ناگهان از یه فانتزی عاشقانه تبدیل شد به یه علمی تخیلی با چاشنی سریالهای ترکیه ای. اولش رو خوب شروع کرد و با الهام از مهاجم مقبره و کشتی سپیده پیما رفت جلو، بازم میگم اثر اصیلی نیست اتفاقاتش اقتباسی از کتابهای دیگه ان با شخصیتهای جدید، ولی بعد چرا درگیر موضوعات غیر مرتبط و به شدت سریال ترکیهای شد رو نمیدونم. بعد اون فاز علمی تخیلی پخش ویروس چی بود؟ یا امام زامبی ها! نزدیک بود وارد فاز اپوکالیپس زامبی محور بشه که یادش اومد باید به رویای آمریکایی برسه و سریع قضیه رو بست و جمعش کرد. رسما خانم رابرتس یه پتوی چهل تکه از اکثر کتابهای محبوب ژانر فانتزی درست کرد که جا به جا درز و پارگی هم داشت. هم اسب و گاری داشت و هم الکتریسته و لامپ و نمایشگر. هم جادو داشت و هم ویروس تولید انسان. کم مونده بود میمونهای سخنگو هم بیان. 😁برای همینها به جای خوب بود باید بگم بدک نیست، یعنی قطعا تا تهش رو میخونید ولی ممکنه آخراش حالتون رو بگیره. در ضمن اگه طرفدار عاشقانه عاش هستید حتما راضی و خوشحال ازش بیرون میاید.
این کتاب در میان دو کتاب دیگه ضربه محکم تری به خوانندگانش زد، چون به طور غیر قابل باوری راز های زیادی برملا شد. باور کردنی نیست که کالوم دوست داشتی و قابل اعتماد یه موجود پست و پدر پیدین باشه. در تمام کتاب من به طوری ناراحت بودم چون عشق کای و پیدین به نظر نا کام بود هر چند با خوندنش حس غم و شادی رو باهم حس کردم وقتی در آزمون اخر پیدین مقابل با بدل کای قرار گرفت وقی این رو نمیدونست و وقتی که بیدار شد ناراحت بود، اشک می ریخت با اون اشک می ریختم. و وقتی کای زنده و سالم پیداش شد و از کیت ماجرا رو پرسیدن من در حالی که در تمام نبرد احساس میکردم اون کسی که اون جا می جنگند کای نیست باز از شیوه هوشمندانه کیت تعجب کردم. میشه گفت این کتاب به حدی پیچیده اما ساده بود که من رو به سختی طرفدار خودش کرد راز های زیادی سر به مهر باقی موندن اما این داستان جای خالی اون ها رو با چیز دیگری پر کرد: بخشش، عشق، غم و در نهایت یک پایان خوش درحالی که انگار روح رفتگانشون پیشون بود.
میخواستم بعد از تموم کردن مجموعه نظرم رو بگم تا نقد منصفانه تری داشته باشم. در جلد اول این باور رو به خواننده داده بود که با یک کتاب و سرزمین خیالی متفاوتی رو به رو هستش و کشش داستان تا اوایل جلد دوم خوب بود اما متاسفانه به مرور ضعیف تر شد. نویسنده نکات بسیار مهمی رو در طول داستان نادیده گرفته بود، اولا نویسنده در خلق جهان خیالی خیلی خوب عمل نکرده بود طوری که وصف زمان و پوشش و موقیعت زندگی مردمان زمان بسیار نامشخص و ضعیف بود به طور مثال دربارهی شمع و گاری و کالسکه صحبت شده بود ولی از نیروی الکتریسیته و نمایشگر ورزشگاه هم گفته بود. دوما اصلا نتونسته بود قدرت و قوانین سخت گیرانهی حاکم بر قصر رو توضیح بده و بیشتر شبیه کلبهی خصوصی بود که هر کس به راحتی میتونست هر کاری انجام بده و توصیف مراسمات اصلا برای یک دربار قابل پذیرش نبود. تمرکز و محوریت داستان بیش از اندازه روی دو شخصیت کای و پیدین بود که بنظرم خسته کننده شده بود و همچنین صحنه و دیالوگهای تکراری به وفور استفاده شده بود که از نقاط ضعف کتاب بود. نقاط عطف و بزنگاههای داستان به شدت ناملموس بیان شده بود و بنظرم برای پختگی کتاب جای کار داشت.
بسیار کتاب زیبایی بود خیلی غیر قابل پیش بینی تموم شده من این کتاب رو به پیشنهاد یکی از دوست هام خواندم و در حال حاضر بسیار راضی هستم و بسیار تشکر میکنم از ترجمه گر برای طرفدارهای این کتاب یه خبری دارم که شاید نصفتون بدونین ولی میگم این کتاب جلد 3/5 داره که منتشر هم شده اسمش بیمناک هست ولی متأسفانه تنها یک جا ترجمه کرده که از نشر اینجا نیست اگه میشه لطف کنید کتاب بیمناک هم به نشر خودتون ترجمه کنید چون من دیگه طاقتم طاق شده هم دستم میره اونو بخرم ولی باز میگم بزار یکم صبر کنم تا اینور ترجمه بشه با تشکر
این جلد آخر از مجموعه کتاب Powerless هست. محاله کسی دو جلد اول رو خونده باشه و از آخری صرف نظر کنه.
⚠️خطر اسپویل⚠️
پایان داستان از نظر من یه مقدار کلیشهای بود.
شخصیت کیت قابلیت این رو داشت که در ادامه داستان باقی بمونه.
از طرفی با مشخص شدن ارتباط کیت و پیدین انتظار داشتیم تغییری در رابطه و احساسشون به هم باشه، اما برخلاف انتظار نفرت کیت شعلهور تر شد و وجههای از داستان که میتونست یه رابطه خواهر-برادری دور افتاده رو نشون بده از دست دادیم.
⚠️خطر اسپویل⚠️
پایان داستان از نظر من یه مقدار کلیشهای بود.
شخصیت کیت قابلیت این رو داشت که در ادامه داستان باقی بمونه.
از طرفی با مشخص شدن ارتباط کیت و پیدین انتظار داشتیم تغییری در رابطه و احساسشون به هم باشه، اما برخلاف انتظار نفرت کیت شعلهور تر شد و وجههای از داستان که میتونست یه رابطه خواهر-برادری دور افتاده رو نشون بده از دست دادیم.
به جذابیت جلد یک نبود معما و و حادثه داشت اما خام بود و انگار تلاش داشت جذاب کنه داستان رو میتونست تکرار رابطهی کای و پی رو کمتر کنه جاس از کیت بنویسه و اینکه حیف بود این هجم از کلمات که خونده نشده رد میکردم چون همش تکرار احساسات بود (اسپویل) تازه وقتی خواستن عروسی بگیرن همچی تند تند برملا شد و داستان سریع حرکت کرد ارزش خوندن جلد و یک و دو داره اما سه نه خیلی میتونی بیشتر جاهاش رو رها کنی و بری سراغ اصل داستان
واقعا کتاب زیبایی و واقعا هر جلدش پرستیدنی هست. انقدر داستان پرمحتوا و سرگرم کنندهای داشت و ماجرای داستان روان بود و قشنگ میشد باهاش خو گرفت. روابط میان شخصیتها جالب و عالی بود و تمام اتفاقات به جا و خوب بود. اما به نظر من اگر حس و حال خواهر و برادر گمشده بین دیدین و کیت شکل میگرفت و نفرت کین کمرنگ تر میشد بهتر بود. با این حال به نظر من پایان خوبی هم داشت.
