معرفی و دانلود کتاب هیمالایا، غول قاتل

عکس جلد کتاب هیمالایا، غول قاتل
قیمت:
۶۵,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب هیمالایا، غول قاتل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب هیمالایا، غول قاتل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب هیمالایا، غول قاتل

هیمالایا پولدارترین و غمگین‌ترین غول بزرگ و خاکستری جهان است؛ در کتاب هیمالایا، غول قاتل از حدیث لزرغلامی، این غولِ تنها همین تازگی در یکی از آخرین سفرهایش وسط ترن‌سواری در شهربازی، یک فاجعه‌ی وحشتناک به‌هم زده؛ فاجعه‌ای که هرچقدر هم سعی کند خودش را دلداری دهد، دلش آرام نمی‌گیرد. او یک نفر را کشته و حالا دیگر نمی‌داند باید با زندگی‌اش چه‌کار کند.

درباره‌ی کتاب هیمالایا، غول قاتل

غول بودن همیشه هم بد نیست؛ مخصوصاً اگر یک غول گنده‌بکِ خیلی پولدار باشی که قصری قشنگ وسط جنگل داشته باشد، یک خرس بلوطی هم خدمتکارت باشد و هرچقدر دلت بخواهد سفر بروی، بی‌آن‌که پول‌هایت تمام شود. اما خب بعضی وقت‌ها هم دردسرهایی هست که از دست هیچ‌کس کاری برایشان برنمی‌آید؛ دردسرهایی مثل خیلی گنده و سنگین بودن یا شکم برآمده داشتن. درست مثل قصه‌ی حدیث لزرغلامی در کتاب هیمالایا، غول قاتل؛ قصه‌ی غولی که با همه‌ی پول و قدرتش، گرفتار مشکلی می‌شود که زندگی‌اش را زیرورو می‌کند.

همه‌چیز از یک روز شلوغ در شهربازی شروع می‌شود؛ از صف‌های پیچ‌درپیچ، بوی بستنی قیفی، جیغ‌های هیجان‌زده و ترنی که دور آخرش را می‌زند. هیمالایا هم سوار ترن است، با کمربندی که از شدت تنگی دارد می‌ترکد. درست در همان پیچ آخر، جایی که آدم‌ها از ترس و خوشی هم‌زمان جیغ می‌کشند، کمربند هیمالایا پاره می‌شود و غول بزرگِ خاکستری با سرعتی باورنکردنی سقوط می‌کند. همه فرار می‌کنند... همه، جز یک دختر کوچولو با روپوش آبی که هول کرده و زمین می‌خورد و قبل از آن‌که کسی بتواند کاری بکند، زیر شکم گنده‌ی هیمالایا له می‌شود و همان‌جا می‌میرد.

سقوط غول خاکستری

اما قصه به همین‌جا ختم نمی‌شود. دادگاه هیمالایا را بی‌گناه اعلام می‌کند، اما تا هیمالایا از سفر برمی‌گردد و پایش را داخل قصر جنگلی‌اش می‌گذارد، صداهایی ناشناس از جایی نامعلوم به گوشش می‌رسد و سروکله‌ی روح سمجِ دختری که انگار تصمیم گرفته ول‌کنِ هیمالایا نباشد، پیدا می‌شود. آیا این موجود رو مخِ اذیت کنِ شر به پا کن و تا حدودی هم بی‌ادب، واقعاً روح آن دخترکِ بخت‌برگشته‌ی مرحوم است؟ یا این‌ها همه صدای وجدانِ یک غولِ غمگین است که دیگر نمی‌تواند مثل قبل زندگی کند؟

همان‌طور که هر کسی با «کلاه زندگی» خودش به دنیا می‌آید و هیچ‌کس نمی‌داند شکل آن چه خواهد بود، هیمالایا، غول تنها و بدشانس، و دختر مُرده‌ی داستان، هر دو بخشی از همین بافت زندگی هستند و کلاه‌هایشان توی هم رفته و سرنوشتشان به شکلی غیرمنتظره به هم گره خورده است. مغازه‌ی جادویی‌ای که کلاه زندگی می‌فروشد، نقش مهمی در این داستان دارد و ارتباط میان شخصیت‌ها و پیامدهای اشتباهات را روشن می‌کند.

این کتاب با زبانی بامزه و هیجان‌انگیز، بچه‌ها را با سؤالاتی جدی درباره‌ی زندگی روبه‌رو می‌کند؛ اینکه مسئولیت چیست؟ اگر تقصیرکار نباشیم، آیا باز هم باید تاوان بدهیم؟ و آیا می‌شود بعد از یک فاجعه، دوباره راهی برای ادامه‌ی زندگی پیدا کرد؟

هیمالایا، غول قاتل داستان روبه‌رو شدن با ترس‌ها و صدای وجدان است؛ آن هم در قالب قصه‌ای پرماجرا که هم خنده‌دار و بامزه است و هم آدم را به فکر فرو می‌برد. این کتاب دوست‌داشتنی را از نشر هوپا بخوانید و لذت ببرید.

کتاب هیمالایا، غول قاتل برای شما مناسب است اگر

  • در رده‌ی سنی 10 تا 13 سال به سر می‌برید و دلتان می‌خواهد یک داستان بامزه، روان‌شناسانه و عمیق بخوانید.
  • کتاب‌خوان هستید و اهل خواندن داستان‌های ماجراجویانه و هیجان‌انگیز و باحالید.
  • از غول‌ها و جزئیات زندگی‌شان خوشتان می‌آید و بدتان نمی‌آید چند صفحه‌ای را با دغدغه‌های یک غول گنده‌ی خاکستری همراه شوید.
  • گاهی‌وقت‌ها دلتان می‌خواهد به شهربازی بروید و یک بلیط ترن‌هوایی برای خودتان بخرید.

در بخشی از کتاب هیمالایا، غول قاتل می‌خوانیم

غول درِ خانه را باز کرد و چشمش به ظرف بزرگ همیشگی وسط هال افتاد که پُر از شکوفه‌های بادام بود. از کار خرس بلوطی خنده‌اش گرفت، اما حوصله‌ی خندیدن نداشت. با صدای بلند داد زد: «من رسیدم... لعنت به من! من به خونه رسیدم...»

صدایش توی قصر پیچید. ناگهان دخترکوچولوی هراسانی از بالای نرده‌های طبقه‌ی دوم خانه با وحشت از اتاق بیرون آمد و داد زد: «ای‌باباااااا! چرا داد می‌زنی شما این‌جوری؟»

هیمالایا که هنوز چشم‌هایش همه‌چیز را کمی تار می‌دید، با دقت به دخترکِ بالای نرده‌ها نگاه کرد.

تصویر ماهایای کوچکی که با روپوش آبی زیرِ شکم گنده و خارخاری‌اش مثل بلدرچین روی زمین خوابیده بود، یکهو جان گرفت و از روی زمین بلند شد.

مردم ریخته بودند دور بدن تنومند و بزرگش و سعی می‌کردند با زحمت او را از روی دخترک کوچولو بلند کنند. دستش شکسته بود و وقتی بالاخره جرثقیل شهرِبازی رسید و او را از روی زمین بلند کرد، از آن بالا فریادکشان از درد و غصه، فقط صورت بلدرچینی ماهایای کوچک را می‌دید که زیر بدن او جابه‌جا از دنیا رفته بود!

حالا او پایین بود و ماهایا بالای نرده‌ها ایستاده بود و سرش داد می‌کشید!

«خب رسیدی که رسیدی. خوش رسیدی! لعنت به من که رسیدم، آره لعنت بهت! از ترس زهره‌ترک شدم عوضی!»

هیمالایا چند قدم عقب‌عقب رفت و انگار که راه را اشتباهی آمده باشد، مثل چوب‌خشک عقب‌گرد کرد و مبهوت از خانه بیرون رفت!

فهرست مطالب کتاب

فصل اول: شهرِبازی، ماهی و دادگاه
فصل دوم: هتل
فصل سوم: جنگل
فصل چهارم: خانه‌ی مرمری
فصل پنجم: اتاق بلوطی
فصل ششم: کلاه‌فروشی سارا و مادربزرگ
فصل هفتم: اتاق تاریک
فصل هشتم: زندگی در جنگل
فصل نُهم: سفر
فصل دهم: شهر ارغوان
فصل یازدهم: کارگاه بافندگی

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب هیمالایا، غول قاتل
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات هوپا
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات152
زبانفارسی
شابک978-622-204-199-1
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان، کتاب‌های داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان، کتاب‌های کودک 9 تا 12 سال، کتاب‌های داستان سرگرم کننده کودک
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب هیمالایا، غول قاتل

الناز
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
دخترم یه ساعت گریه کرد واقعا داستان مناسب کودکان و نوجوانان نبود اصلا
مشاهده همه نظرات 1

راهنمای مطالعه کتاب هیمالایا، غول قاتل

برای دریافت کتاب هیمالایا، غول قاتل و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟