نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران طبقه 13 - هلن فایفر
داستان ترسناک نت فلیکسی خوبی بود با تم روح زدگی و تسخیر و ازین حرفا ولی اگه سعی میکرد اون اهریمن داستان رو بیشتر معرفی کنه شاید خیلی ملموس تر میشد. دیالوگها بامزه بود ولی شخصیتها زیاد قابل درک نبودن یه لحظه خیلی شجاع و قوی میشدن و یه لحظه خیلی ترسو و آسیب پذیر. سرعت داستان الکی خیلی زیاد بود و روی گذشتههای کارکترها و شخصیتشون خیلی مکث نمیکرد تا قابل لمس تر بشن. اخه میدونید که تو ژانر ترسناک مهمترین چیز حس امیزی و قابل درک بودن کارکتر هاست. این کتاب تو این مورد ضعیف بود. البته خوشحال میشم اگه یه سینما گر با احساس بیاد و این داستان رو تبدیل به فیلم کنه، نکات ضعیفش رو با سکانسها و بازی هنر پیشهها قوی کنه و در مجموع یه مجموعه چهار قسمتی کانجرینگ طوری بسازه. پتانسیلش رو داره. نیاز به کارگردان و سناریو نویس با تجربه داره.
داستان در مورد هتل مرموزی است که در یکی از اتاق های آن قتل های متعددی رخ داده است و آخرین مورد نیز قتل دو دختر نوجوان است که پاهای آن ها بریده شده است. خانم کارآگاه جوانی مسئول رسیدگی به این قتل ها می شود که خود او هم تا حدودی درگیر نیروی اهریمنی و رخدادهایی ماورائی و ترسناک داخل این هتل می گردد که در نهایت بر نیروی شر پیروز و پرده از راز قتل ها بر می دارد. داستان سرگرم کننده ای بود و نویسنده به خوبی توانسته خواننده را با خود همراه کند و فضای خوفناک را به تصویر بکشد. البته در نهایت مشخص نشد چرا قاتل پای قربانیان را می بریده و پایان بندی کمی شتاب زده بود. خواندن این کتاب را به افرادی که به روح و مسائل ماورائی علاقمند هستند توصیه می کنم.
کتاب فوق العاده زیبایی بود یک داستان پر از کشش که تا اخرین صفحه خواننده را در شک و تردید نگه میداره. نویسنده بخوبی تونسته حس اضطراب و ترس را در دل شخصیت اصلی و همچنین خواننده ایجاد کنه. این کتاب نشان دهنده مهارت و خلاقیت نویسنده در خلق داستانهای مهیج و معمایی است. من ار خوندنش خیلی لذت بردم ممنون از کتابراه

داستانی معمایی جنایی ترسناک. ماریا وفرانکی دو مامور جنایی هستن که به هتل پارکر که اتش گرفته بود فراخوانده میشن تا علت اتش سوزی روپیدا کنند. مینا زنی شجاع که متوجه اتش سوزی و جلوگیری از اتش سوزی شده بود، دو دختر نوجوان رو در اتاق طبقه سیزدهم پیدا میکنه که به طرز وحشتناکی کشته شدن وماریا در بدو ورود وقتی به بلالا وپنجره ها نگاه میکنه پشت پنجره ای زنی آبی پوش رو میبینه که بعد متوجه میشه یه روح سرگردان در هتل هست و این هتل تسخیر شده است. ماریا و فرانکی مامور پیدا کردن قاتل میشن و شبی ماریا خوابی وحشتناک از هتل پارکر وطبقه سیزدهم میبینه که روحی اهریمنی به دنبالش ومیخواد اونو بکشه و وقتی از خواب بیدار میشه جای دردناک وعمیق یه چاقو رو شونه اش بوده که هر روز عفونی تر و خطرناک تر میشه... داستان اولش کمی ریتم کند داره ولی بعدش هیجانش زیاد میشه وبعضی قسمتها در حد فیلم جنگیر نفسگیر میشه. جنگ ماریا وفرانکی با روحی شیطانی که زنان رو به بدترین شکل می کشت. اگر به فیلم جنگیر عاقمندید از این داستان لذت میبرید ولی اگر می ترسید در روز و کنار جمع بخونید چون هیجان بالایی داره وارزش خوندن داره