نقد، بررسی و نظرات کتاب نوهی آقای لین - فیلیپ کلودل
ماهور
۱۴۰۴/۰۱/۳۰
10
تا این لحظه، بهترین کتابیه که در کتابراه مطالعه کردم. موضوعی بکر و جذاب که به نوعی تاریخ شفاهی جنگ ویتنام محسوب میشه منتها در قالب یک رمان جذاب ارائه شده. شاهکار نویسنده نه در توصیف صحنه های معاشقه ی آتشین، نه در تصویرسازی روابط جنسی هرزه گرایانه که در بیشتر کتاب ها به چشم می خوره، نه در تعدد شخصیت ها و قهرمان ها و نه خلق کاراکترهایِ سطحی و نازلی مثل مردان جوان خوش تیپ و زنان عشوه گر و لوند هست، بلکه شاهکار او خلق حماسه ی محبت میان دو پیرمرد از دو فرهنگ کاملا متفاوت و از دو کشور دشمن با یکدیگره. همچنین ما در آخرین صفحات کتاب با چنان موضوع شوکه کننده ای درباره ی نوه ی پیرمرد مواجه میشیم که واقعا ما رو به تحسین قدرت تخیل نویسنده وامیداره. خوندن این کتاب رو حتما توصیه میکنم. به تمام کسانی که به دنبال محتوایی عمیق و نجیب و محترمانه هستند.
داستان درباره پیرمردیه که پسر عروس و همه مردم روستای خود را توی جنگ از دست داده و به ناچار پناهنده میشه و تنها کسی که مانده نوه چند روزهاش هست که برای اون مجبور به مهاجرت و تحمل اتفاقاتی که براش توی شهر جدید و مردم که زیونشونو بلد نیست میفته توی اون شهر با مردی اشنا میشه با این که زبون همو نمیفهمن با هم دوست میشن و داستان تا نزدیک اخر با همین دوست و نوهاش روایت میشه و جاهایی که میگردن و خاطرات پیر مرد و در اخر هم به خانه سالمندان میبرنش و فرار میکنه و دوباره به دوستش برمگیرده و توی شهر بزرگ پیداش میکنع و به نظرم محتوا زیاد عمیقی نداشت و فقط داره چند ماه زندگی جدید یک پیر مرد با نوهاش رو روایت میکنه
سلام وقت بخیر در این کتاب سیر داستانی زیبایی رو همراه یک ترجمه روان تجربه میکنید. در این داستان به زیبایی رنج و سختی حاصل از جنگ و ویرانی رو میشه خوند و لذت برد. آقای لین تنها بازمانده از یک خانواده، زخمی از جنگ بعد از مهاجرت اجباری تصادفا بافردی آشنا میشه و داستان حول محور این دو دوست ادامه داره. اینجا به خوبی نشان داده میشه که برای دوستی و ایجادحس خوب هم زبانی شرط اصلی نیست قلبهای زخم خورده را میتوان تنها با محبت خوابیده در نگاهها درمان کرد. تنها نقطه ضعفی که میتونم بگم تکرار برخی جملات و موقعیتها بود که میشد بهتر بیان بشن. این موضوع سیر داستان رو جذاب تر میکرد.
ممنون از کتابراه عزیز
ممنون از کتابراه عزیز
همین الان خوندن این کتابو تموم کردم، نمیدونم چی بگم، انگار یه بغضی تو گلومه و میخوام گریه کنم اما نمیتونم، نمیدونم واقعا نمیدونم زیباست یا نه، دو جا وقتی ادامه داستانو حدس زدم امیدوار بودم که نه اینجوری نباشه ولی خیلی بی رحمانه همون جوری شد، خوندنش یه دردی داره و در همین حین برای دیدن خوشحالی، حال خوب و زندگی خوبش در ازای دردا و سختیایی که تحمل کرده به خوندش ادامه میدی و تا آخرشو میخونی و در آخر امیدواردم توی دنیای دیگه آقای لین یه زندگی راحت و خوب داشته باشه کنار خانواده دوست داشتنیش و دوست عزیزش
داستانی که نه تنها ذهن شما بلکه تمام قلب و روحتون رو تسخیر میکنه.. نویسنده به خوبی تونسته انسانیت و مهربانی رو در عین سادگی روایتش به زیبایی به تصویر بکشه برای خواننده. با اقای لین خندیدم گریه گردم خوشحال شدم… اقای لین مردی که هرگز ناامید نشد و گاهی واقعا ادما فقط نیاز به یک دلیل دارن تا امیدوار بمونن حتی اگه توی بدترین شرایط باشن.
