نقد، بررسی و نظرات کتاب دالان بهشت - نازی صفوی
Sara Dashti
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
30
کتاب بدی نیست، تا حدودی قشنگه، ولی زن ستیزی توش موج میزنه، درسته که با توجه به اون زمان تا حدودی این طرز فکر توی جامعه نرمال بود ولی به نظر من محمد خیلی بیشتر مهناز مقصر بود و با توجه به روشن فکری که نسبت به زمانه واسه خودش داشت واسه مهناز عین یه پیرمرد متعصب بود و کارای خودش و حساسیت هاش شیرین و عاقلانه توصیف شده بود کارای مهناز از دم بچگانه و احمقانه و اینکه حتی خود مهناز هم صرفا خودش رو مقصر میدونست خیلی ناراحت کننده بود با اینکه به طور مثال وقتی آرایش کردن همسر واسه محمد جای اون همه حساسیت و دعوا داشت چطوری مرتب با دوست اجتماعی رفت و آمد کردن واسه خودش انقدر نرمال بود؟! یا برای اون دوست اجتماعی میگفت سفر رفتن تنهایی دختر خیلی عالیه ولی برای زن خودش با اکرم خانم خرید رفتن رو حروم میدونست؟! بعدم میگفت اخلاق مهناز بچگانهس که خب دقیقا چون بچه بود! خلاصه که خیلی حرص خوردم ولی نسبت به اون زمانه بخوای بگی و از یه داستان عشقی نوجوانانه خوشت بیاد گزینه بدی نیست.
اینجا هرکسی نظر شخصی خودشو میگه و من با احترام به نظرات دیگران بگم اصلا خوشم نیومد از کتاب چون حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ صفحه فقط از عشق و عاشقی میان یک زوج گفت و بعدش دختر بخاطر یک حسادت زنانه کل اون عشق رو نابود کرد و یه مدت با نامزدش بشدت سر موضوعی میجنگید که اصلا بهش نمیگفت دلیلش چیه و فقط میجنگید و زمانی دلیل دلخوری هاش رو گفت که کار از کار گذشته بود و یک دختر فوق العاده مغرور که بجای حرف زدن فقط حرس میخرد و اشک میریخت که نمیخوام بگم چنین آدمایی وجود ندارن شاید چون خودم اینجوری نیستم و همیشه حرفمو زدم از این شخصیت خوشم نیومد و داستان جذابی برام نبود
کلیت داستان قشنگ بود ولی نقدی ک ب نویسنده دارم اینه که نتونسته بود کاراکترای جداگونه خلق کنه مثلا کاراکتر امیر ک شوخ بود با نرگس که اونم شوخ بود ادبیات و بیانشون کامل مثل هم بود و نویسنده نتونسته بود دوتا کاراکتر شوخ طبع متفاوت ازهم بوجود بیاره. درمورد بقیشونم همینطور. یعنی تمام کاراکترهای عاقل مثل هم بودن تمام شوخا مثل هم ادبیاتشون عین هم بود.
