نقد، بررسی و نظرات کتاب کتابفروشی موریساکی - ساتوشی یاگیساوا
4.3
51 رای
حدیثه پاک نیا
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
00
داستان درمورد یه دختر ۲۵ ساله اس که زندگی یهو زیادی زندگی بهش سخت میگیره و یروز تصمیم میگیره بره به کتابفروشی که از پدربزرگش به داییش ارث رسیده و اول زیاد از محیط کتابفروشی خوشش نمیاد و حس میکنه ازش واقعا دوره ولی به مرور ادمای جدید میشناسه رابطه اش با دایی عجیب و غریبش بهتر میشه و به قول نویسنده تصمیم میگیره یه مدتی لنگر زندگیش رو توی کتابفروشی موریساکی بندازه... کتاب آروم و روزمره وارانه ایه که باعث میشه ادم بخواد جای کرکتر اصلی کتاب زندگی کنه و تجربه های مشابه داشته باشه... اصلا سنگین نیست و وایب خوبی داره من احتمالا نسخه ی فیزیکش رو هم بخرم و داشته باشم. کرکتر نقش اصلی کتاب خیلی جوریه که دخترای جوونی مثل من شاید باهاش همزاد پنداری بکنن... ولی اگه برای کتاب خوندن زیاد صبور نیستین یا داستان های هیجان انگیز دوست دارین این کتاب انتخاب خوبی برای شما نیست چون خیلی روندش آرومه. شخصیت پردازی کتاب عالیه و اینکه از مکان ها و تاریخ های واقعی و جزییات واقعی مربوط به نویسنده ها استفاده شده خیلی جذابه و کتاب رو قشنگ کرده. ترجمه اش هم خیلی خوب و روونه اصلا ادمو خسته یا کلافه نمیکنه درکل اگه یه کتاب سبک برای آزاد شدن افکارتون میخواین بخونین این کتاب واقعا انتخاب خوبیه. و در آخر امیدوارم از خوندنش لذت ببرین🦋🤍.
کتاب ریتم بسیار آرامی دارد، بدون فراز و فرود و هیجان.
شاید هدف نویسنده شرح زندگی ساده و آرام بوده است.
کتاب، حول محور زندگی دختر جوانی میچرخد که به تازگی شکست عشقی خورده است و برای فرار از واقعیت حتی ترجیح داده که از کار خود استعفا دهد و به کتابفروشی دایی خود پناه ببرد، او در ابتدا کتابفروشی را محیطی کسل کننده و غبارگرفته مییابد، به مرور زمان به کتاب پناه میبرد و در دنیای کتاب و کتابخوانی آرامش را پیدا میکند و...
نویسنده در کتاب بر لزوم رویارویی با مشکلات و ناکامیها تاکید میکند، بطوریکه دختر جوان سرانجام زمانی میتواند آرامش را بیابد که با مشکلات خود روبرو میشود و احساسات خود را بیان میکند و...
در کل خواندن این کتاب برای افرادی مناسب است که در کتابخوانی صبور باشند و برای افرادی که در روند داستان به دنبال هیجان هستند مناسب نیست.
شاید هدف نویسنده شرح زندگی ساده و آرام بوده است.
کتاب، حول محور زندگی دختر جوانی میچرخد که به تازگی شکست عشقی خورده است و برای فرار از واقعیت حتی ترجیح داده که از کار خود استعفا دهد و به کتابفروشی دایی خود پناه ببرد، او در ابتدا کتابفروشی را محیطی کسل کننده و غبارگرفته مییابد، به مرور زمان به کتاب پناه میبرد و در دنیای کتاب و کتابخوانی آرامش را پیدا میکند و...
نویسنده در کتاب بر لزوم رویارویی با مشکلات و ناکامیها تاکید میکند، بطوریکه دختر جوان سرانجام زمانی میتواند آرامش را بیابد که با مشکلات خود روبرو میشود و احساسات خود را بیان میکند و...
در کل خواندن این کتاب برای افرادی مناسب است که در کتابخوانی صبور باشند و برای افرادی که در روند داستان به دنبال هیجان هستند مناسب نیست.
کتاب درمورد دختریه که دچار شکست عشقی میشه و دایی کتابفروشش با اخلاق و رفتارهای عجیبش به کمکش میاد. البته دایی ساتوره خود هم مشکلاتی در زندگیش داره چون همسری که دوستش داشته مدتیه ترکش کرده. در واقع این کتاب بیشتر از اینکه داستان تاکاکو باشه داستان ساتوره و همسرشه. و شاید بشه گفت قهرمان این کتاب هر سه نفر هستند. توصیفات زیبایی از محیط محله و کوهستان در این کتاب هست که باعث میشه خواننده احساس کنه دوست داره به اونجا سفر کنه. ما انسانهاگاهی نیاز داریم در برابر مشکلات و ناکامیها از روزمرگیها و عادات روزانه مون فاصله بگیریم و در مکانی جدید با سبک زندگی جدید و یا حتی کسب تجربههای جدید به زندگی و روال سابقش برگردیم اما با انرژی و انگیزه نو. و درنهایت با دوستی و عشق و درکنار خانواده بهتر میتوان مشکلات را حل کرد.
شیوه نگارش کتاب و پیشروی داستان خوب و پر کشش بود. دغدغههای ذهنی شخصیت اصلی خیلی خوب پردازش شده بود و با احساسات اکثر دختران این نسل همخوانی داشت. یکی از نکاتی که روند داستان رو جذاب میکرد تغییرات ذره ذره تاکاکو بود که باعث میشه خواننده بهتر با شخصیت اصلی همراه بشه. نکته جذاب دیگهای که در داستان بود تغییر تاکاکو در زمینه احساسات قلبیش بود. اینکه بعد از شکست در رابطه با هیداکی با ادم فهیمی مثل وادا اشنا میشه که نزدیکترین ارتباط و فاصله رو با روح درونش داره. در مورد شخصیتهای فرعی مثل ساتارو و موموکو هم نکته جالبی وجود داره که خواننده رو وادار میکنه از قضاوت زود هنگام خودداری کنه و به درون مایه واقعی اونها پی ببره. در کل رمان خوبی بود ممنون از کتابراه و مترجم
این کتاب رو بعد از یه کتاب پرمغز خوندم و دلم یه داستان با یه ریتم روون می خواست که صفحه به صفحه از خوندنش لذت ببرم. موضوع راجب دختریه با یه شوک عجیب رابطه اش به هم می خوره و همین طور که داره تو افسردگی بعد از جدایی دست و پا می زنه پیشنهادی از طرف داییش باعث میشه تا ورق برگرده و اون وارد فصل جدیدی از زندگیش بشه. تصمیم های جدیدی بگیره، با آدم های تازه ای آشنا بشهو عادت های قدیمی ای که روزی داشته رو از سر بگیره. نسبتا خوب بود؛ ولی انتظار خیلی بالایی ازش نداشته باشید.
داستان کتاب راجع به دختریه که بعد از دل بستن به یه پسر متوجه میشه اون رهاش کرده و با کس دیگهای ازدواج کرده. دختر که آدم سربه زیریه و قدرت اعتراض نداره با سرخوردگی شهر رو ترک میکنه و میره پیش داییش که توی یه کتابفروشی کار میکنن. اونجا تمام سرنوشتش عوض میشه.
داستان چون با کتابها مرتبطه خیلی جذاب و خواندنیه. ترجمه هم روانه. خوندنش پیشنهاد میشه
داستان چون با کتابها مرتبطه خیلی جذاب و خواندنیه. ترجمه هم روانه. خوندنش پیشنهاد میشه
