معرفی و دانلود کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند
برای دانلود قانونی کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند
کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند، نخستین رمان کنزابورو اوئه، نویسندهی مشهور ژاپنی برندهی جایزهی نوبل ادبیات است. این داستان سیاسی اجتماعی روایتگر ماجرای دردناک و درگیرکنندهی پانزده نوجوان است که به قصد اصلاح و تربیت، به روستایی در حاشیهی ژاپن فرستاده میشوند؛ روستایی درگیر طاعون و بیماری که مرگ، گوشه گوشهاش را گرفته است. ساکنین از روستا فرار میکنند و نوجوانان را با بیماری و مرگ، تنها میگذارند.
دربارهی کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند
کنزابورو اوئه (Kenzaburo Oe) در نخستین رمانش غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند (Nip the Buds, Shoot the Kids) که در بیستوسهسالگی آن را نوشت، دست به تصویر جامعهای میزند که نهتنها از پذیرش مسئولیت سرباز میزند، بلکه نسل آیندهاش را، نوجوانانی جویای رشد و مسیر اصلح زندگی، به حال خود رها میکند. قهرمانان نوجوان قصهی اوئه، میبایست برای زنده ماندن تقلا کنند و حالا در فقدان بزرگسالان مثلا قانونمدار، خود را در نظمی تازه مییابند که خودشان پادشاهان ساعات طولانی آن هستند. ساعاتی که در عین آزادی، سرشار از تهدید و خطر است و لحظهای غفلت، پایانی است ناگهانی بر زندگیهایشان.
گروه نوجوان داستان خیلی زود به چند شخصیت دیگر نیز برمیخورند؛ سربازی کرهای که از جنگ فرار کرده و دختری جوان که شخصیت اصلی دلبستهاش میشود. زندگی گویی در این شرایط دشوار نیز راه خودش را برای پیش رفتن مییابد، احساسات در وضعیت تبعیدی، همچنان زندهاند و حیات و زیست را یادآور میشوند. رمان غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند قصد نشان دادن رخ تاریکی را دارد که این سپیدیهای موقتی نیز حریفش نیستند. مرگ و طاعون در کمین است و جامعهی خودخواه بدسرشت، گوشهای نشسته و منتظرند که هرگونه مقاومت و حق طلبی را سرکوب کنند.
ساعات رهایی و رنج
کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند با این وجود از لحظات شیرین و آرامشبخش تهی نیست؛ وضعیت آزادانهی شخصیتهای قصه، گشتوگذارها و وقتگذرانیهایشان و کشفوشهودی که کنار یکدیگر انجام میدهند، همگی لحظاتی سراسر مفرح و شیرین خلق کرده که حتی در این وضعیت درگیر یاس و بیماری هم، امید و احساس، فرصتی برای ابراز و بیان پیدا میکند. شرح جزئیات منطقهی روستایی و جنگلی که روستا را در بر گرفته، شباهت بسیاری به محل تولد کنزابورو اوئه، شیکوکو، دارد. جایی که او سالهای ابتدایی زندگیاش را در آن گذراند و احتمالا برای خلق روستای محل اتفاقات قصه، از آن بسیار وام گرفته است.
همین ارجاع کنزابورو اوئه به مکانِ رشد، وجهی درونی و شیرین به رمان بخشیده که در کنار درونمایهی تلخ و رخدادهای ناراحتکنندهاش، به خواننده گرمایی انسانی میبخشد. گرمایی که در برخورد با سرمای یاسآور واقعیت، بر حقانیت و کنش اخلاقی پافشاری میکند.
رمان ژاپنی غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند توسط ایمان رهبر به فارسی ترجمه شده و نشر خوب آن را در ایران منتشر کرده است.
کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات ژاپن علاقهمندید.
- دوست دارید یک داستان سیاسی اجتماعی از یکی از برترین نویسندههای معاصر برندهی جایزهی نوبل ادبیات بخوانید.
- به قصههایی با محوریت نوجوانان و تقابلشان با جامعهی بزرگسالان علاقه دارید.
در بخشی از کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند میخوانیم
هنگام سحر روستا بهطرز مرگباری خاموش بود؛ نه خروسی میخواند، نه حیوانی عوعو میکرد. خانههای ساکن و سست، درختها، کوچهها و درۀ عمیق و گود در آفتاب صبحگاهی که به پودری نرم و سفید میمانست آبتنی میکردند. مثل آبی پاکیزه روستا را میشست و هیچ سایهای پایین پای ما پسرهای رهاشده، که در امتداد جاده آهسته قدم میزدیم و از سراشیبی بالا و پایین میرفتیم، نمیانداخت.
مهم نبود چه اتفاقی افتاده، درهرصورت نمیتوانستیم در معبد تاریک بمانیم، چون میخواستیم از جسد رفیقمان که همچون درخت یا خانهای خاموش افتاده بود و بوی رطوبت میداد فاصله بگیریم. با چشمهایی که از بیخوابی پُف کرده بود، به جلو خم شدیم و دستهایمان را در جیب کتهایمان فروبردیم و آهسته از جادۀ روستا که مثل تلماسهای کنار دریایی خروشانْ متروک و غمافزا بود پایین میرفتیم.
اضطراب زمینمان زده بود، اما دوتا دوتا و سهتا سهتا در سکوت قدم میزدیم، در جادۀ پوشیده از یخ روستا همدیگر را تنها نمیگذاشتیم و وقتی به رفقای دیگرمان با آن قیافههای آویزان برمیخوردیم، در سکوت لبخند میزدیم و با سوت به هم علامت میدادیم. حس عجیبی که آن تناقض مهارناپذیر بر جا میگذاشت ما را به حرکت وامیداشت. روستا بدون ساکنانش مثل پوستهای توخالی که دورش انداخته باشند گیجمان میکرد و با فکر کردن به وضعیتی که در آن گرفتار آمده بودیم، مثل وقتهایی که باید در مدرسه نمایش اجرا میکردیم، مضطربتر میشدیم. وقتی از هجرت روستاییها خبردار شدیم، هیجان شدیدی وجودمان را فراگرفت، اما حالا پس از گذشت چند ساعت اثرش کمرنگ شده بود. حس میکردیم باید دندانهای عقبمان را روی هم فشار دهیم، وگرنه نمایش خاموشمان برای ادای احترام به وضعیت عجیب آن روستای خالی میتوانست از خنده رودهبُرمان کند. بدون سرپرست کاری برای انجام دادن نداشتیم. نمیدانستیم چه باید بکنیم. فقط آهسته و سرسختانه در جاده بالا و پایین میرفتیم.
فهرست مطالب کتاب
پیشگفتار
اول: ورود
دوم: اولین وظیفۀ کوچک
سوم: حملۀ بیامان بیماری و هجرت دهاتیها
چهارم: بنبست
پنجم: اتحاد رهاشدگان
ششم: عشق
هفتم: شکار و جشن در برف
هشتم: شیوع ناگهانی بیماری و وحشت
نهم: بازگشت روستاییها و قتل فجیع سرباز
دهم: محاکمه و تبعید
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند |
| نویسنده | کنزابورو اوئه |
| مترجم | ایمان رهبر |
| ناشر چاپی | نشر خوب |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 224 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7543-11-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان و رمان سیاسی خارجی |























