پایان فوق العاده باشکوهی داشت❤
نمیدونم چرابعضی ازنظرا اینجوریه که بدک نبودامانظرمن اینه انگارخیلی وقته دلت هوس یک داستان عاشقانه کرده وکتاب قدمهای خاطره انگیزیک فیلم عاشقانه است که میبینی واحتمالاتاخرعمرت لندن وبه خصوص جیمی روفراموش نمیکنی!! من ازجیمی باایمان بودن رویادگرفتم وفقط یه سوال ذهنمودرگیرکرده اگه اقای اسپارکس هنوزحلقهی جیمی روازدستش درنیاورده چجوری ازدواج کرده؟ اصن چجوری زنش گذاشته این داستانوبنویسه؟ 😀
خیلی لذت بخش بود در اوایل داستان طنز و کمدی رو به وضوح میشه حس کرد ودر اواخر غم و اندوه را، بطوریکه در اوایل داستان میخندی، در اواسط کنجکاو و در آخر داستان اشک و افسوس. به نظر من این سبک نگارش نشاندهنده قدرت خالق آن است تجربهی چند حس متفاوت در یک اثر. یک کلام زیبا بود.
کتاب رو دوس داشتم یه عاشقانهی آروم با اینکه پایان شادی نداشت ولی از خوندنش لذت بردم، نمیتونم بگم بی نظیر بود نه ولی خوب بود موضوع خیلی جدیدی نداشت ولی خب آدمو دنبال خودش میکشوند در مورد عشق ۲تا بچه دبیرستانی و مشکلات پیش روشون بود کا به آدم مقاوم بودن تو شرایط سخت رو یاد میداد
سلام به دوستان ویاران کتاب، خوندن این کتاب همزمانی جالبی با شروع دوره اقتدار زنانگی (مجموعه زندگی سالم خانم سوده هروی) تواین کتاب خیلی زیبا قدرت زنانگی به تصویر کشیده شده شخصیت جین نمادی از یک انرژی زنانه س که در بطن لطافتش قدرت شگفتی نهفته و بسیار شفابخشه
بی نظیر و به شدت تاثربرانگیز. تا آخرین لحظات خواننده را با کتاب در انتظار معجزه میکشاند و در نهایت متوجه میشویم معجزه از همان ابتدا در داستان رخ داده است. بسیار زیبا و خواندنی برای کسانیکه معتقدند اندوه هم جزیی از زندگی است.
به همه پیشنهاد میدم این کتاب رو بخونن همه چیش عالی بود هم داستان پردازش هم ترجمه و... به نظرم نویسنده به بهترین نحو ممکن و بهترین نوع عشق رو به تصویر کشیده، عشقی که انسان رو رشد میده نه اینکه در تمایلات نفسانی خودش غوطه ور کنه.
آری هنگامی به عشق میرسی که به تمامه از منیّتها و اهمیت به دیگران که برای تو منیّت سازاند و به خیال خود جایگاهت را بسته به آنان میبینی برهی، انگار که این آئیین خدایی عهدیست میان تمام رومی و شمسهای عالم
حیف پولم که بهش دادم
اصلا و ابدا ارزش وقت گذاشتن نداشت
فقط چون در راستای معنویت و مذهب بود یک امتیاز وگرنه اصلا وقتتون هدر ندید.
کتاب خاطرات این نویسنده همچون فیلمش دیده بودم خوشم آمد اما ادبیات اصلا خوب نبود
غم انگیز بود داستان برام، حس تنفری که داشت نسبت به دختر کشیش تبدیل شد به عشق و آخرش هم نرسیدن، آروم بودن دختر کشیش این داستان با وجود بیماری قابل ستایش بود
داستان فوق العادهای داشت واقعا ذهن ادم رو دنبال داستان میکشونه و ادم مشتاقه که ببینه ادامه داستان چی میشه ش وع و پایان داستان هم به بهترین شکل انجام شده و در کل کتاب خوبی بود
طبق نظرات کتابو خوندم ولی از نظر من خیلی داستان جالبی نداشت یه داستان عاشقانه که خیلیم واقعی به نظر نمیرسید همونجا که دختره گفت آرزوش ازدواجه تا آخر داستان ومیشد حدس زد
نمیدونم چرابعضی ازنظرا اینجوریه که بدک نبودامانظرمن اینه انگارخیلی وقته دلت هوس یک داستان عاشقانه کرده وکتاب قدمهای خاطره انگیزیک فیلم عاشقانه است که میبینی واحتمالاتاخرعمرت لندن وبه خصوص جیمی روفراموش نمیکنی!! من ازجیمی باایمان بودن رویادگرفتم وفقط یه سوال ذهنمودرگیرکرده اگه اقای اسپارکس هنوزحلقهی جیمی روازدستش درنیاورده چجوری ازدواج کرده؟ اصن چجوری زنش گذاشته این داستانوبنویسه؟ 😀