نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی درد که کسی را نمیکشد - جاناتان فرنزن
4.4
5 رای
مرتبسازی: پیشفرض
من عاشق جستارنویسیهایی این چنینی هستم.
چیرهای بسیار قابل درک و آشنا، با قلمی گیرا.
این نوشتهها قبلا در نشریاتی مثل نیویورکر و مجلهی هارپر چاپ شده، به مسئلهی حفظ فردیت در جامعهی شلوغ مزاحم و پیچیدگیهای آن میپردازد. اگر این جستار فرنزن رو دوست داشتید جستارهای والاس را هم بخوانید. فرنزن بخشی از جستارها رو به نویسندهی فقید دیوید فاستر والاس اختصاص داده.
چیرهای بسیار قابل درک و آشنا، با قلمی گیرا.
این نوشتهها قبلا در نشریاتی مثل نیویورکر و مجلهی هارپر چاپ شده، به مسئلهی حفظ فردیت در جامعهی شلوغ مزاحم و پیچیدگیهای آن میپردازد. اگر این جستار فرنزن رو دوست داشتید جستارهای والاس را هم بخوانید. فرنزن بخشی از جستارها رو به نویسندهی فقید دیوید فاستر والاس اختصاص داده.
وقتی دربارهی فناوری مینویسد،
وقتی به روابط انسانی میپردازد،
و حتی وقتی از دوستش دیوید فاستر والاس یادمیکند.
و در نهایت به این نکته اشاره میکند در پیچیدگیهای زندگی بهتر است مشکل را کتمان نکنیم و آن را بپذیریم؛ چون تنها پس از پذیرش این واقعیت دردناک و خشونت آمیز است که میشود به زندگی کردن، ادامه داد. اندکی درد کسی را نکشته بود و از این به بعد هم نخواهد کشت!
در نقد این کتاب، خواندم که به ترجمه خرده گرفته شده بود، شخصا چون اول متن چاپی را مطالعه کردم (اقرار میکنم گاها جملات، بعلت طولانی بودن، برایم نامفهوم بود) و سپس کتاب صوتی را گوش کردم، همهی ابهامها از بین رفتند؛ بنظرم ایراد از ترجمه نیست و صرفا باید جملات را با «علائم نگارشی» برای وقفههای گاه و بیگاه ویراستاری مجدد کرد.
در مورد این کتاب باید چند نکته را در نظر گرفت:
اول- وابستگی زمان و فرهنگ جستار است: اینکه در زمانی هستیم که بسیاری از مسائل اشاره شده در این کتاب تغییر کرده است (مثلا سیطرهی تکنولوژی و تأثیر شبکههای اجتماعی روی همان خلوتی که در جستجوی دوم ذکر شده)
دوم- بخش بزرگی از صحبتها در مورد فرهنگ امریکایی نویسنده است که شاید برای ما خیلی ملموس نباشد (خصوصا اسامی ذکر شده در جستار سه)
خوانش، تن صدا و لحن گوینده بسیار خوشایند بود.