کتاب من از مادرم بزرگترم
مریم عامریشام مامانم را دادم، بردمش تو اتاق خودم خواباندمش. روی تختم عروسک قرمزم را که خیلی دوست داشت گذاشتم بغلش. سرم را گذاشتم رو پاهاش. دلم برایش تنگ شده بود، برای نوازش هایش، برای قصه هایش، برای همه چیزش، همه...
۷,۰۰۰ ت
۷,۰۰۰ ت
دریافت کتاب
1