رمان چتری برای پروانه ها
ندا بشر دوستقدم هایش بلند و محکم بود. گویی می خواست تمام خشم و عصیانش را به سنگفرش های زیر پا منتقل کند. هر رهگذری به محض دیدنِ او، امواج خشم و غضبش را حس می کرد، حتی جوانانی که خوش پوشی او، آنها را مثل یک آهن ربا به طرفش کشیده بود، به...
رایگان
رایگان
دریافت کتاب
1