نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی ما، پس از حادثه - ریچل زیمرمن
4.3
18 رای
فرح حقیقی
۱۴۰۴/۱۱/۰۵
10
شیوه نگارش عالی و کاملا حرفه ایست نویسنده با استفاده از تشبیه و استعاره های زیبا و بجا جملاتی بی نقص و بیادماندنی خلق نموده و صدالبته ترجمه عالی جناب رضائی هم تاثیرگذار بوده، نویسنده با پس و پیش کردن جدول زمانبندی وقایع داستان رو از یکنواختی خارج کرده و موجب اشتیاق مخاطب برای دنبال کردن داستان میشه، موسیقی ابتدای فصل ها ملایم و کوتاه هستند و قرائت داستان بدون فوت وقت آغاز میشه، صدای خانم روشناس دلنشین و مناسبه فقط کاش انتهای جملات را واضح تر ادا میکردند، و اینقدر ولوم صداشون رو پائین نمی آوردند، اما موضوع داستان در مورد خودکشی و عواقب بعد از این حادثه است، بنظرم اکثر کسانی که مبادرت به این کار می کنند زیادی خودخواهند چرا که بقول خانم زیمرمن اصلا به اندوه عظیمی که بعد این حادثه بروی اطرافیانشون آوار میشه و به حس رهاشدگی و خیانت که وابستگان فرد را رها نخواهد کرد و به ویرانی که بعد از رفتنشان باقی می گذارند اهمیتی نمیدن و در پایان میخوام یادآوری کنم همیشه امیدی هست، چون خدایی هست. ممنون از کتابراه عزیز
در این کتاب علاوه برآشنایی با اثرات و تبعات خودکشی بر زندگی سایر افراد خانواده، بازماندگان و چالشهایی که با اون روبرو هستند، با بیماری وزوز گوش، ایجاد مزاحمت شدید و احتمال به هم ریختن تعادل سیستم عصبی رو همراه داشت آشنا شدم، بد نیست با بیماریها با سهل انگاری برخورد نشه، و نکته مهم، دراین کتاب همراهی و همدلی دوستان و خانواده این خانم بودند که بعد از حادثه تنهاش نگذاشتند، در این حوادث اگر مقصری هم باشه شناخت اون در حیطه تشخیص افراد عادی و غیر متخصص نیست، و علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
می بایست آقای (ست) که خودش استاد دانشگاه و تحصیلکرده بود و از سابقه دو قطبی بودن خانوادهاش هم خبر داشت از کمال گرایی و از لذت همیشه برنده بودن مطلع بود از دکترهای حوزه روانشناسی کمک میگرفت، احتمالا با هوشیاری بسیار دکتر رو هم فریب داده چون در جایی از کتاب میگه پرسشنامه رو امضا کرد که هرگز دست به خودکشی نمیزنه ولیای دل غافل
که فجیع تر عمل کرد، ست ظاهرا ادم مفیدی بود استاد دانشگاهام آی تی، تدریس و رباتیک و در جهت پیشرفت علم و تکنولوژی کار میکرد.
ولی به شخصه نظرم اینه ادمهایی که برای خانواده، اطرافیان و جامعه مفید نیستند و حتی به شکلی مضر هستند آزار میرسونند مثلا کلامی، سایبری، رفتاری، یا در معاملات با نا عدالتی حق مردم رو ضایع میکنند و حق مردم رو میخورند اونها باید خودکشی کنند
می بایست آقای (ست) که خودش استاد دانشگاه و تحصیلکرده بود و از سابقه دو قطبی بودن خانوادهاش هم خبر داشت از کمال گرایی و از لذت همیشه برنده بودن مطلع بود از دکترهای حوزه روانشناسی کمک میگرفت، احتمالا با هوشیاری بسیار دکتر رو هم فریب داده چون در جایی از کتاب میگه پرسشنامه رو امضا کرد که هرگز دست به خودکشی نمیزنه ولیای دل غافل
که فجیع تر عمل کرد، ست ظاهرا ادم مفیدی بود استاد دانشگاهام آی تی، تدریس و رباتیک و در جهت پیشرفت علم و تکنولوژی کار میکرد.
ولی به شخصه نظرم اینه ادمهایی که برای خانواده، اطرافیان و جامعه مفید نیستند و حتی به شکلی مضر هستند آزار میرسونند مثلا کلامی، سایبری، رفتاری، یا در معاملات با نا عدالتی حق مردم رو ضایع میکنند و حق مردم رو میخورند اونها باید خودکشی کنند
باید این کتاب رو از دو دید بررسی کرد که آیا صرفا یه شرح حال نویسی ساده از موضوع خودکشی بوده و یا کتابی با قصد آگاهی سازی از این واقعه تلخ؟
اگه از دید اول بهش نگاه کنیم، بنظرم نویسنده خیلی ضعیف عمل کرده بود چراکه اصلا نتونسته بود خواننده رو به حس همراهی و همزاد پنداری دعوت کنه و از سوگواری و غمی که داره آگاه کنه و بیشتر از داستان نویسی شبیه گزارش خبری بود.
اما دید دوم، در این زمینه هم باید پیشنهادات علمی و معتبر از نظر متخصصان این حوزه برای بازماندگان و یا افرادی با ذهنیت خودکشی ارائه میکرد.
در کل از نظر من کتابی بلاتکلیف از لحاظ محتوا بود و صرفا یک اشتراک گذاری تجربیات بود. اگه به جای حاشیه پردازی های زیاد و جزئیات غیر ضروری به عنوان یک خبرنگار مصاحبه ای باخانواده های بازمانده و گرداوری تجربیات آنها از این وقایع جمع آوری می کرد، بسیار جذاب تر بود.
اگه از دید اول بهش نگاه کنیم، بنظرم نویسنده خیلی ضعیف عمل کرده بود چراکه اصلا نتونسته بود خواننده رو به حس همراهی و همزاد پنداری دعوت کنه و از سوگواری و غمی که داره آگاه کنه و بیشتر از داستان نویسی شبیه گزارش خبری بود.
اما دید دوم، در این زمینه هم باید پیشنهادات علمی و معتبر از نظر متخصصان این حوزه برای بازماندگان و یا افرادی با ذهنیت خودکشی ارائه میکرد.
در کل از نظر من کتابی بلاتکلیف از لحاظ محتوا بود و صرفا یک اشتراک گذاری تجربیات بود. اگه به جای حاشیه پردازی های زیاد و جزئیات غیر ضروری به عنوان یک خبرنگار مصاحبه ای باخانواده های بازمانده و گرداوری تجربیات آنها از این وقایع جمع آوری می کرد، بسیار جذاب تر بود.
کتاب خیلی خوبی چود چون داستانی واقعی بود و چون نویسنده روزنامه نگار بوده خیلی خوب و خبر گونه نوشته طوری که انگار داره احساساتش رو هم گزارش میده…واقعا حس آشنا و واقعیه چرا من؟ رو خیلی خوب میگه و اینکه هیچ کاری نمیتونی در مورد افکار بعضی از آدما انجام بدی که زندگیت رو با مرگ و خیانت خودشون طوری به چالش میکشن که فقط چرای بدون پاسخ برات میزارن چرایی که دوست داری یک ساعت قبل از نبودشون فقط از خودشون میپرسیدی البته اگه جوابی صادقانه، منطقی و قانع کننده بهت میدادن …. و اینکه زندگی چیز مزخرف غیرقابل پیش بینی هستش به قول نویسنده هروقت منتظر چیزی هستی اتفاق نمی افته… به نظر من مترجم و همچنین گوینده اش هم خیلی خوبه
روایت واقعی که در زندگی عادی حتما نمونه ای از این داستان را دیده ایم. مقوله خودکشی که کمتر به آن پرداخته میشود و پس از حادثه همه بدنبال مقصر هستند را به زیبایی تشریح کرده. قضاوتهایی که با بی رحمی در مورد خانواده فردی که خود خواسته به زندگی پایان می دهد، همه و همه را. به زیبایی شرح داده، شاید برای کسانی که از اطرافیانشان این تجربه را داشتند داستان جاذبه و کشش بیشتری داشته باشد. آدم هایی که از بیرون دلیلی برای پایان دادن به زندگی ندارند و اینکار را میکنند بیش از پیش اطرافیان را دچار سردرگمی پس از مرگشان میکنند توصیفی زیبا در این زمینه است. صدای خواننده گرم و دلنشین و متناسب با سن خانم نویسنده است
به عنوان کسی که در گذشته خیلی جدی به خودکشی فکر کردم و برای انجامش برنامه ریزی داشتم، باید بگم این کتاب به روشنی پاسخ سوال هایم را در مورد خانواده پس از مرگ یکی از اعضا را داد. حقیقت اینه که ما اونقدر که فکر می کنیم حتی به مرکز دنیا نزدیک هم نیستیم. چه برسه به اینکه مرکز و نقطه ثقل جهان باشیم حتی برای همسر و بچه ها. امروز سالها از وقتی که افکار خودکشی داشتم گذشته. اما با شنیدن این کتاب فهمیدم حتی به وقت برنامه ریزی برای خودکشی هم به خودم سخت گرفتم. چقدر احمقانه.
نویسنده بیش از حد از نظر من ضعیف بود و خیلی بدنبال روانکاو برای یه مسئله بود که به مرور زمان کم اهمیت میشد کتاب فرزندان سانچز یا امثال اینها میشه بار غم تو یه زندگی درک کرد و گرنه خیلی از زن ها تونستن بدون همسر زندگی خود را روبه راه کنن مثل خیلی از مردان که در طول تاریخ در جنگ از بین رفتن حس میکنم نویسنده خیلی حال شخص اصلی را زار نشون میده درصورتی که میتونست شرایطش خیلی بدتر از اینها باشه
