نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی دریاچه متروک - ریچل کین
4.2
252 رای
M R
۱۴۰۳/۰۱/۳۱
94
کتاب دریاچه متروک، داستان زندگی زنی است که بعد از سالها بی خبری و آرامش در زندگی متوجه میشه شوهرش قاتل سریالیه که دهها زن جوون رو کشته و سلاخی کرده و در ادامه سعی میکنه همراه بچه هاش از اون گذشته تاریک فرار کنه. نویسنده در ایجاد فضای تعلیق، ترس و ناامیدی کاملا موفق بوده و خوندن کتاب رو به افرادی که با چنین داستانهایی دچار استرس وترس میشن اصلا توصیه نمیکنم. کتاب چند نقطه تاریک و غیرقابل قبول داره، کارهای شوهر جینا واقعا اغراق شده و غیرقابل باورند همونطور که بی خبری و حماقت اون!! و در ادامه خیلی عجیبه با اینکه اون مدام در حال فراره و به هیچکس اعتماد نداره چطور به شخصی خاص اعتماد میکنه و بهش پول میده که براشون مدارک تهیه کنه در حالی که حتی اون رو نمیشناسه و ندیده!! به نظر من داستان میتونست خیلی واقعی تر و قابل پذیرش تر باشه. خوانش صوتی کتاب هم بد نبود اما صداها و موسیقی خیلی ناگهانی زیاد میشه که وسط گوش کردن داستان آزاردهنده ست.
صدای راوی داستان را خیلی دوست داشتم لحن و صوتشون در ادای کلمات و جملات و حسی که میخواستن منتقل کنن عالی بود؛
داستان با ژانرب جنایی رمز الود و ترسناک است از نظر من ایراداتی به متن داستان وارد است مثلا اینکه به راحتی تغییر هویت میدادن و با اون هویتها مدرسه میرفتن معامله میکردن و … ولی در کل روند داستان را دوست داشتم کسیری هیجانی و ترسناک داستان که به خوبی توسط راوی به شنوده منتقل میشد یک حس دلهره ایجاد میکرد و شنوده را ترغیب به پیگیری روند داستان میکرد به نظرم موسیقی داستان با اینکه با موضوع داستان متناسب بود کمی طولانی و ازار دهنده بود در کل از نظر داستان زیبایی بود و اینکه نشان میداد انسانها میتوانند چهرههای متفاوت داشته باشند مثلا جینا که یک چهره زن خاندار، ارام و شکننده داشت و چهره دیگرش زنی قوی و قدرتمند و مادری نمونه بود و همسرش که یک چهره مردی مقتدر موجه و خوب و یک چهره هیولایی داشت نکته اخر به نظرم برای شنیدن یا خواندن این کتاب محدودیت سنی قرار دهید چون به هیچ وجه منتسب کودکان و نوجوانان نیست
داستان با ژانرب جنایی رمز الود و ترسناک است از نظر من ایراداتی به متن داستان وارد است مثلا اینکه به راحتی تغییر هویت میدادن و با اون هویتها مدرسه میرفتن معامله میکردن و … ولی در کل روند داستان را دوست داشتم کسیری هیجانی و ترسناک داستان که به خوبی توسط راوی به شنوده منتقل میشد یک حس دلهره ایجاد میکرد و شنوده را ترغیب به پیگیری روند داستان میکرد به نظرم موسیقی داستان با اینکه با موضوع داستان متناسب بود کمی طولانی و ازار دهنده بود در کل از نظر داستان زیبایی بود و اینکه نشان میداد انسانها میتوانند چهرههای متفاوت داشته باشند مثلا جینا که یک چهره زن خاندار، ارام و شکننده داشت و چهره دیگرش زنی قوی و قدرتمند و مادری نمونه بود و همسرش که یک چهره مردی مقتدر موجه و خوب و یک چهره هیولایی داشت نکته اخر به نظرم برای شنیدن یا خواندن این کتاب محدودیت سنی قرار دهید چون به هیچ وجه منتسب کودکان و نوجوانان نیست
با تشکر از تیم محترم کتابراه که تحت هر شرایطی به اثبات رسانده است همواره در ترویج فرهنگ کتابخوانی و همراهی با خوانندگانش در هر شرایطی پیشتاز است 🌹. در رابطه با این جلد کتاب باید عرض کنم نویسنده ی محترم برای ایجاد تعلیق از هیچ امکانی دریغ نکرده اند هرچند با توجه با سادگی شخصیت اصلی جینا/ گوئن انتخابهایش شاید به ظاهر منطقی نباشند اما منطبق با ریتم شخصیتی او هستند. تنها نکته ای که نویسنده از ان غافل مانده تاثیر حالت بقا بر روان انسان است که با پیدا کردن چند دوست و چند همنشینی به هیچ عنوان نمیتوان آنرا بهبود بخشید و باقی ماندن در حالت فوران دائمی کورتیزول تاثیرات به شدت گسترده ای بر جسم و روح باقی میگذارد که با ریتم زندگی جینا و فرزندانش در بازه های آرامتر به هیچ عنوان تناسب نداشت. اگر نیاز به انگیزه برای ادامه دادن در شرایط سخت دارید و یا از داستانهای جنایی پر تعلیق لذت میبرید از مطالعه ی این کتاب پشیمان نخواهید شد. با سپاس از خوانشگر محترم خانم بختی از صدا و خوانش روان شما لذت بردم 🌹.
تصور کنید. آدمی که با او سالها زندگی کرده اید. و در حالی که او یک همسر و پدری نمونه است را تا حالا نشناخته است. و او نقابی بر چهرهی یک هیولا بود. تا در ورای آن، خود را پنهان کند. حتی تصورشم هم وحشتناک است. چه برسه به واقعیت... کتاب «دریاچه متروک» به قلم «ریچل کین» به ترجمه «حسین مسعودی آشتیانی» از نشر «کتاب کوچه» به چاپ رسیده است. جینا رویال زندگی معمولی و راحتی داشت، البته همه چیز عالی نبود. ولی او از بیشتر لحظات زندگیاش راضی بود. تا زمانی که یک راننده مست با وانت قرمزش مستقیم وارد پارکینگ خانهاش میشود؛ پارکینگی که محل کار همسرش است. و او تا حالا پا به داخل آن نگذاشته بود. و این تصادف یک واقعیت دردناک را نشان میدهد. همه چیز در مورد همسر قاتلش بر ملا شد. و پای جینا نیز به داخل ماجرا کشیده میشود. چون چه کسی باور میکند. که او نیز همدست شوهرش نباشد... این کتاب، داستان زندگی پنهان جیناست. که چگونه مجبور است برای زنده ماندن خودش و فرزندانش تلاش بکند. و از یک زن منفعل به زنی خود ساخته و مبارز تبدیل میشود. ممنون از کتاب راه برای چنین هدیه آخر هفته خوبی 💐
داستان به خوبی پردازش شده بود و تا آخرین قسمتها نمیتوانستی نتیجه را حدس بزنی. تکاپوی یک زن برای حفظ آرامش دختر نوجوان و پسرش در جامعهای که به دلیل جنایات شیطانی پدرشان دید مثبتی به آنها ندارند و واقعا هم سخت است دو شخصیتی بودن پدر را باور کنی. البته با توجه به فرهنگ غرب که مشورت با روان پزشک جزء جریان جاری زندگی است جای تعجب دارد که چرا زن در مورد رفتار خصوصی با همسر با روان پزشک صحبت نمیکرده و حال این که برای فرزندان این کار را کرده. نقص قانون که بعد از این همه جنایت چه طور هنوز قاتل دوران حبس را میگذراند تا بعد از ۲۰ سال اعدام شود هم جای سوال است. ارتباط از درون زندان با بیرون هم که برای جذابیت و هیجان دادن به ماجرا اضافه شده و همه اینها دست به دست هم داده تا داستانی پر ماجرا خلق شود و در نهایت پس از تلاش بسیار برای رویارویی با واقعیت زندگی و تلاش برای ثبات و رسیدن به آرامش فرار شوهر مجرم و بسیار خطرناک از نظر شخصیت از زندان ترس و بیم را همچنان در قهرمان داستان نگه میدارد تا ببینیم در آینده چگونه از این هراس همیشگی نجات مییابد. از کتابراه بسیار سپاسگزارم برای ارائه صوتی داستان که بسیار آن را جذاب تر کرده بود🙏🏻🙏🏻
کتاب دریاجه متروک با ژانر جنایى و وحشت به گویندگی خانم متین بختی بسیار عالی بود. داستان خانوادهاى که دریک روز زندگیشون کاملا زیرورو میشه و از رازهاى شومى پدر خانواده پرده برداشته میشه.
زن وفرزندانى به خاطر جنایات وحشتناک پدر خانواده محکوم به زندگی مخفیانه میشن بطور که با هویتهای جعلی در جامعه به زندگی خود ادامه دهندو در فضای مجازی با توهینها و تحدیدات بسیار وحشتناک مردم روبه رو هستند. بنظرم هدف نویسنده این بوده که نزدیکان ما چقدر میتونن گاها غیر قابل پیش بینی و خطرناک باشند و ممکن است از بیماریهاى روانى رنج ببرند که حتی از آنها خبر دار هم نباشیم و مردمى که میتونن انسانهاى بى کَناه مورد قضاوت قرار دهند وآنها را مجرم بدونند و غافل از این که ممکن اونها در برابر این حجم قضاوت و بی عدالتی آسیب پذیرتر باشند. بنظرم کتاب عالیه بود برای این به هر کسی اعتماد نکنیم و گاهی واقعیت میتونه آنچه که نشون میده نباشه
زن وفرزندانى به خاطر جنایات وحشتناک پدر خانواده محکوم به زندگی مخفیانه میشن بطور که با هویتهای جعلی در جامعه به زندگی خود ادامه دهندو در فضای مجازی با توهینها و تحدیدات بسیار وحشتناک مردم روبه رو هستند. بنظرم هدف نویسنده این بوده که نزدیکان ما چقدر میتونن گاها غیر قابل پیش بینی و خطرناک باشند و ممکن است از بیماریهاى روانى رنج ببرند که حتی از آنها خبر دار هم نباشیم و مردمى که میتونن انسانهاى بى کَناه مورد قضاوت قرار دهند وآنها را مجرم بدونند و غافل از این که ممکن اونها در برابر این حجم قضاوت و بی عدالتی آسیب پذیرتر باشند. بنظرم کتاب عالیه بود برای این به هر کسی اعتماد نکنیم و گاهی واقعیت میتونه آنچه که نشون میده نباشه
درود کتاب دریاچه متروک نوشتهی ریچل کین، نویسندهی آمریکایی، رمانی با فضایی دلهره آور و ترسناک است. از نقاط قوت این کتاب میتوان به ریتم تند و پرحادثهی داستان اشاره کرد؛ به طوری که نویسنده به خواننده مجال نفس کشیدن نمیدهد و ماجراها پی درپی رخ میدهند، بدون اینکه داستان خسته کننده شود. توصیف فضاها، حالات و احساسات بسیار قوی و دقیق است و نشان میدهد نویسنده قلمی توانمند دارد. دریاچه متروک اولین جلد از مجموعه رمانهای کین است و کتاب بعدی این مجموعه با عنوان مردی از شب (شکار هیولا) منتشر شده است. روایت کتاب نیز بسیار حرفهای انجام شده؛ صدای رسا، فراز و فرود مناسب و انتقال احساسات به خوبی نشان دهندهی مهارت بالای راوی است. موسیقی پایانی فصلها کمی بلند بود، اما در مجموع به القای حس ترس کمک میکرد و انتخاب مناسبی به نظر میرسید. در مجموع، شنیدن این کتاب را پیشنهاد میکنم و امیدوارم شما هم از آن لذت ببرید. سپاس از کتابراه.
داستان با سوژه ای مشابه "در قفل"اثر فریدا مک فادن شروع میشه، نگارش داستان غیرحرفه ای و در مواردی اغراق آمیز و غیرمنطقی است، صدای خانم بختی مناسبه اما تغییر لحن هاشون بویژه جایی که بجای دختر و پسر ژینا صحبت می کنند بشدت غیرحرفه ای، بی کلاس و رو اعصابه و اگه قراره باز هم کتاب صوتی بخونن، لطفا لطفا لطفا مهارتهای لازم را کسب کنند، در مورد غیرحرفه ای و اغراق آمیز بودن نگارش داستان مثال فراوونه، یه موردش رو میگم: وقتی تو کافه بچه ها به دسر گوئن ناخنک می زنند میگه: اگه قبلا بچه ها این کارو میکردن مجازاتی کمتر از "اعدام" در انتظارشان نبود ولی الان دیگه اون آدم سابق نیستم و... در مورد حوادثی هم که تو داستان اتفاق میفته در بیشتر موارد غیرمنطقی و یه جورایی اهانت به شعور مخاطب است.
با سلام دمت کتابراهی های عزیز کتاب صوتی دریاچه متروک کتابی بسیار استرس زا و پر از هیجان برای افرادیه که داستان های جنایی و قتل و معماها را می پسندند هرچند به نظر من در کل داستان اغراق شده چطور امکان دارد یک مرد عاشق خانواده قاتل سریالی و پشت دیوار خانه ای که خانواده اش سکونت دارند شروع به سلاخی و مثله کردن اجساد کند و خانواده هرگز سعی نکنند تا وارد محل کار پدر بشن چطور امکان دارد یک خانم از کارهای همسر خبر نداشته باشد و هرگز پا به کارگاه همسر نگذاشته باشد. وبقیه داستان با همین رویه. سعی در نادیده گرفتن رفتار همسر پیش برود. ماجراهای بعدی و اوارگی زندگی زن و بچه هارا در پی داشته باشد با سلیقه من سازگار نبود چون خیلی سوالها برای من باقی ماند
اوایل داستان همه چیز خوب بود، هم خط داستانی و هم صدای گوینده.
ولی الان همه چیز تکراری و غیر قابل تحمل شده و صدای گوینده هم این رو دو چندان میکنه. ترسناک بودن چیزی نیست که بشه در تمام داستان اون رو دید و واقعا تا وسطهای داستان حوصله آدم سر میره. شخصیت زن اصلی به شدت غیر عادیه، شاید صفت خنگ و فاقد ثبات فکری شایستهاش باشه. من تا اینجاش رو هم به امید بهتر شدن خط داستانی و بهتر شدن مهارتهای گوینده تحمل کردم و احتمالا تا یکمدتی که این موضوعات کم رنگ بشه در ذهنم، داستان رو نصفه دراپ میکنم و شاید بعداً ادامهاش رو گوش بدم. اگر تا انتها گوش دادم شاید بتونم بگم که ارزش گوش دادن داره، ولی تا اینجای داستان که نه، ارزش نداره.
ولی الان همه چیز تکراری و غیر قابل تحمل شده و صدای گوینده هم این رو دو چندان میکنه. ترسناک بودن چیزی نیست که بشه در تمام داستان اون رو دید و واقعا تا وسطهای داستان حوصله آدم سر میره. شخصیت زن اصلی به شدت غیر عادیه، شاید صفت خنگ و فاقد ثبات فکری شایستهاش باشه. من تا اینجاش رو هم به امید بهتر شدن خط داستانی و بهتر شدن مهارتهای گوینده تحمل کردم و احتمالا تا یکمدتی که این موضوعات کم رنگ بشه در ذهنم، داستان رو نصفه دراپ میکنم و شاید بعداً ادامهاش رو گوش بدم. اگر تا انتها گوش دادم شاید بتونم بگم که ارزش گوش دادن داره، ولی تا اینجای داستان که نه، ارزش نداره.
داستان تکان دهنده ای بود. ماجرای قتل های سریالی که معمولا روایت می شود، این بار از زاویه ی دیگری دیده شده بود. همه همیشه به قاتل و کارهای او و به دام افتادن او توجه می کنند. اما کسی از حواشی زندگی آن قاتل یاد نمی کند. در این داستان قاتل خانواده دارد و بعد از دستگیر شدن او، شرایط عجیب خانواده اش موضوع اصلی داستان قرار گرفته که بسیار نکته دارد. واقعا چه اتفاقی برای خانواده های مجرمین می افتد!!! جامعه در اکثر موارد خانواده ی مجرم را هم جنس او می بینند. در حالیکه لزوماً این طور نیست. به نظرم نویسنده در کنار هیجانی که در داستان ایجاد کرده آموزش خوبی هم به جامعه می دهد. ارائه ی داستان هم تمیز و پر حس بود. ممنونم از کتابراه.
صدای گوینده خانم متین بختی بسیار مناسب انتخاب شده است و ایشان ریتم خوبی در داستان ایجاد کرده اند. داستان کتاب بسیار هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی است. تمام احساسات و فشارها و مشکلاتی که برای خانواده یک قاتل می تواند بوجود آید بخوبی تشریح شده است. البته در بعضی موارد اغراق هایی مشاهده می شود مثل ارتباط با ابسوال و یا کشمکش جینا با قاتل سریالی دوم و یا اطلاع قاتل از مسایل مرتبط با زن و فرزندانش که البته در داستان نویسی مرسوم است. رفتارهای دو نوجوان دختر و پسر با توجه به سن آن ها بسیار خوب بازگو شده و قابل تامل است. کلا احساسات تمام افراد درگیر در ماجرا خیلی خوب بازگو و بیان شده است. ممنون از کتابراه
کتاب دریاچه متروک ژانر جنایی و وحشت دارد. خانوادهای که در یک روز زندگیشان کاملا زیرورو میشود و از رازهای شومی پرده برداشته میشود. همسر و فرزندانی که نه تنها قربانی پدر خانواده میشوند از طرفی در دنیا مجازی و واقعی مردم با آنها دشمن میکنند. هدف نویسنده از این کتاب این است که نزدیکان ما چقدر میتوانند خطرناک باشند و هیچ وقت ما از بیماریهای روانی آنها خبردار نیستم و مردمی که انسانهای بی گناه یک خانواده را قضاوت میکنند و آنها را مجرم حساب میکنند و غافل از این هستند که چه آسیبهای بیشتری به زن و فرزندانش وارد میکنند.
واقعا کتاب ضعیفی بود. داستان قابل پیش بینی و در خط سیر مستقیم بود. بسیار بی دلیل کشدار شد و بیش از حد به جزییاتی میپرداخت که نه تنها کمترین اثر رو در جذب مخاطب نداشت بلکه حوصله سر بر بود و صادقانه بگم اگر میدانستم چنین حوصله سر بره نمیخریدمش. شخصیت اصلی بسیار دچار تزلزل بود و عوامل اضطراب و دغدغه ذهنیش رو به کرات بیان میکرد که لزومی نداشت داستان در قسمتهایی مثل اعتماد کامل به شخصیت آبسولوم منطقی و معقول نبود و نهایتا همونطور که پیش بینی میشد پایان یافت و پایانش برای من خوشایند تر از ادامش بود. کلا نمره من از ده به این کتاب بیش از 3 نیست و مطالعش رو به کسی پیشنهاد نمیکنم.
همیشه یک داستان جنایی رو از دید کارآگاه، قربانیها یا خود قاتل خوندیم اما این بار داستان از زبان شخص دیگهای روایت میشه و ترسها و نگرانیهای شخصی گفته میشه که شاید کمترین توجه بهش میشده. کسایی که با اون قاتل زندگی کردند بدون اینکه حتی خودشون آگاهی داشته باشن پشت پرده این مرد به ظاهر عالی چه کسی وجود داره و بعد از اینکه فهمیدن دقیقا چه هیولایی پشت این ظاهر بوده چه بلایی سر اونها میاد؟
نویسنده با مهارت تونسته اون فضای ناامن و دلهره آور رو از دید شخصیت اصلی رو روایت کنه و به نظرم ارزش شنیدن رو داره.
نویسنده با مهارت تونسته اون فضای ناامن و دلهره آور رو از دید شخصیت اصلی رو روایت کنه و به نظرم ارزش شنیدن رو داره.
خوانش راوی خوب نیست، خیلی جاها اغراق میکنه، در واقع یک لحن بسیار تکراری و مصنوعی داره، و بعضی جاها احساسات منتقل شده از صدا با کلمات جور نیست، صدا در توصیف محیط همون سرعت و لحنی رو داره که در توضیف سکانسهای بگو مگو هست، در کل ارتباط نگرفتم با صدا و خوانش گوینده و اما راجع به داستان یک داستان جنایی، معمایی معمولیه، پایانش هم تا حدودی اصغر فرهادی طوره، که ذهن خواننده درگیر شه، در کل ارزش یه بار خواندن یا شنیدن رو داره در صورتی که کتابهای قشنگتری برای خواندن ندارید، یا میخواهید صرفا کمی سرگرم شید، گزینه خوبیه
در کتاب دریاچه متروک اثر ریچل کین زنی به نام جینا به همراه دو فرزندش در شبی که یه تصادفی نزدیک خونهاش میشود متوجه میشود که پارکینگ خانهاش محل قتلهای دخترهایی بوده که شوهرش در انجا انجام میداده است. پلیس در اون زمان این زن را به علت همکاری با ملوین (شوهرش) دستگیر میکند و بعد از تبرئه شدن اسم خود و بچه هایش را عوض میکند و به جای دیگر نقل مکان میکنند. اتفاقاتی که بعد از ان برایش بوجود میاید او و بچه هایش را در دردسر قرار میدهد.
ترجمه روان و صدای گوینده و اهنگ پس زمینه عالی و متناسب با داستان بود.
ترجمه روان و صدای گوینده و اهنگ پس زمینه عالی و متناسب با داستان بود.
کتاب درمورد خانواده یه قاتل سریالیه که بعد از دستگیری پدر خانواده، برای فرار از کسایی که به خاطر جنایت های اون، ازشون کینه به دل گرفتن اسم و هویتشون رو تغییره می دن و به شهر دیگه ای نقل مکان می کنن، اما یه روز جسدی توی شهر محل سکونتشون پیدا می شه که شیوه ی قتل خیلی شبیه به قتل های پدرخانواده ست. کتاب جنایی خوب و هیجان انگیزی بود، اگرچه موضوع جدیدی نداشت ولی نویسنده خوب تونسته بود هیجان و کشش رو در طول داستان حفظ کنه. خوانش راوی هم عالیه بود و به هیجان کتاب اضافه می کرد.
این کتاب یه رمان معمایی و پرهیجانه که بیشتر حال وهوای جنایی و رازآلود داره. داستانش درباره ی زنیه که بعد از یه گذشته ی تاریک، سعی می کنه زندگی تازه ای شروع کنه، اما دریاچه ای که کنارش زندگی می کنه پر از راز و خطره. فضای کتاب سنگین و پرتنشه، جوری که مدام حس می کنی یه اتفاق بد نزدیکه. سبک نوشتن کین هم خیلی سریع و بی وقفه ست، انگار نمی ذاره نفس بکشی و مجبورت می کنه تا آخر دنبال کنی. خوندنش بیشتر شبیه یه سفر پر از ترس و کنجکاویه 🌑
کتاب، جنایی است و جالب وزیران انگیز نوشته شده است، زنی خانه دار، که تمام هدفش مادر و همسر خوب بودن است به یکباره بر اثر یک تصادف میفهمد شوهرش یک جنایتکار بی رحم و زنجیرهای است.
او برای تبرئه خود، و حفظ فرزندانش، نمیتواند به کسی اعتماد کند وبا خیل عظیمی از کسانی که از او وخانوادهاش متنفرند مواجه میشود برای موفق شدن تبدیل به زنی جنگجو میشود وزیبایی کتاب در همین دگرگونی زنی آرام و خانه دار است. که تبدیل به مادری مبارز میگردد ممنون از شما
او برای تبرئه خود، و حفظ فرزندانش، نمیتواند به کسی اعتماد کند وبا خیل عظیمی از کسانی که از او وخانوادهاش متنفرند مواجه میشود برای موفق شدن تبدیل به زنی جنگجو میشود وزیبایی کتاب در همین دگرگونی زنی آرام و خانه دار است. که تبدیل به مادری مبارز میگردد ممنون از شما
واقعا عالی بود. تا لحظه آخر نمیفهمی و حتی حدس هم نمیزنی که چه اتفاقاتی توی ماجرای داستان مهم بوده و مجرم اصلی کی هست. عاشق این مدل داستان هام.
فکر میکنم اگه کتاب رو میخوندم این قدر جذاب نبود که شنیدمش. چون صداهای بک گراند و آهنگی که روی کار گذاشته شده و همچنین صدای گوینده در قسمتهای مختلف کاملا احساس رو منتقل میکنه.
فکر میکنم اگه کتاب رو میخوندم این قدر جذاب نبود که شنیدمش. چون صداهای بک گراند و آهنگی که روی کار گذاشته شده و همچنین صدای گوینده در قسمتهای مختلف کاملا احساس رو منتقل میکنه.
یادش بخیر با یه نفر که خاطرش به شدت عزیز بود و هست برام قرار میذاشتم هر ماه یک کتاب بخونیم و این کتاب و جلد بعدش، یکی از اون کتاب هایی بود که با هم خوندیم. داستانش واقعا قشنگه درام داستان و فعال و انفعالات درونی خود شخصیت داستان خیلی بیشتره تا چیز های دیگه. من واقعا هم این کتاب رو دوست داشتم. هم جلد بعدش رو. البته ریچل کین پنج جلد نوشته ولی کلا دو جلد ترجمه شده. و کاش بقیه جلد هاشم ترجمه میشد.
کتاب بسیار زیبا و هیجانی نشان دهنده صبر و پشتکار یک مادر و تلاش او برای بقا و حفاظت از فرزندانش ولی نمیدونم چرا اخر داستان باز هست و منتظر ادامه اون باید بود. داستان درباره زنی که شوهرش قاتل زنجیرهای بوده و زن سالها در کنار مرد زندگی و نمیدانسته شوهرش قاتل است و همین بی اطلاعی دردسرهای زیادی برایش به وجود میاورد شوهرش در زندان است و به دنبال کشتن همسر خود پیشنهاد میکنم
برای کتابهای معدودی کامنت میذارم و این یکی از اونهاست! کتاب جذاب و گیرا، نفس گیر، پر تعلیق و پر کشش بود. جاهایی در داستان مبهم باقی ماند مثلا: ۱. قربانی اول در دریاچه دو بار به دو شکل متفاوت توصیف شد؛ ۲. چطور جینا یا گوئن همسرش رو هیچوقت موقع حمل جسد ندیده بوده؟ یا موقع حمل زنان نگون بخت به داخل خانه؟ چون ماشین داخل حیاط بود و کارگاه در زیر زمین و یک در کوچک بیشتر نداشته!
راوی داستان همسر یک قاتل سریالیه این یعنی نگاه متفاوت به کل ماجرا و آسیبهایی که خانواده میتونن از این مسئله ببیننقبلا توی کتابهای دیگهای این نگاههای متفاوت رو دیدیم و به نظر من اکثرا جالب نبودن اما روایت این کتاب جذاب بود و دوسش داشتم جلد دوم هم خوندم اما متاسفانه ادامهی داستان ترجمه نشده و بعید میدونم بشه چون زمان زیادی از انتشار جلد دوم گذشته و هنوز خبری نیست
در مورد کتاب توضیح نمیدم چون تو بیو کتاب کامل توضیح داده واز کامنتها هم میشه فهمید که چه کتاب خوبی هست والبته کتاب در قفل هم نوشتهی فریدا مک فادن هم تو مایههای این کتاب هست وپیشنهاد میشه بخونید ولی من میخوام به گوینده کتاب خانم متین بختی تبریک وخسته نباشید بگم به خاطر خوانش بسیار خوب وصدای گرم ودلنشین، از صداتون بسیار لذت بردم موفق باشید
بسیار جالب بود، نویسنده موضوع خوبی را انتخاب کرده، معمولا وقتی در خانوادهای یک همچین جنایتکار وحشتناکی وجود دارد، متأسفانه کمتر به فکر اینکه خانواده آنها با چه مشکلاتی روبرو میشوند ومورد قضاوت قرار میگیرند میفتیم، ممنون از شما، اگر به این داستانهاعلاقمند هستید کتاب دختری در کابین شماره ده هم بسیار جالب است.
عالی بود و جذاب من که تا آخر میخکوب کتاب شده بودم. اتفاقات عجیب و غریب از یک زن ساده وترسو یک زن قوی وشجاع میسازد ضمن اینکه به داستانهایی از افراد روانی وزن ستیز اشاره دارد، هم نویسنده نگارش عالیی داشت هم مجری بسیار عالی اجرا کردند، شنیدنش را به دوستان کتابراهی که داستانهای پر هیجان را میپسندند پیشنهاد میکنم 🌸ممنونم از کتابراه
ترس ناتوانی و حس مادر بودن تو این کتاب خیلی شدیده! بنظرم بهترین کتاب در مورد قربانیان بازمانده خانواده قاتل ک هیچوقت بهش پرداخته نشده. ادمای بیگناهی که هیچ نقشی نداشتن زندگیشون ب یکباره نابود میشه. اینکه همش در حال فرار باشی باز جاتو پیدا کنن ولی در جلد دوم دیگه فراری نیست مثل جمله بهترین دفاع حمله ست!
اثری نسبتا سرگرم کننده است. متاسفانه نظیر بسیاری از آثار و نوشتههای امروزی غالبا چنان درگیر حاشیهها و مسائل بدون اهمیت میشود که گویی فقط هدف پرکردن صفحات است. نظیر پاراگرافی که تا دستشویی و کشیدن سیفون پیش میرود. خارج از متن کتاب کار حرفهای و کم نقص صداپیشگان جای تقدیر و تشکر دارد.
کتاب دریاچه متروک رو شنیدم اول از راوی کتاب ممنونم خوانش قابل قبولی داشت، متن داستان قابل حدس زدن بود و در قسمتهایی حس میشد شاخه و برگ اضافی به داستان داده شده ست، پایان باز کتاب رو دوست نداشتم، دوست داشتم پس از تحمل رنج و درد دست کم کمی آرامش پیدا میشد و حس خوب منتقل میکرد.
