در این داستان سعی شد احساسات و نگرشهای یک زن که نقشهای دختر، خواهر،... و مادری را برعهده دارد در برابر رهاشدگی گنگی که در سراسر داستان مشهود است و خواننده را در بهت قرار میدهد، را بیان کند، زنی بیمار از یک خانواده بیمار، دارای عزت نفس پایین، خشمگین و متوقع که با اشتباهات مختلف زندگی خود و کودکش را سخت میکند، به نظر نویسنده بیشتر دنبال جلب حس ترحم مخاطب با بیان مکرر و اغراق گونه صحنههای کاری و شرایط بیماری کودک، خشمهای بی دلیل معشوقه هاست
تضاد زیادی در بیان حالات و صحنهها وجود دارد، صاحبکارهایی که خانههای بسیار کثیف و متعفنی دارند با اینکه سطح زندگی خوبی دارند ولی به یک لکه اب روی آینه حساس اند، پدری که دختر مجردش را نمیتواند از ترس همسردومش نگه دارد، ولی درجای دیگه خود پدر مخالف شدید پذیرش او بر خلاف موافقت همسرش هست و... همه مقصرند، و خودش مظلومترین فردی است که دنبال رویای نویسندگی است و این هدف با توالت شوری به شکل پررنگ و نظافت منزل
دنبال میکند
شخصیت پردازی ضعیف، صحنه پردازی ضعیف و گنگی ماجراها و... نقاط ضعف داستان است
تضاد زیادی در بیان حالات و صحنهها وجود دارد، صاحبکارهایی که خانههای بسیار کثیف و متعفنی دارند با اینکه سطح زندگی خوبی دارند ولی به یک لکه اب روی آینه حساس اند، پدری که دختر مجردش را نمیتواند از ترس همسردومش نگه دارد، ولی درجای دیگه خود پدر مخالف شدید پذیرش او بر خلاف موافقت همسرش هست و... همه مقصرند، و خودش مظلومترین فردی است که دنبال رویای نویسندگی است و این هدف با توالت شوری به شکل پررنگ و نظافت منزل
دنبال میکند
شخصیت پردازی ضعیف، صحنه پردازی ضعیف و گنگی ماجراها و... نقاط ضعف داستان است