نظر باران برای کتاب صوتی آینه

آینه
باران
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
00
تشکر از کتابراه و نشر ماه آوا بابت این کتاب باارزش و پرمعنا که انسان را به فکر فرو میبره. هر لحظه این داستان، من رو شگفت زده می کرد و کلی سوال برام ایجاد می کرد و کنجکاویم رو بیشتر می کرد که چطور ممکنه یه انسان حتی اسمش رو فراموش کرده باشه؟ به نظر من منظور نویسنده این بوده که اون فرد اینقدر شخصیت و وجودش برای خودش بی ارزش بوده که هیچ ارزشی برای خودش قائل نبوده و حتی خودش رو لایق این نمیدونست که کسی براش وقت بذاره و کلی شرمنده میشد که وقت کسی رو بگیره راجع به هویت خودش. این فرد در حقیقت سالها در آینه خودش رو ندیده بود و حتی ۱۳ سال یا بیشتر بود که شناسنامه اش رو گم کرده بود و این نشان میده که هویت خودش رو گم کرده و اصلا زندگی نمی کرده. و این خیلی من رو به فکر فرو برد. این فرد در حقیقیت خیلی وقت بود که مرده بود و زندگی نکرده بود پس وقتی که شناسنامه جعلی یک مرده را جعل کرد فروریخت و واقعا مرد. و تازه یادش افتاد که هنگام مرگ بخندد و برای آخرین بار خودش را در آینه نگاه کند. بسیار عالی بود. لذت بردم از قلم توانای آقای دولت آبادی. صدای اقای تمدن هم که لذت شنیدن رو دوچندان میکنه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.