نظر نیلوفر نیک قلب برای کتاب رمان چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد؟

رمان چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد؟
نیلوفر نیک قلب
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
00
کتاب گیرایی بود، خوندنش راحت بود و نوع بیانش احساس راحتی و نزدیکی زیادی به خواننده می داد. توی بیشتر مواقع با گفته های شخصیت آرمان موافق بودم، چه از همون اول که راجب دیوونگی همه ی آدم ها حرف میزنه تا اونجا که معتقده اگه به دختر های جوون فرصت بدن همه حاضرن زندگی نامه اشون رو داستان کنن ولی بنظرم زن ستیزی توی جزئیات کوچیک این کتاب خودشو نشون میده. چرا که اولین خیانت روشن داستان خیانت خوده آرمان به نگاره، با اینکه خودش نگار رو به عنوان همسرش با تمام عیب هاش انتخاب کرده ولی فکر عشق اولش نسترن هیچ وقت از ذهنش بیرون نرفته، بله آرمان بلاخره نسترن رو از فکرش بیرون میکنه ولی نه با ازدواج با نگار، بلکه با ازدواج خوده نسترن با مرده دیگری یعنی زمانی که آرمان مجبور میشه که قبول کنه دیگه نسترن مال اون نیست. و بد تر از همه اینا بنظرم پوشوندن این تفکرات پشت اسمی کلیشه ای به نام "دیوانگی" هست. وضعیت آرمان دیوونگی نیست یه "انتخابه". از مابقی داستان بسیار لذت بردم ماجرای لیلا و شاهی جالب بود اما تنها نقطه ضعف داستان، دائم کوچک نشون دادن نقش نگار همسر خانواده است. که متاسفانه همان نگاه مرد سالانه نسبت به کم عقل و ساده نشون دادن زن های خانواده هست. بخصوص همسران مرد های سطح متوسطی مثل آرمان که همیشه معتقد هستند خودشون عقل کل هستند و لایق مقام های بهتری هستن و همیشه بقیه با اخلاق های غیر قابل تحمل صبر نداشته ی این دسته از مرد ها را می سنجند و همیشه توهم این را دارن که دیگران به زندگی آن ها حسادت می کنند و دنبال خراب کردن زندگی آن ها هستن در حالی که این مرد ها خودشون زندگی خودشون رو عموما خراب میکنن.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.