نظر ○● برای کتاب و تنها باد میداند

و تنها باد میداند
○●
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
00
این اولین کتابی بود که با این ژانر میخواندم و بعنوان کسی که به کتابهای عاشقانه علاقهای نداره نظرم به عنوان کتاب بیشتر جلب شد و بعد از مطالعه کتاب من بیشتر یک نوع احساس سنگینیِ ژرفی حس کردم تا عاشقی. نویسنده جزئیات رو خیلی خوب توصیف کرده بود طوری که بدون اینکه خواننده متوجه بشه غرق در اون فضا و مکان میشد، و البته که ترجمه روانی هم داشت. اینکه در یک فصل به زندگی کنونی آنه پرداخته و همچنان به نامههای توماس در زمان جنگ اشاره کرده بود خیلی جالب بود، خواننده رو ترغیب میکرد بیشتر بخونه و ریتم یک نواخت و حوصله سر بری نداشته باشه. طوری که وقتی غرق زندگی آنه میشد یک مرتبه نوشتههای توماس و سختی جنگ سر صفحه سبز میشد. من موقع خواندن کتاب به آهنگهایی با ملودی ارام و سبک indi گوش میکردم که مطالعه رو برام لذت بخش میکرد. حتی این کتاب مشوقی شد چند آهنگ ایرلندی گوش بدم و رسیدم به آلبوم Celtic Inspirations از Sam Levine که بیشتر تثبیت کننده حال و هوای این کتاب برام شد. شعرهایی که در ابتدای هر فصل گفته شده هم خیلی جالب بود، و بدنبال زبان اصلی آن شعرها هستم چون حس میکنم شعری با ترجمه زبان دیگه از خاصیت آهنگینش کاسته میشه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.