نظر H E برای کتاب صوتی سیدارتا

سیدارتا
H E
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
00
ابتدا تشکر ویژه دارم از آقای سلطان زاده که با صدای فوق العاده و بیان شیوا، لذت شنیدن این کتاب را چند برابر کردند و این اثر ارزشمند را در ذهن ماندگار ساختند. سیدارتا کتابی سرشار از مفاهیم فلسفی، عرفانی و تأمل برانگیز است و به مخاطبانی پیشنهاد میشود که به فلسفه، آیین بودا و عرفان شرق علاقه دارند. هرمان هسه، نویسندهی این اثر، از شناخته شدهترین نویسندگان آلمانی قرن بیستم است که در سال ۱۹۴۶ جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد. سبک نوشتاری او از جهاتی یادآور آثار پائولو کوئلیو است؛ با این تفاوت که لایههای عمیق تری از تأمل فلسفی و خودشناسی در آن دیده میشود. اگر با مولانا و اشعارش آشنایی داشته باشید، میتوان شباهتهایی میان نگاه هسه و مولانا پیدا کرد. این اولین کتابی بود که از هسه خواندم و آن قدر جذب قلمش شدم که حتماً دیگر آثارش را هم دنبال خواهم کرد. هسه این کتاب را در زمان اقامتش در هند نوشت. «سیدارتا» در زبان سانسکریت به معنای «کسی که به هدف رسیده» است و داستان نیز حول محور خودشناسی، نیروی درونی انسان و یافتن مسیر شخصی زندگی میچرخد. کتاب بارها تأکید میکند که انسان باید مسیر خود را پیدا کند، حتی اگر خطا کند و صرفاً پیرو دیگران نباشد؛ چراکه هر فرد ترکیبی از خیر و شر است و نحوهی استفاده از این ویژگیها اهمیت دارد، حتی در مورد فرزانهترین انسان ها. از نکات بسیار زیبای کتاب، نگاه عمیق به رودخانه به عنوان نمادی از زندگی و خرد است. همچنین این مفهوم که هر چیز و هر کس در هستی میتواند معلم باشد، به خوبی در داستان دیده میشود. در نهایت، کتاب به این نکته میرسد که آنچه انسان به دنبالش میگردد، در درون خودش وجود دارد و خدا را میتوان در همهی پدیدهها دید.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.