کتاب رو دوسداشتم اما پایانی ک برای پاتریشیا در نظر گرفته شده رو نه!
چرا باید یه مجرم یه زندگی معمولی بدون هیچ مجازاتی رو پیش بگیره؟ همچنان که هر لحظه ممکنه با کوچیکترین احتمال لو دادن راز از طرف همسرش اونوهم از بین ببره؟ تقریبا تمام کرکترای توی کتاب که به شکلی مرتکب خطا شدن یک جوری تاوانشو پس دادن اما پاتریشیا و همسرش بطرز عجیبی قسر دررفتن. انگیزه قتل توی وجود پاتریشیا همیشه زندست و بنظرم اینکه با یه زندگی عالی و دوتا بچه داستانش تموم بشه کمی از نمره کتاب کم میکنه اما درکل مک فادن همچنان نویسنده محبوب من توی این ژانره.
چرا باید یه مجرم یه زندگی معمولی بدون هیچ مجازاتی رو پیش بگیره؟ همچنان که هر لحظه ممکنه با کوچیکترین احتمال لو دادن راز از طرف همسرش اونوهم از بین ببره؟ تقریبا تمام کرکترای توی کتاب که به شکلی مرتکب خطا شدن یک جوری تاوانشو پس دادن اما پاتریشیا و همسرش بطرز عجیبی قسر دررفتن. انگیزه قتل توی وجود پاتریشیا همیشه زندست و بنظرم اینکه با یه زندگی عالی و دوتا بچه داستانش تموم بشه کمی از نمره کتاب کم میکنه اما درکل مک فادن همچنان نویسنده محبوب من توی این ژانره.