اسپویل:
این کتاب مجموعه چند داستان کوتاه هست به قلم چند نویسنده ی مختلف، از داستان اول ک محبوب ترینها شروع میشه و اسم روی جلد هم اسم داستان اول هست که قصه ی زنی باردار را نشان میدهد که این زن به دلیل رابطه با همسر خود از خانواده ترد شده بود و علت این ترد شدن هم زن دوم داشتن این مرد بوده با این حال دختر داستان این مرد را پذیرفته و نفرین های زن اول را با وجود بی ابرویی هایش به جان خریده و عاشق این مرد شده اما نتیجه ی عشق مرد ابتلا به ایدز و بیماری پیشرونده و حاملگی تا خواسته بود. دختر ماجرا حال یک مادر تنهاست که امیدی به زنده بودن خودش ندارد و حتی از سلامت بچه هم تا امید است. تنها دل خوشی باقی مانده اش این هست که در زمان زایمان مادر و خواهر خود را برای بار دیگر ببیند. نتیجه هنگام زایمان، مادر و خواهر ۹ود را برای بار اخر میبیند و بچه را به دنیا می اورد. سایر داستان ها نیز به ترتیب پیش میروند، از نظر من نقطه اوج این کتاب داستان اول و داستان اخر بود. داستان اخر نیز درمورد دختر نویسنده ایست که در تمام رمان های خود مرد ها ی داستان را به شیوه ای زجر اور میکشد. در یکی از رمان ها یک مردی را که هم اسم معشوقه سابق خود در عالم واقعی بوده به سرطان دچار میکند ولی از اونجایی که در داستان خود دختری را عاشق این شخصیت کرده بوده، از نابود کردن این مرد در این داستان منصرف شده و داستان زندگی این زوج را با پایان شاد تمام میکند و سعی میکند نفرت خود را از مرد ها از بین ببرد.
این کتاب مجموعه چند داستان کوتاه هست به قلم چند نویسنده ی مختلف، از داستان اول ک محبوب ترینها شروع میشه و اسم روی جلد هم اسم داستان اول هست که قصه ی زنی باردار را نشان میدهد که این زن به دلیل رابطه با همسر خود از خانواده ترد شده بود و علت این ترد شدن هم زن دوم داشتن این مرد بوده با این حال دختر داستان این مرد را پذیرفته و نفرین های زن اول را با وجود بی ابرویی هایش به جان خریده و عاشق این مرد شده اما نتیجه ی عشق مرد ابتلا به ایدز و بیماری پیشرونده و حاملگی تا خواسته بود. دختر ماجرا حال یک مادر تنهاست که امیدی به زنده بودن خودش ندارد و حتی از سلامت بچه هم تا امید است. تنها دل خوشی باقی مانده اش این هست که در زمان زایمان مادر و خواهر خود را برای بار دیگر ببیند. نتیجه هنگام زایمان، مادر و خواهر ۹ود را برای بار اخر میبیند و بچه را به دنیا می اورد. سایر داستان ها نیز به ترتیب پیش میروند، از نظر من نقطه اوج این کتاب داستان اول و داستان اخر بود. داستان اخر نیز درمورد دختر نویسنده ایست که در تمام رمان های خود مرد ها ی داستان را به شیوه ای زجر اور میکشد. در یکی از رمان ها یک مردی را که هم اسم معشوقه سابق خود در عالم واقعی بوده به سرطان دچار میکند ولی از اونجایی که در داستان خود دختری را عاشق این شخصیت کرده بوده، از نابود کردن این مرد در این داستان منصرف شده و داستان زندگی این زوج را با پایان شاد تمام میکند و سعی میکند نفرت خود را از مرد ها از بین ببرد.