نظر مونا برای کتاب عشق و یک دروغ

عشق و یک دروغ
مارگریت وست، میمنت دانا
۴.۱
(امتیاز ۱۱۲۱ نفر)
مونا
۲
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
کتاب پر از ایرادات تایپی بود. داستان بشدت تخیلی، اغراق گونه، کمال گرایانه و خام نوشته شده بود. خط داستان فقط روی سیسیلی و راجر بود ولی حتی به شخصیت این دو و حوادث بینشون به خوبی پرداخته نشده بود. شکل گیری یک هیجان تحت نام عشق توسط یک دختر کارگر که به سختی پول حضور در یک هتل را داده بود و با قصد پیدا کردن همسر (سندرم سیندرلا-کمال گرایی منفی) شروع شد. تنفر از راجر بدلیل بی توجهی و عاشق شدن یهویی بدلیل توجه و البته بیمارشدنش در اون حد بعد از طرد شدن از سوی راجر، همگی نشان دهنده شخصیت بسیار سطحی، هیجانی، نامتعادل و ظاهربین سیسیلی بود. در طول داستان هر دو برادر از یک خانواده و بیکار بودن ولی دلیل اینکه راجر اونهمه ثروتمند بود و برادرش از راجر پول تو جیبی میگرفت هم معلوم نبود. کاتی که شخصیت عمیق و خودساخته ای داشت و برای رشد خودش تلاش میکرد در کل داستان فقط نقش ناجی و فدایی را بازی کرد و کل خط داستان این تبلیغ را میکرد که در مقایسه سه شخصیت سیسیلی و کاتی و روزا دسموند، نهایتا یک دختر سبک سر و بلند پرواز و سطحی بدون هیچ کارمفیدی میتونه بدون هیچ تلاشی به موفقیتهای مالی یا خوشبختی بالاتر برسه و بقیه خیلی راحت و بی منطق حذف میشن (اشاره به اتش گرفتن و مرگ بی منطق روزا)! ضمنا پیدا شدن پدر پولدار سیسیلی اونم در اون بازه زمانی و بعد از اون، مرگ پدر و مادرش در سن های کم در طول داستان خیلی اغراق گونه بود. زمان بندی های نویسنده و سن و سال افراد و فاصله حوادث هیچکدوم باهم نمیخوند و مرتب همو نقض میکرد. سیسیلی در صفحات اولیه کتاب با چشمان آبی روشن توصیف شد و در طول کتاب چشم مشکی شد! به سرنوشت آرمیتاژ، کاتی، فیلیپ به عنوان افراد خوب داستان اشاره کافی نشد.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟