نظر سروناز واحدی برای کتاب صوتی چشمهایت

چشمهایت
سروناز واحدی
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
00
داستان طورى بود که انکَار نویسنده در طول نوشتن داستان اصلا به آخرش فکر نکرده، اواخر داستان همه چیز بى ربط بهم متصل شد! رمان جنایى بسیار خشن، اصلا ترسناک نبود، بلکه جنایى و روانیریشانه بود که از صحنه هاى مختلف جرم توش استفاده شده، داستان در مورد مردى با نام "توما" است که با مشکل خواب دست و ینجه نرم می کند و به همین دلیل تصمیم مى کَیره تا از متخصص هیپنوتیزم کمک بکَیرد. اما این جلسه نه تنها مشکل خوابش رو بهتر نمیکنه، کابوس هاى بسیار وحشتناکتر از آن را به دنیاى بیدارى او مى آورد. توما قتل هاى بسیار وحشیانه اى را طورى میبیند که انکَار خودش داره اون جنایت رو انجام میدهاین رویاهاى جدید چی هستن؟ رویای صادقه، خواب و کابوس یا….. در کل یه داستان سمی با گویندگی و خوانش و صدای عالییییی
هیچ پاسخی ثبت نشده است.