با وجود کلیشهای بودن کارکترها و اقتباسی بودن داستان از بازیهای عطش و دوندهی هزار تو، باز هم توی ژانر خودش اثر خوب و تاثیر گذاری بود. شخصیت پردازیها دقیق و اثر گذار بودن و تا مدتها ذهن خواننده رو درگیر میکنن. ریتم داستان خوبه و حوصله رو سر نمیبره با این که دائما شبیه به صحنههایی از فیلمها و کتابهای معروف میشه ولی بازم کشش خودش رو از دست نمیده. قطعا اکثر خوانندهها شخصیت دوگانهی کای رو فراموش نمیکنن گرچه که درگیر کلیشهی پسر بد بودن و جذابیت بیش از حده ولی بازم هویت و اثرگذاری رو خودش رو حفظ میکنه و یه جورایی منو یاد ادوارد کالن میندازه: یه نجیب زادهی آشفته و مرگبار؛ البته این خصوصیات خیلی پررنگ تر و شخصی تر و عمیق تر از ادوارد کالنه.
در مجموع ناتوان یه اثر منحصر به فرد نیست و یه کاتالوگ از مجموعههای قبل از خودشه ولی باز هم جذابیت خوندن داره.
در مجموع ناتوان یه اثر منحصر به فرد نیست و یه کاتالوگ از مجموعههای قبل از خودشه ولی باز هم جذابیت خوندن داره.