نظر یاسمن برای کتاب زخمها خوب میشوند، فراموش نه

زخمها خوب میشوند، فراموش نه
یاسمن
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
00
در کل رمان قشنگی بود شروع خیلی خوبی داشت جزییات رو خیلی خوب به تصویر کشیده بود توی کلمه ها اما یه جاهایی اغراق داشت مثلا افکار و درک و دیالوگهای پسر دوم ملیحه که 6 سالش بود خیلی دیگه غیرطبیعی و اغراق بود یه چیزی جالبه برام هم کتاب زخم تبر جوانه شد رو خوندم هم این کتاب، این دوتا تقریبا یکی بودن! ژانرش و چارچوبش کاملا یکی بود با کمی اختلاف جزییات توی هر دو کتاب شخصیت اول از بدبختی و بیچارگی با تلاش به جاهای خوب میرسه و توی هر دو کتاب طرف درگیر عشق میشه و از گشنگی و بیچارگی به سفرهای خارجی میرسه توی هر دو کتاب شخصیتهای فرعی درگیر بیماری سرطان میشن، توی هر دو کتاب اطرافیان نمیذارن این عشق پایدار بمونه و میخوان زندگی شونو خراب کنن و دخالت میکنن، تو هر دو روایت یا بهتره بگم هر سه روایت توی اوج عشق و عاشقی یه فاصلهی طولانی بین شخصیتهای اصلی میوفته و خواسته یا ناخواسته درگیر جدایی میشن دقیقا روایت ملیحه، اسفندیار و آذر یکی بودن! 😁
هیچ پاسخی ثبت نشده است.