ما با اشکال مختلفی از ثروت مواجه هستیم که شناخت و بدست آوردنشون حاصل پرورش هوش هیجانی و توسعهی فردی هست. نویسنده قصد داره دوسوی تعارضات سازندهای که در زندگی طی ضربانهای طبیعی برای فرد ایجاد میشن رو ساده سازی و درک پذیر کنه تا خواننده بتونه با درون خودش ارتباط بهتری برقرار کنه، اما ضعف نگارش اغلب کتاب رو به ورطهی درگیری با پارادوکسهای پیاپی کشونده که نمیشه تکرارش پشت سر هم و در یک مفهوم رو واقعا تکنیک نویسنده تصور کرد.
به طور مثال در جایی صراحتا "من" گفتن رو رد میکنه و در همون جمله قبل از پایان سطر از واژهی "من" به طرز آشکاری استفاده میکنه اون هم به سبک عتابی خطابی!
شخصا استنباطم این بود که کتابی رو میخونم که یک خودشیفته از سر اظهار فضل نگارش کرده!
با نوعی جبر بیش از اندازه در نگرش نویسنده مواجه شدم که برای شروع اصلا منطقی نیست. قطعه قطعه کردن مفاهیم بی اونکه انسجام نهایی مفهوم روبه کلیت برگردونه و بتونه کنتراست قابل درک تضادها رو به خواننده نشون بده میتونه به شدت گمراه کننده باشه. در واقع عمق چندانی در نگرش شخصی نویسنده نیست یا اگر هست قدرت نگارشش نمیتونه عمق نگاهش رو برسونه که نوشته رو فاقد انسجام و اغلب در دو سوی نمودار خطی رها میکنه و تا جایی پیش میره که خواننده رو با پیکر مثله شدهی مفهوم تنها میذاره و میره دنبال انجام کارهای شخصی!
مثالها گاها نا مفهوم فصلها بیش از انداره کوتاه و بعضا سطحی و فکتها زیاد و بیشتر از وزن نگرش نویسنده هستن .
اگه با مفهوم توسعه فردی آشنا هستید و در مسیر خودشناسی قدم میزنید تلنگرهایی براتون خواهد داشت اما این اثر برای شخص بنده جذاب نبود.
سپاس از گروه محترم کتابراه پاینده ایران🌹
به طور مثال در جایی صراحتا "من" گفتن رو رد میکنه و در همون جمله قبل از پایان سطر از واژهی "من" به طرز آشکاری استفاده میکنه اون هم به سبک عتابی خطابی!
شخصا استنباطم این بود که کتابی رو میخونم که یک خودشیفته از سر اظهار فضل نگارش کرده!
با نوعی جبر بیش از اندازه در نگرش نویسنده مواجه شدم که برای شروع اصلا منطقی نیست. قطعه قطعه کردن مفاهیم بی اونکه انسجام نهایی مفهوم روبه کلیت برگردونه و بتونه کنتراست قابل درک تضادها رو به خواننده نشون بده میتونه به شدت گمراه کننده باشه. در واقع عمق چندانی در نگرش شخصی نویسنده نیست یا اگر هست قدرت نگارشش نمیتونه عمق نگاهش رو برسونه که نوشته رو فاقد انسجام و اغلب در دو سوی نمودار خطی رها میکنه و تا جایی پیش میره که خواننده رو با پیکر مثله شدهی مفهوم تنها میذاره و میره دنبال انجام کارهای شخصی!
مثالها گاها نا مفهوم فصلها بیش از انداره کوتاه و بعضا سطحی و فکتها زیاد و بیشتر از وزن نگرش نویسنده هستن .
اگه با مفهوم توسعه فردی آشنا هستید و در مسیر خودشناسی قدم میزنید تلنگرهایی براتون خواهد داشت اما این اثر برای شخص بنده جذاب نبود.
سپاس از گروه محترم کتابراه پاینده ایران🌹