نظر عطیه کیمیایی برای کتاب چشمهایت

چشمهایت
عطیه کیمیایی
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
00
من زیاد باهاش ارتباط نگرفتم. شخصیتها و روابطشون خیلی کم بهش پرداخته شده بود. کل داستان مانورش روی یک موضوع بود که هی تکرار میشد با یکم شاخ و برگ (منظورم توهمات شخصیت اول داستان) ینی خب برای خود من اواسطش خیلی کسل کننده شده بود و دوس داشتم زودتر به ته داستان برسم. پایانش واقعا غافلگیر کننده بود و نمیشد حدس زد. نویسنده سعی کرد بود با توصیفات چندش اور مثلا هیجان ببخشه به قصه …یه جاهاییشم واقعا غیر منطقی بود (اسپویل: چرا باید توما وارد خونه لیزا میشد بدون اجازه؟ اخه کدوم ادم عاقلی همینجوری سرشو میندازه پایین وارد خونه یه غریبهای میشه که به قول خودش فکرم میکنه به قتل رسیده؟ بعدشم میپره تو زیرزمینش بدون هیچ ترسی!)
هیچ پاسخی ثبت نشده است.