نظر Kowsar برای کتاب صفیر

صفیر
Kowsar
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
00
عمیق، زیبا و متفاوت مخصوصا آخرش. کاملا درگیرم کرد و ملایمتش تو ژانر تخیلی عالی بود. کاملا قابلیت اینکه به داستان بلند تبدیل بشه رو داشت. دوست داشتم اول از شخصیت پلیس و همسرش سارا توضیحاتی داده بشه و بعد درباره قتل و قاتلش. و اینکه از زبون ناخدا درباره «آبی ها» بگه و بعد از نجاتش از مردم محلی به عنوان یه فرد عادی یا در جایگاه پلیس میتونست سوال بپرسه. وقتی که گفت براش بازیه که اسکلتها رو جمع کنه میشد ازش بخواد در این باره بگه تکه سوال کنه و اون هم جواب نده. و صفحه آخر که به ناخدا زنگ زد و گفت داره میاد، ناخدا گفت: «که قبلاً با خانومت نیومدی، این بار تنها میای؟!!!!!» مگه ناخدا دفعه آخر یعنی شروع داستان رو یادش نبود. یا همه اون اتفاقات تو خیال مرد برای آرام کردن خودش بودن!!
هیچ پاسخی ثبت نشده است.