نظر زینب.م برای کتاب صوتی وانیل و شکلات

وانیل و شکلات
زینب.م
۱۴۰۴/۱۰/۰۸
10
تا اینجا که من دارم گوش میدم خیلی جالبه. با اینکه ایتالیاییها و ما به اسمها عادت نداریم اما بازم گیجم نمیکنه. بازم تموم کردم نظرمو ویرایش میکنم. راویهای عزیز هم خیلی مسلط هستند. متشکرم کتاب تموم شد و منو با کوهی از غم تنها گذاشت واقعا این چه نفرینیه؟ اون از گتسبی، آنا کارنینا.. چرا یه زن محکومه به تحمل زندگی؟ تمام نظرات رو خوندم یه نفر حتی موافق نظر من نبود اما کی منو میشناسه؟ میخوام حرف دلمو بزنم همه چیز عمیقا دردناک و واقعی بود من با هندزفری درحال انجام کارهای خونه گوش میدادم و مدام فحش نثار آندره ا میکردم. زندگی کودکی من تقریبا شبیه کودکی آندره ا بود. پدرم همون آدم عوضی و ما سه تایی که ازش متنفر بودیم و آرزوی مرگشو داشتیم و مادری که نمیرفت و مونده بود تو اون زندگی.. بعد پر توقعیها و سفسطه و مغلطه راه انداختنهای شوهره هربار بهش اعتراض میکرد.. تا اینجا واقعی و دردناک و منی که آرزوی چنین شخصی که مثل یه فرشته بیاد و منو غرق محبت کنه. انقد تو کامنتا دیدم همه میگفتن خیانت خیانتو عادی کردن. اصلا حالم از این کلمه بهم میخوره. کدوم خیانت؟ مگه پپه حق دوست داشته شدن نداشت؟ حق دیده شدن نداشت؟ چجوری میتونست جدا بشه بره؟ بچه هاش چی؟ چرا باید بین بچش و معشوقش یکیو انتخاب میکرد؟ چرا مرد با وجود رابطههای زیاد انقد حق به جانب بود، اما زن حق خودش نمیدونست که اونم از زندگی سهمی داره؟ از صمیم قلبم دلم میخواست بهم برسن و این طلسم یه جایی تموم بشه اما فک کردم شاید اگه اینجوری بود مجوز چاپ نمیگرفت. همه باید همدیگرو ببخشن. بنیان خانواده و ازین اراجیف. حس میکنم دوباره شکست خوردم. فقط اون چند ساعتی که قلبم تندتند میزد برای این رابطه. چه حس شیرینی. حسی که موقع دوستی پپه و آندره ا نداشتم.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.