نظر نگین خ برای کتاب انگور فرنگی

انگور فرنگی
آنتون چخوف، زهرا تدین
۱۶۹ رای
نگین خ
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
من کلی داستان کوتاه از چخوف خوندم و از نویسنده های موردعلاقه من هست. این داستان کوتاه هم تا جایی یادمه جزو داستان کوتاه های معروف چخوف هست، ولی نمیدونم چرا باهاش ارتباط نگرفتم. شاید چون طوری از جوانی و پیری حرف زده که انگار فقط وقتی جوونیم میتونیم خودمون رو خوشبخت کنیم و تو پیری دیگه همه چی تموم شده. البته شاید بیش از یک قرن پیش، زمان زندگی چخوف، واقعا چنین بوده. البته که نیکلای میتونسته خیلی زودتر به آرزو های خودش برسه و زنش رو هم در این راه اینقدر رنج نده. تحول روحی شخص اول داستان پس از دیدار با برادرش رو هم خوب متوجه نشدم، از دیدن خوشبختی برادرش غرق ناامیدی شد؟ و چرا تفکرش درباره ایده خوشبختی انسان ها با غم همراه بوده؟
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟